سلام آقا
سلام اقای مهربون و قشنگم.سلام اقای غریبم.

مهدویت» یکی از مهم‌ترین آموزه‌های شیعه اثنی‌عشری است، اما عدم آسیب‌شناسی در این مورد منجر به این می‌شود که این آموزه از اصالت و آنچه هدفش بوده است، منحرف شود.

 

اعتقاد شیعه درباره‏ امام زمان(عج) این‏ است که آن حضرت تولد یافته و تاکنون‏ زنده و در پرده غیبت است و روزی‏ حکومت عدل را به پا خواهد کرد. هم‏اکنون‏ محل زندگی ایشان معلوم نیست، ولی در کره‏ زمین زندگی می‏کند.
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، «مهدویت» یکی از مهم‌ترین آموزه‌های شیعه اثنی‌عشری است، اما عدم آسیب‌شناسی در این مورد منجر به این می‌شود که این آموزه از اصالت و آنچه هدفش بوده است، منحرف شود.
شناسایی تمام آسیب‌های موعودگرایی، فرصتی بس فراخ‌تر از این مقال لازم دارد، بنابراین آن چرا که در این اثنا سعی در بررسی آن داریم، تأمل در محل اقامت حضرت ولی عصر(عج) است! موضوعی که در اذهان بسیاری از مسلمان وجود دارد، گاه افرادی این موضوع را مستمسک تحقیر و تسمخر قرار داده ـ همچون وهابیان که با طرح این شبهه که چگونه شیعیان امامیه داعیه حضور امام دوازدهمشان را دارند در حالی که خبری از محل اقامت و نحوه معاش او ندارند ـ و گاه موجب شده است جریان‌هایی فکری و اجتماعی به علت خبط برخی از اندیشمندان شیعه، قائل به مکانی مشخص به نام «جزیره خضرا» شوند که ایشان در آن جزیره‌ای که محل و نشانی‌اش در دست نیست، حضور دارند و این ایده خرافی نیز موجب شده است که عده‌ای این جزیره‌ موهوم را به منطقه‌ای موهم‌تر همچون مثلث برامودا تطبیق دهند!
متاسفانه در دهه اخیر، با اینکه مسجد مقدس جمکران دارای اسناد موثق تاریخی و روایی است ولی به علت اینکه غلبه احساسات در تبیین آموزه‌های الهیاتی، این مسجد مقدس از دید عوام به منزل امام زمان‌(عج) تلقی شده است.
آنچه باید میان شیعیان مورد توجه قرار گیرد؛ پاسخ و یا عدم‏پاسخ به پرسش‌هایی درباره‏ چگونگی خواب‏ و خوراک، نوع غذا و پوشاک آن حضرت و محل تأمین آن‏ها، تعداد فرزندان و همسران آن حضرت و پرسش‏هایی از این دست است که‏ به اعتقادات شیعه مربوط نمی‏شود.
اگر انسان نسبت به این‏گونه امور، جاهل باشد و حتی‏ عقیده‏ای مخالف با آنچه که برخی به آن معتقدند، داشته باشد، خللی در اعتقادات وی ایجاد نمی‏شود. اعتقاد شیعه درباره‏‏ امام زمان(عج) این است که آن حضرت تولد یافته و تاکنون زنده‏ و در پرده‏ غیبت است و روزی حکومت عدل را به پا خواهد کرد.
اعتقاد به قدرت خدا، حل‏ مسائل مربوط به پرسش‏های یاد شده را برای انسان آسان‏ می‏کند، به‏طوری که نمی‏توان از آن غافل شد. اثبات عدم‏ استبعاد، خود به تنهایی کافی است که انسان نسبت به آن‏ها آرامش قلب گیرد.

 


* اقامتگاه امام مهدی(عج)
درباره‏ محل اقامت امام زمان در عصر غیبت گفت‏وگوی‏ فراوان شده است. در ابتدا ما آن گفت‏وگوها را طرح کرده و در نهایت، نظر نهایی خود را از نظر خوانندگان می‏گذرانیم. گفته‏ شده است که:
۱. آن حضرت همه ساله در مراسم حج شرکت می‏کند و به‏ مشاهده مشرفّه می‏رود و بعضی از سعادتمندان در مراسم حج به‏ محضرش شرفیاب شده‏اند. (۱)
۲. درباره اقامتگاه آن حضرت و فرزندان و بستگان و یاران‏ مخصوص(اوتاد) چندین مکان مانند: مدینه، دشت حجاز، کوه رضوی، کرعه و سرزمین‏های دوردست و . . . معین شده‏ است. (۲)
۳. اقامتگاه آن حضرت و فرزندان و گروهی از خواص یارانش‏ در جزیره‏ای از دریای بزرگ است. از امام هادی(ع) داستانی نقل‏ شده که خلاصه‏اش این است: حضرت مهدی(ع) و فرزندش‏ در جزیره‏هایی بزرگ و پهناور در دریا زندگی می‏کند و عدّه‏ی‏ شیعیان آن‏جا بسیار زیاد است، فرزندان هر یک حاکم جزیرهای‏ هستند و خدا بهتر می‏داند. (۳)
۴. محل اقامت آن حضرت تعیین نشده و شاید مکان معینی‏ نداشته باشد و به‏طور ناشناس، بین مردم زندگی و رفت و آمد کند.
۵. ممکن است محل اقامت آن حضرت، نقاط دورافتاده‏ای باشد که عادتاً مردم به آن مکان‏ها رفت و آمد نمی‏کنند.
۶. محل اقامت ایشان شهر سامره و همان سردابی است که از آن‏جا غایب شده است. در همان‏جا زندگی می‏کند و از همان‏جا ظهور می‏کند. (۴)
۷. محل اقامت حضرت مهدی(ع) و فرزندان آن حضرت‏ در کشورهای وسیع و آبادی است که پایتخت آن‏ها به نام‏های‏ ظاهره(زهراه)، رائقه، صافیه، ظلوم، عناطیس نامیده می‏شود و پنج نفر از فرزندان شایسته‏ آن جناب به نام‏های: طاهر، قاسم، ابراهیم، عبد‌الرحمن و هاشم در آن کشورها حکومت‏ می‏نمایند.
۸. جزیره‏ خضرا محل زندگی امام عصر(ع) است و حضرت‏ در آن با فرزندان خود حضور دارد. جزیره با حصاری محکم‏ محاصره شده و هر کسی به آن نزدیک می‏شود به‏طور اسرارآمیزی یا از بین می‏رود یا مسیرش منحرف می‏گردد.
این نوشته بر آن نیست که درباره‏ هر یک از موارد یاد شده‏ قضاوت دقیقی را داشته باشد، بلکه بر آن است که این موضوع که آیا امام زمان واقعا در جزیره‌ای به نام خضرا و یا هر اسم دیگر به صورت ثابت زندگی می‌کند یا خیر؟ آیا اصل اینکه این موضوع مهم است یا خیر؟ اما به‏طور گذرا می‏توان گفت بعضی از بندهای مذکور کاملاً مورد تأیید روایات و عقل‏ است. مثلا در مراسم حج هر سال شرکت می‏کند و بعضی از سعادتمندان به دیدار وی شرفیات شده‏اند که احوالات‏ برخی از آن‏ها در کتب مربوط به آن آمده است‌(۶) در هر صورت‏ بزرگانی از علما در عرفات و منی در جست‏وجوی آن حضرت اشک‏ می‏ریزند.
اعتقاد شیعه درباره‏ امام زمان(عج) این‏ است که آن حضرت تولد یافته و تاکنون‏ زنده و در پرده غیبت است و روزی‏ حکومت عدل را به پا خواهد کرد. هم‏اکنون‏ محل زندگی ایشان معلوم نیست، ولی در کره‏ زمین زندگی می‏کند.
اما در مورد بند ششم و هفتم باید گفت که در هیچ روایتی گفته‏ نشده که امام دوازدهم در سرداب زندگی می‏کند و از آن‏جا ظهور خواهد کرد و هیچ‏یک از دانشمندان معتبر شیعه، چنین مطلبی را نفرموده‏اند. و این نسبت، دروغ محض و از روی عناد صادر شده‏ است.(۷) و نیز داستان کشورهای مجهول، بی‏شباهت به افسانه‏ نیست و تنها مأخذ آن،حکایتی است که در«جنه الماوی» نقل‏ شده که اسناد آن قابل خدشه است. (۸)
* بررسی حدیثی محل اقامت حضرت ولی‌عصر (عج)
طبق بیان امیرالمومنین‌(ع) حجت‌بن الحسن‌(ع) میان مردم است، در مجالس آن‌ها به طور ناشناس حضور یافته و در مراسم حج شرکت می‌کند ولی اقامت‌گاه اختصاصی آن حضرت بر مردمان هویدا نیست. ایشان در شرق و غرب جهان، به سیر و سیاحت پرداخته و حاجت نیازمندان را بر می‌آورند.
امام حسین‌(ع) فرمودند: لا یطلع علی موضعه احد من ولی وغیره الا الذی یلی امره. (۹)
هیچ کس از دوستان و غیر دوستان، از اقامت‌گاه و منزل حجت خدا اطلاع ندارد و آگاه نمی‌شود از این موضوع، مگر کسی که خدمت‌گزار او باشد.
امام باقر (ع) نیز می‌فرمایند: ان لصاحب هدا الامر بینا بقال له: بیت الحمد، فیه سراج یزهر منذ یوم ولد الی ان یقوم بالسیف لا یطفا. (۱۰)
برای صاحب این امر، خانه‌ای است که به آن «بیت الحمد» گفته می‌شود و در آن خانه، چراغی هست که از روز ولادت آن حضرت روشن گردیده و تا روزی که بقیه‌الله، روحی له الفدا با شمشیر قیام کند، روشنایی می‌دهد.
همچنین حضرت ولی عصر در پاسخ به علی‌بن ابراهیم‌بن مهزیار اهوازی فرمود: ان ابی‌(ع) عهد الی ان لا اوطن من الارض الا اخفاها و اقصاها اسرار لامری، و تحصینا لمحلی من کید اهل الضلال و المرده من احداث الامم الضوال فنبذنی الی عالیه التلال و الرمال... . (۱۱)
همانا پدرم، با من عهد بست که دورترین و مخفی‌ترین نقطه روی زمین خدا را برای اقامت انتخاب کنم تا امر من پوشیده بماند و محل زندگی‌ام از حیله و کید گمراهان در امان باشد؛ این پیمان مرا به کوه‌های مرتفع و تپه‌های شن سوق داده است.
همچنین آن بزرگوار در نامه‌ای که برای نایب اول خویش «عثمان‌بن سعید عمری اسدی» (متوفای ۲۹۷ ق) و فرزندش ابوجعفر محمد‌بن عثمان عمری مرقوم فرموده‌اند، چنین می‌فرماید: . . . خداوند جانشین او را از دیده‌ها پوشیده داشت و جایگاهی را پنهان ساخت و این براساس مشیت و خواست خدا بود که در قضای حتمی او گذاشته و در تقدیر الهی قطعیت یافته بود.
وفینا موضعه، و لنا فضله، ولو قد اذن الله عز و جل فیما قد منعه و ازال عنه ما قد جری به من حکمه لاراهم الحق ظاهرا بأحسن حلیه و أبین دلاله و أوضح علامه و لأبان عن نفسه، و قام بحجته ولکن أقدرالله عزوجل لاتغالب، وأرادته لا ترد و توفیقعه لایسبق. (۱۲)
جایگاه وصی امام عسکری (یعنی امام زمان) در میان ماست، و فضل و لطف آن جناب برای ماست. و اگر خداوند عزل و جل اجازه دهد آنچه را که فعلا ممنوع نموده و بردارد حکمش را از آنچه که جریان یافته است البته حق را در بهترین و زیباترین صورت و یا روشن‌ترین برهان و واضح‌ترین نشانه آشکارا به آن نشان خواهد داد، و هر آینه خود را معرفی می‌کند و قیام به حجت خواهد کرد، لیکن قدر الهی مغلوب نمی‌گردد و اراده الهی بازگشت ندارد و وقت و زمانی را که خداوند مقرر فرموده پیشی گرفته نخواهد شد.
-----------------------پی‏نوشت‌ها:-----------------------
۱. فرج المهموم،شیخ عباس قمی،ص ۲۵۸.
۲. پاسخ به ده پرسش،آیت اللّه صافی گلپایگان،ص ۲۷؛نجم الثاقب،ص‏ ۵۸۷؛العبقری الحسان،ج ۲،جزء ۴،ص ۱۲۲؛غیبت نعمانی،ص ۲۲۰.
۳. حضرت مهدی(ع) فروغ تابان ولایت،محمد محمدی اشتهاردی،ص ۶۷.
۴. الائمه الاثنا عشر به نقل از الامام المهدی،مهدی الفقیه الایمانی،ص ۴۰۴.
۵. جنه المأوی،میرزا حسین نوری،ص ۲۱۷ به بعد.
۶. منتهی الآمال،شیخ عباس قمی،صص ۱۰۸۷-۱۰۷۱.
۷. پاسخ به ده پرسش،آیت اللّه صافی گلپایگان،ص ۲۸.
۸. جنه المأوی،میرزا حسین نوری،ص ۲۱۷ به بعد.
۹. منتخب الاثر، لطف الله صافی گلپایگانی، ص ۲۵۳
۱۰. بحارالانوار؛ ج ۵۲
۱۱. بحارالانوار؛ ج ۵۲
۱۲. بحارالانوار ج53



 

با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی

هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه مارا عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما,,,

اللهم عجل الولیک الفرج



کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت

اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت

چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید

تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت

به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم

یواشکی من و این چشم های مانده به راهت

هنوز می رسد از لا به لای این همه تقویم

صدای ندبه و زاری ز جمعه های پگاهت

چه قصه ها که شنیدم ز کودکی ز ظهورت

نیامدی و شدم خود چه قصه گوی پر اهت

چقدر هلهله دارد طنین سبز طلوعت

چقدر همهمه دارد گدای این همه جاهت

چگونه جان بسپارم به پای سرخ ظهورت

به وقت گفتن این شعر و یا رکاب سپاهت

شکسته بال عروجم ز تیرهای معاصی

خدا کند که نیفتم ز دیدگان سیاهت

تمام شهر و محل را سپرده ام که بگویند

به هر کجا که تو هستی خدا به پشت و پناهت

دعاترین دعاها همین دعای نگار است

امان بده که بمیرم به پای بقیت الاهت

او خواهد آمد



 تقصیر ماست غیبت طولانی شما

 

بغض گلو گرفته ی پنهانی شما

 

برشوره زار معصیتم گریه میکنم

 

جانم فدای دیده بارانی شما

 

پرونده ام برای شما دردسر شده

 

وضع بدم دلیل پریشانی شما

 

ای وای من که قلب شمارا شکسته ام

 

آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟

 

ای یوسف مدینه مرا حلال کن

 

عفو و گذشت و سنت کنعانی شما

 

آقا حقیقت است که اصلا شبیه نیست؟

 

رفتار ما به رسم مسلمانی شما

 

ایران ما اگرچه بسی شاه دیده است


چشم امید بسته به سلطانی شما..



 

شاید برای بسیاری  از ما  که روزها و سالها را پشت سر هم و بدون تغییرات محسوسی گذرانده ایم باور این حقیقت که ممکن است حرکت زمین روزی کند شده و یا از حرکت باز ایستد و یا در جهت عکس خود حرکت کند سخت باشد.


فراموش نکنیم بسیاری از معجزات انجام شده توسط پیامبران الهی به امر خداوند بوده و برای آگاه ساختن و بیدار کردن دلهای مرده بندگانی است که دچار روزمره گی حیات فانی شده و وجود خالق را فراموش و انکار می کنند و خلقت جهان با عظمت و آسمانها را تصادفی خوانده خالق ناظم و مدبر این هستی با عظمت را باور ندارند. بر این اساس بسیاری از معجزات نیاز به تفسیر منطقی ندارند و تلاش ما برای یافتن علل آن بی فایده و نوعی ضعف ایمان است. اگر به خدا و روز رستاخیر و پیامبران الهی و ائمه اطهار اعتقاد داریم باید سخنان آنها را نیز بدون آنکه در آن شک کنیم بپذیریم. در قرآن کریم در باره معجزات پیامبران الهی نمونه های بسیاری ذکر شده است معجزه حضرت ابراهیم در اثبات معاد، و عبور از کوه آتش برای اثبات حقانیت سخنان خود و اینکه پیامبری از سوی خداست. معجزات حضرت موسی ید بیضاء و عصایی که اژدها می شود و شکافته شدن دریا و عبور قوم بنی اسرائیل و جاری شدن 12 چشمه از سنگ با اشاره عصا و نوشیدن از آن و نزول مائده آسمانی و زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی و نفخ روح در مجسمه گلی پرنده و زنده شدن و حرکت او به امر خدا و... همه و همه تنها یک وجه مشترک دارند و آن عدم وجود دلیل منطقی و درک طریق تحقق این معجزات است. این معجزات غیر از عذابهای الهی است که بر اقوام گناهکار پیشین نازل و مجرای طبیعی داشته است و لذا بین این دو تفاوت باید قائل شد. عذابهایی مثل سیل و طوفان نوح و یا زلزله و صیحه آسمانی و آتشفشان و باد صرصر که قوم عاد را نابود کرد اینها شاید دلایل علمی و مجرای طبیعی تحقق داشته باشند ولی معجزات از این امر مستثناء هستند. در حقیقت معجزه از نوع عذاب نیست و برای بشر و نظم آفرینش ضرری ندارد و جدای از عذاب الهی است که بر اساس سنتهای الهی نازل می شود و سبب از بین رفتن اقوام گناهکار می گردد.


در طول تاریخ بسیاری از معجزات و گاه شدیدترین حوادث برای بیداری و تنبیه بشر اتفاق افتاده بدون اینکه حیات بر روی زمین خاتمه یابد. لذا معجزات الهی همواره از مجرای طبیعی و منطقی که عقل ما بتواند آن را درک کند نیست .


هنوز دانشمندان ناسا نتوانسته اند بفهمند چطور ماه شکافته و سپس دوباره جمع شده ولی بر این که در برهه ای از زمان ماه به دو نیم شده و دوباره به هم پیوسته اقرار دارند و تصویرهای گرفته شده از سطح ماه این قول را اثبات می کند. برای اطلاع بیشتر به این لینک مراجه فرمایید:
( معجزه شق القمر و اسلام آوردن یک دانشمند مسیحی)

 

 چنین معجزاتی که حتی بشر با گذشت این همه سال و پیشرفت در علوم فضا و ... نتوانسته دلیلی برای حدوث آن بیابد تنها یک چیز را ثابت می کند . این عالم و نظام هستی خالقی دارد و خالق آن نظم دهنده در آن است و قدرت و علم و اختیار و اراده تصرف در آن را دارد هر چند بسیاری از این امور  قابل درک و فهم برای بشر نباشد و عجز بشر را در تفسیر و توضیح آن به همراه داشته باشد . از جمله این معجزات که در زمان ظهور آخرین منجی و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف روی می دهد ، ایستادن خورشید در آسمان یا به عبارت دیگر توقف حرکت زمین برای مدتی کوتاه و کند شدن حرکت زمین است که در روایات به آن اشاره شده و دانشمندان غربی نیز سعی دارند آن را توجیه نمایند. هر چند توقف حرکت زمین از دید بسیاری از دانشمندان و کارشناسان می تواند به پایان حیات در روی زمین منجر شود ولی اگر به روایات آخر الزمان دقت کنیم می بینیم که این امر معجزه الهی برای کسانی است که هنوز هم نسبت به خالق خود کافر هستند و به صراحت می فرماید که توبه و بازگشت بندگان پس از این واقعه پذیرفته نمی شود .


 

لذا دلیلی وجود ندارد که بگوییم با توقف حرکت زمین حیات خاتمه می یابد و امکان بازگشت حرکت مجدد آن نیست . اگر توقف زمین را معجزه الهی و برای توجه مردم به ظهور آخرین آیه الهی در روی زمین بدانیم آنگاه می توان گفت خالق آسمانها و زمین قادر است زمین را متوقف کرده و دوباره آن را به حرکت درآورد بدون آنکه حیات نابود گردد و یا اتفاق ناگواری بیفتد و اصولا آیا حرکت و گرداندن میلیارها ستاره و سیاره و کهکشان و نظم کیهان برای خالق سخت تر است یا توقف چند ساعته یک سیاره کوچک و بازگرداندن مجدد حرکت آن؟ لذا در مقابل درک عظمت خالق و نظم کیهان درمی یابیم که توقف چند ساعته حرکت زمین به امر خداوند نباید امری سخت و غیر قابل قبول تلقی گردد.


 

لذا در بحث حوادث آخر الزمان نمی توان همواره با دلایل علمی همه آنچه را که اتفاق خواهد افتاد اثبات نمود . بلکه بسیاری از این حوادث سریع وناگهانی و خارج از محاسبه و درک انسان است و از این جهت معجزه اطلاق میشود .

 

 

رسول خدا (صلی­ الله­ علیه­ وآله) می فرماید:

 

زمان ظهور فرا نخواهد رسید تا آنکه خورشید از مغرب خود طلوع کند. هر گاه چنین شود و مردم نیز آن را ببینند، همگی ایمان خواهند آورد. امّا این هنگام، زمانی است که ایمان­ آوردن هیچ کس برایش سودمند نخواهد بود. ( الإشاعة لأشراط الساعة، ص ۲۴۹، ب ۳.).


 

امام باقر (علیه­ السلام) فرمود:

 

پیش از قیام قائم (علیه­ السلام) مردم به وسیلۀ آتشی که در آسمان آشکارمی شود و سرخی ­ای که آن را فرا می گیرد، از گناهانشان بازداشته می شوند. الإرشاد، ج ۲، ص ۳۸۷.

 

 

هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی‏آور در مشرق طلوع می‏کند. نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (علیه‏السّلام)، آن گاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون و همراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پس هر گاه آن را دیدید، از شرّ فتنه‏ها به خدا پناه برید.طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس ]بنی‏ عبّاس[درنگ نمی‏کنند(دوام نمی آورند) [جز زمانی کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود الفتن، ص 148، جزء ۳، ح 607

 

 

 نکته دیگر اینکه باید قبول کنیم که ما در دوره ظهور و آخر الزمان قرار داریم . یعنی بسیاری از بی نظمی های طبیعت زمینه ای برای پایان حیات در روی زمین نیز می باشد و برپایی قیامت پس از قیام قائم اتفاق خواهد افتاد و چنانچه در آیات قرآن دقت نماییم می بینیم که یک چهارم آیات آن متعلق به معاد و هشدار در باره آن است و از این زاویه همه این وقایع برای آگاهی و بیداری و بازگشت بندگان از گناهان و توبه آنان به در گاه حق بوده تا قبل از دیر شدن و از دست رفتن فرصت به فطرت الهی و پرستش خدای یکتا روی آورند. لذا اصرار و انکار برخی مبنی بر اینکه امکان توقف زمین و یا ظهور ستاره سرخ رنگ وجود ندارد و یا طلوع خورشید از مغرب توجیه پذیر نیست و یا امکان نابود شدن دو سوم جمعیت بشر امکان پذیر یا عادلانه نیست، اینها ناشی از ضعف ایمان و عدم اعتماد و اعتقاد به قدرت خالق است و از سویی دیگر نشانه عدم قبول و ایمان به نزدیکی قیامت است در حالیکه آیات قرآن دلالت اکید بر نزدیکی قیامت دارند. خداوند به صراحت در قرآن در آیات متعددی هشدار داده در صورت عدم رعایت تقوا و پرهیز از گناهان و ایمان به پیامبران الهی سنت از بین رفتن کافران و طغیانگران اجرا خواهد شد و این کار برای خدا سخت نیست و تعارفی هم ندارد. سنتی قطعی است و سنتهای الهی تغییر نمی کند.

 


إِن یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ أَیُّهَا النَّاسُ وَیَأْتِ بِآخَرِینَ وَکَانَ اللّهُ عَلَى ذَلِکَ قَدِیرًا – سوره نساء ایه 132

 

اى مردم ! اگر خدا بخواهد همه شما را از میان برمی  دارد ، و گروه دیگرى را [ به جاى شما ] می  آورد ; و خدا همواره بر این کار تواناست

 .

 

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحقِّ إِن یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَیَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ * وَمَا ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِیزٍ*سوره ابراهیم آیه 19-20

 

[ اى انسان ! ] آیا [ به طور قطع و یقین ] ندانسته اى که خدا آسمان ها و زمین را بر پایه درستى و راستى و نظم و حساب آفرید ؟ اگر بخواهد شما را از میان می  برد ، و خلقى جدید می  آورد . « 19» و این [ کار ] بر خدا دشوار و گران نیست

 .

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ- سوره مائده آیه 54

 

اى اهل ایمان ! هر کس از شما از دینش برگردد [ زیانى به خدا نمی  رساند ] خدا به زودى گروهى را می  آورد که آنان را دوست دارد ، و آنان هم خدا را دوست دارند ; در برابر مؤمنانْ فروتن اند ، و در برابر کافرانْ سرسخت و قدرتمندند ، همواره در راه خدا جهاد می  کنند ، و از سرزنش هیچ سرزنش کننده اى نمی  ترسند . این فضل خداست که به هر کس بخواهد می  دهد ; و خدا بسیار عطاکننده و داناست .

 

 

یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ * إِن یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَیَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ * وَمَا ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِیزٍ * سوره فاطر ایات 15-17

 

اى مردم ! شمایید نیازمندان به خدا ، و فقط خدا بى نیاز و ستوده است . « 15» اگر بخواهید شما را از بین می برد و آفریده تازه اى می آورد . « 16» و این کار بر خدا دشوار نیست ،

 

 

همچنین آیات نزدیکی قیامت و توصیف ان در قرآن بسیار زیاد است که ذکر آن نیازمند نگاشتن کتابی مفصل است و لذا تنهابه ذکر این نکته اکتفا می کنیم که باید قبول کنیم که در دوره ما ظهور و قیامت رخ خواهد داد و ما " نسل آخر الزمان " بوده و پیامبری پس از نبی گرامی اسلام نازل نخواهد شد و حیات قومی جدید تا روز قیامت در زمین وجود نخواهد داشت.  دوره بعد از ظهور را قیامت صغری و حد فاصلی تا قیامت کبری می دانند. مدت زمان قیامت صغری و تاریخ قیامت کبری را تنها خدا می داند و از آیات قرآن چنین استنباط می شود که قیامت با توجه به عمر زمین و سابقه حیات انسان بر روی آن بسیار نزدیک است. از نزول قرآن اندکی بیش از 1400 سال می گذرد و این را با عمر کون که 13 میلیارد سال می باشد و یا با ظهور اولین نسل انسانها در زمین که بین 2 تا 3 میلیون سال است مقایسه کنید.

 

 

 

طولانی شدن روز و ماه و سال در هنگام ظهور و بعد از آن

 

 

 

اقتربت الساعة و انشق القمر *فتول عنهم یوم یدع الداع الی شئ نکر

 

(قمر: 1 و6).

 

«آن ساعت نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد. پس از آنان روی بگردان تا روزی که ندا کننده ای خلق را به عالمی حیرت آور و هول انگیز دعوت کند».

 

 

 

در حدیثی آن ساعت را خروج حضرت مهدی(ع) دانسته که مردم را به آئینی فرا می خواند که آن را منکر و ناشناخته می دانند و باور نمی کنند که آئین اسلام باشد.

 

 

امام صادق(ع) برخی از ویژگیهای آئین اسلام در آن زمان را این گونه برمی شمارد:

 

وقتی حضرت قائم قیام کند، به جانب کوفه رهسپار می شود و چهار مسجد را در کوفه ویران می سازد[چرا که با موازین اسلام همخوان نیستند] و در روی کره زمین مسجدی که دارای اشراف و بالکن باشد، باقی نخواهد ماند جز این ویران می سازد و آنها را بدون صاف و مستوی[بدون بالکن و اشراف] می سازد، راههای بزرگ را توسعه می بخشد و همه چیزهایی که از دیوارها به کوچه و خیابان موجود است، از قبیل بالکن، ناودان و... دستور می فرماید برچیده شوند، همه بدعت ها را از بین می برد و همه سنت ها را تجدید می فرماید شهرها و کشورهای قسطنطنیه، چین و کوهستانهای دیلم را می گشاید، و هفت سال این گونه حکم می راند که هر سالی برابر ده سال از سالهای معمولی است. سپس آنچه خدا خواهد انجام می دهد.


 

راوی خبر می پرسد: فدایت گردم چگونه سالها طولانی می شود[و یک سال به اندازه ده سال خواهد گشت] فرمود: خداوند متعال فرمان می دهد فلک درنگ و حرکت را کند گرداند از این رو روزها و سالها طولانی خواهند گشت.

 

 

ابو بصیر که راوی خبر است، باز می پرسد: آنان می گویند فلک اگر تغییر کند[و از حرکت معمولی باز ایستد یا کند شود]، از بین خواهد رفت؟ فرمود: این سخن زندیقان است، اما مسلمانان چنین راهی را نخواهند پیمود و حال آن که خداوند متعال ماه را برای پیامبر(ص) شکافت و قبل از آن خورشید را برای یوشع بن نون برگرداند، از همه بالاتر، خبر داد به طولانی بودن روز قیامت روزی که برابر هزار سال از سالهای معمولی مردمان است. (1)

 

 

 

تایید سخن از دیدگاه دانش روز



 

1 - طولانی شدن روز و سال در زمان ظهور حضرت مهدی(ع) از دیدگاه دانش روز با مشکل روبه رو نخواهد بود، بلکه دانش جدید آن را تایید می کند.


 

ما در این راستا با توجه به این که نیروی جاذبه(گرانش عام) در همه اجرام آسمانی و اجسام عنصری و زمینی کارگر و مؤثر است، به نیروی جاذبه ماه و تاثیر آن بر آب دریاها، خاک و خشکی ها و ایست دادن به کره زمین اشاره خواهیم داشت.


 

از دیر باز مردم روزگاران می دانستند میان طلوع و غروب ماه و برآمدن و فرونشینی آب دریاها بایستی رابطه ای وجود داشته باشد، اما چگونگی آن را نمی دانستند تا این که:


 

نابغه بزرگ جهان دانش «اسحاق نیوتون » برای نخستین بار بر این معما دست یافت و چگونگی پیدایش آن را به درستی بیان داشت.


 

پدیده کشنده(جزر و مد) اساسا زاییده نیروی جاذبه کره ماه است، بدیهی است دریاها در مقایسه با خشکی های زمین از قابلیت انعطاف و نرمی بیشتری برخوردار بوده و بالطبع در برابر نیروی کشش ماه کمتر ایستادگی می کنند، به همین مناسبت توده های آب در زیر پای ماه انباشته می گردند و پدیده ای را به نام «برکشند» ایجاد می کنند.


 

همزمان با «برکشند» رو به ماه، «برکشند» دیگری در آن سوی کره زمین ایجاد می گردد بدین سان که آبهای آن سوی کره زمین که از ماه بدورند، کمتر متاثر گردیده و به اصطلاح عقب می مانند و آب توده عظیمی را ایجاد می کنند، لذا روزانه هر نقطه از سطح دریا دوبار دستخوش برکشند و دو بار هم دستخوش «فروکشند» می گردد.


 

بنابراین، به طور متوسط فاصله(زمان) بین دو جزر و مد متوالی 12 ساعت و 5/25دقیقه است، درست نصف زمانی که طول می کشد، تا ماه ظاهرا یک دور کامل دور زمین بپیماید یعنی 24 ساعت و 51 دقیقه.


 

جزر و مد همراه با حرکت ظاهری ماه از افق شرقی ناظر، به سمت افق غربی او پیش می روند.

 

اثر جاذبه خورشید در جزر و مد نسبت به ماه از درجه دوم اهمیت برخوردار است، زیرا فاصله آن بیشتر(فاصله خورشید از زمین یکصد و پنجاه میلیون کیلومتر) است، از این رو نسبت نیروی مولد جزر و مد خورشید تنها حدود7درصد(7%) نیروی ماه است.


 

وقتی که نیروهای مولد ماه و خورشید هماهنگ عمل می کنند، مثلا هنگام ماه نو که هر دو در یک طرف زمین هستند، جزر و مدها در حداکثر خود هستند و به نام جزر و مد 2بهاری یا «مهکشند» (Sprinq tide) نامیده می شود، حد دیگر وقتی است که خورشید و ماه باهم زاویه 900 درجه (تربیع) می سازند در این هنگام جزر و مد را به حد اقل و به جزر و مدهای خفیف یا «کهشکند» (Iveap tide) مبدل می سازند.


 

نزدیکی ماه نیز تاثیری در ارتفاع جزر و مد دارد، هنگامی که ماه در حضیض زمینی قرار دارد نیروی مولد جزر و مد آن به اندازه 20% بیش از حد عادی است.


 

جاذبه ماه سبب می شود علاوه بر آماسیدن آبهای کره زمین خشکی ها نیز دستخوش تورم گردند که در مقایسه با آماس آبها نامحسوس است.


 

نیروی حاصل از جاذبه ماه و لنگری که از جانب انباشته شدن آبها به وجود می آید، سبب می شوند چرخش محوری زمین به آرامی ایست(ترمز) کند و بدین سان بر طول شبانه روز زمینی می افزایند.


 

بررسی خطوط رشد و نمو سنگواره های مرجانی بیانگر آن است که در 350 میلیون سال پیش طول شبانه روز حدود سه(3) ساعت کوتاهتر از شبانه روز کنونی بوده و طول سال خورشیدی به چیزی حدود 400 روز بالغ می گردیده است.

 

بررسی هایی که از روی سوابق بجا مانده از کسوف و خسوف های گذشته به عمل آمده، نشان می دهد که روند افزایش طول روزهای زمینی 0016% ثانیه در هر قرن است. (2)


 

2 - کسی که این نیروی بنیادین و زیربنایی را به نام جاذبه در سرتاسر این نظام اعم از جسمانی، جرمانی و کیهانی به ودیعه نهاده است و شاید این آیه(چنان که برخی از مفسران برآنند) به آن اشاره داشته باشد:

 

(الله الذی رفع السموات بغیر عمد ترونها ثم استوی علی العرش و سخر الشمس و القمر کل یجری لاجل مسمی...)(رعد: 2).


 

«خدا است آن ذات پاکی که آسمانها را بدون ستون برافراشت و شما آن را ملاحظه می کنید آنگاه با کمال قدرت عرش را در خلقت بیاراست و خورشید و ماه را مسخر اراده خود ساخت که هرکدام در وقت خاص و مدار معین به گردش آیند».

 

 

چنین خدایی قدرت دارد پریود روزانه و سالیانه(حرکت وضعی و انتقالی) کره زمین را کاهش دهد یک دور گردش وضعی زمین را ده برابر کرده به 240 ساعت برساند و یک دور گردش سالیانه زمین در مدار خود را ده برابر کرده یعنی کره زمین که در هر ثانیه سی(30) کیلومتر حرکت می کند، به 3 کیلومتر کاهش دهد از این رو امام صادق(ع) برای رفع تعجب از ابوبصیر می فرماید:

 

 

آنگونه که ماه برای رسول خدا شکافته شد[روایات در این باره از سنی و شیعه به سرحد یقین و تواتر است] و پیش از آن خورشید بر یوشع بن نون باز گشت[به احتمال قوی به مقدار چند ساعت کره زمین در حرکت وضعی خود از راست به چپ (غرب به شرق) برگشته باشد]، چنان که امروزه منجمان ناهید(زهره)شناس معتقدند حرکت وضعی ناهید از شرق به غرب یعنی برخلاف حرکت وضعی زمین است، از این رو در زهره خورشید از مغرب طلوع و به مشرق غروب می کند، پس خداوند قادر است که چنین حرکتی را ظرف چند ساعت برای کره زمین در زمان یوشع بن نون پدید آورد. و از همه مهمتر روز قیامت است که قرآن در باره مقدار آن می فرماید:

 

 

(...و ان یوما عند ربک کالف سنة مما تعدون)(حج:47).

 

«همانا یک روز نزد خدا چون هزار سال به حساب شماست ».

 

 

و می فرماید:

 

(یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنة مما تعدون)(سجده: 5).

 

«او امر عالم را به نظام احسن و اکمل از آسمان تا زمین تدبیر می کند سپس روزی که مقدارش به حساب شما بندگان هزار سال است، باز به سوی خود بالا می برد».

 

 

 

3 - ایستادن آفتاب


 

نوشته سید اسماعیل عقیلی را می توان تایید دیگری دانست بر فرمایش امام صادق(ع) یعنی بربازگشت خورشید، که ما به تعبیر دیگر بازگشت حرکت وضعی زمین دانستیم، وی در باب علائم ظهور نوشته است: از آن علایم ایستادن آفتاب است در وسط آسمان از اول ظهر تا وقت عصر بدون آن که حرکت نماید، و این دلیل است بر تغییر حرکت افلاک (3) مورخان و محدثان این سخن را ذیل آیه نوشته اند:


 

(ان نشأ ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین)(شعراء:4).

 

«ما اگر بخواهیم از آسمان نشانه و آیت قهری نازل گردانیم تا همه بر آن گردن نهند و خاضع شوند».

 

 

ابوبصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره این آیه شنیدم فرمود: به زودی خداوند درباره آنان چنین خواهد گرد گفتم: اینان چه کسانی می باشند؟ فرمود: بنی امیه و یارانشان می باشند، گفتم آن نشانه و آیه چیست؟ فرمود: ایستادن خورشید بین اول ظهر تا وقت عصر و خارج شدن و پدیدار گشتن یک صورت تا سینه شخصی -که حسب و نسب او شناخته شده است- در خورشید، این پدیده در زمان سفیانی واقع شود در این هنگام سفیانی و دار و دسته او به هلاکت خواهند رسید.

 

 

 

سابقه معجزه "رد الشمس " یا "ایستادن آفتاب "


 

همانطور که در حدیثی در بالا آمده است ، معجزه "رد الشمس " یا توقف آفتاب که همان توقف حرکت وضعی زمین و چرخش برعکس آن است پیش از این نیز اتفاق افتاده و از آن به عنوان معجزه ای از باب کرامت برای سه وصی الهی ، حضرت سلیمان و حضرت داود و امام علی (علیهم السلام اجمعین) یاد می کنند . در حدیثی معتبر از ابن عباس در شهر آشوب روایت شده است که " رد الشمس" در سه موضع اتفاق افتاده و برای سه نفر نخست سلیمان نبی وصی داود پیامبر و در ذیل آیه شریفه " وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ * إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الْجِیَادُ * فَقَالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَاب* رُدُّوهَا عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ " آمده است  که در زمانی که حضرت سلیمان برای آماده سازی اسبهای جهاد ، نماز عصر از او فوت شد و خداوند آفتاب را بازگرداند تا ایشان نمازش را ادا نماید. و دوم بار در زمان حضرت موسی که یوشع ، وصی موسی علیه السلام بود در نبرد با جبارین هنگامی که به وقت غروب جمعه نزدیک می شد از آنجایی که قتل و نبرد در روز شنبه حرام بود معجزه " رد الشمس " اتفاق افتاد تا یوشع توانست بر جبارین غلبه کند.

 

 

در احادیث مکرر و معتبر نیز آمده که رد الشمس در دو موضع برای امام علی علیه السلام رخ داده . یک بار در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه وآله و بار دوم در جنگ صفین. برای آگاهی بیشتر به این لینک مراجعه نمایید

 

 

 

 نکته قابل ذکر در اینجا این است که معجزه " رد الشمس " یا " حبس الشمس" یا " ایستادن آفتاب " که پیش از این نیز اتفاق افتاده موجب نابودی کره زمین نگردیده و بر هم خوردن نظم طبیعت نگشته است و معجزه ای الهی برای انجام امری الهی و نشانه کرامت سه نفر از اوصیای الهی بوده است و در روایات عصر ظهور ، وقوع مجدد آن قبل از ظهور به عنوان معجزه برای ایمان آوردن مردم تاکید شده است و ظهور معجزه، نزول عذاب الهی نیست بلکه یکی از روشهای هدایت بندگان است و از موضع رحمت الهی است و نه عذاب . عذاب وقتی نازل می شود که رسول یا نبی یا امام مردم را به راه حق دعوت نمایند و معجزه را دیده باشند و باز از ایمان به خدای یکتا و پیروی از دستورات او سرپیچی نمایند.

 

 

 

امام صادق(ع) فرمود: پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) پنج نشانه واقع می شود:

 

 

1 - صیحه آسمانی، آن حضرت در مکه داخل می شود و در جانب خانه کعبه ظهور می نماید و چون آفتاب بلند شود، قبل از آن منادی ندا کند که همه اهل زمین و اسمان بشنوند و بگوید: ای گروه خلایق آگاه باشید که این مهدی آل محمد است. او را به نام و کنیه جدش رسول خدا(ص) یاد نماید و در این باره این آیه نازل شد: (ان نشا ننزل علیهم من السماء...).

 

 

2 - سفیانی: او از بیابان بی اب و علف واقع میان مکه و شام خروج کند، سفیانی مردی است بد صورت، آبله رو، چهارشانه، ازرق چشم و نام او «عثمان بن عنبسه » و از فرزندان یزید بن معاویه است، او شهرهای دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را به تصرف خویش آورد....

 


3 - فرو رفتن لشگر سفیانی، در بیابانی بین مکه و مدینه، نیروهای او در این محور به سیصدر هزار نفر می رسند، و سرانجام خود او به دست لشگریان حضرت مهدی(ع) در بیت المقدس کشته خواهد گشت.


 

4 - قتل نفس زکیه، و آن پسری است از آل محمد(ص) که بین رکن و مقام شهید می شود.

 

 

5- یمانی: خروج یمانی از یمن اتفاق می افتد. در پاره ای اخبار وارد شده که یمانی و خراسانی و سفیانی در زمان واحد خروج خواهند نمود یعنی در یک روز و یک ماه و یک سال و در میان این سه نفر از یمانی هدایت کننده تر نیست وی خلایق را به سوی حق دلالت می کند. (4)

 

 

 

پی نوشتها:

 

1) تفسیر نورالثقلین، ذیل قمر، 1،6 - بحارج 52، ص 333،337و339.

 

2) پاتریک مور (patrick Moore) گری هانت (Garry unt) اطلس منظومه خورشیدی، برگردان عباس جعفری، ص 94، و بعد، نشر سازمان گیتاشناسی، تابستان 1374ش.

 

مایردگانی، نجوم به زبان ساده 2/186 وجد ترجمه محمد رضا خواجه پور، نشر گیتاشناسی،1363ش.

 

مبانی نجوم، تالیف اتواستروو (Otto Struve) بورلی لیند، هلن پیلانس، برگردان حسین زمردیان، بهروز حاجبی، ص 37 و بعد، نشر دانشگاه تهران، 1364ش.

 

3) کفایة الموحدین، سید اسماعیل نوری عقیلی، مقاله رابعه، در بیان بعضی از علائم ظهور- منتهی الآمال، محدث قمی، فصل 7، در بعضی از علامات ظهور - تفسیر نورالثقلین ذیل سوره شعراء.

 

4) مدرک قبل. 

 

 

منابع مقاله:

مجله درسهایی از مکتب اسلام، شماره 9 (78)، زمانی قمشه ای، علی؛



از علایم‌ غیر حتمی‌ سال‌ ظهور ثابت‌ ماندن‌ خورشید و حرکت‌ نکردن‌ آن‌ از ظهر تا عصر یکی‌ از روزهای‌ ماه‌ رجب‌ است‌. همچنین‌ در شب‌ بدر این‌ ماه‌، خسوف‌ و ماه‌ گرفتگی‌ رخ‌ خواهد داد.

ام‌ سعید اخمسیه‌ به‌ امام‌ صادق‌(ع‌) عرض‌ می‌کند:« یابن‌ رسول‌الله(ص‌) فدایتان‌ شوم‌! نشانه‌ای‌ از خروج‌ و قیام‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) در اختیارم‌ بگذارید و به‌ من‌ مرحمت‌ کنید. »

 

حضرت‌ به‌ من‌ فرمودند:
«ام‌سعید! وقتی‌ ماه‌ در شب‌ بدر ماه‌ رجب‌ گرفته‌ شود و خسوف‌ رخ‌ دهد، مردی‌ پس‌ از آن‌ خروج‌ کند و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) قیام‌ خواهند کرد. » 

(کتاب مهدی منتظر(علیه السلام)، ص142.)

برای مطالعه حوادث ماه رجب به دو لینک زیر مراجعه فرمایید:

»» حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ رجب‌ (بخش 1)

»» حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جریانات‌ و اتفاقات‌ ماه‌ رجب‌ (بخش 2)


مطلب زیر صرفا جهت درک بهتر وقایع سال ظهور است. با توجه به این که این دو گرفت در منطقه ما بر اساس آن چه که در ادامه ذکر خواهد شد به هیج وجه قابل رویت نیست این گرفت ها نمی تواند گرفت های سال ظهور باشد. زیرا در روایت آمده است که ما این گرفت را رویت و آن را به عنوان نشانه ظهور قلمداد خواهیم کرد. مگر این که رویت در مناطق دیگر و اخبار رویت نیز ملاک باشد که باید در این صورت انطباق این گرفت ها با احتیاط سخن گفت و نظر قطعی در این خصوص نداد زیرا که منجر به توقیت می شود.

در کتاب راهنمای آبزرور 2010 ، انجمن نجوم سلطنتی کانادا آمده است که :


در طول سال 2010 ، دو گرفت خورشیدی و قمری رخ می دهد که عبارتند از :

15 ژانویه 2010: Annular خورشید گرفتگی حلقوی
26 ژوئن 2010 شب 14 رجب 1431: ماه گرفتگی جزئی
11 ژوئیه 2010 28 رجب 1431: خورشید گرفتگی کامل

21 دسامبر 2010 15 محرم 1432 : ماه گرفتگی کامل


ماه گرفتگی جزئی ژوئن 26 2010 شب 14 رجب 1431

 

اولین کسوف یا خسوف قمری در سال 2010 در این روز رخ می دهد، این گرفت  در صورت فلکی قوس در 3 درجه شرق سحابی مرداب(M8) رخ می دهد. این گرفت از بسیاری از مناطق امریکا، اقیانوسیه و آسیای شرقی قابل رویت است

 

(شکل 2). 


 

تماس ماه با سایه زمین در زیر مشخص شده است.

 

در ساعت 08:57:21 به وقت جهانی گرفتگی آغاز می شود

در 10:16:57 گرفتگی جزئی آغاز می شود

بزرگترین گرفتگی : در ساعت 11:38:27

پایان گرفتگی جزئی : در ساعت 12:59:50

پایان گرفتگی در ساعت 14:19:34


 

 



شکل نشان می دهد که سرزمین نیوانگلند و شرق کانادا و  مناطقی که با رنگ تیره مشخص شده است رویت این گرفتگی را به طور کامل از دست خواهند داد اما ناظران در غرب کانادا و ایالات متحده آمریکا بهترین مشاهده را خواهند داشت. برای مشاهده کامل این گرفتگی، می بایست در اقیانوس آرام یا شرقی استرالیا مستقر شد.



خورشیدگرفتگی ژوئیه 11  2010 28 رجب 1431


دومین خورشیدگرفتگی سال 2010 در گره نزولی ماه در جمینای مرکزی و در 45 دقیقه قوس شرقی  سومین ستاره توامان دلتا رخ می دهد. مسیر سایه تاریک ماه اقیانوس آرام جنوبی را قطع می سازد که شامل: مانگایا (جزایر کوک) جزیره ایستر ((Isla Pascua و بسیاری از جزایر مرجانی دورافتاده است. خسوف کلی تنها پس از رسیدن به شیلی و جنوب آرژانتین به پایان می رسد.


سایه روشن ماه که به رنگ تیره روشن مشخص شده است باعث خسوف جزیی خورشید در مناطق جنوب اقیانوس آرام جنوبی و جنوب امریکا خواهد شد.

منبع ناسا:



فاجعه کاظمین از نشانه های آخرالزمان بود

پایگاه اطلاع‏رسانی هجر که به انتشار اخبار مربوط به شیعیان می‏پردازد با انتشار گزارش‏هایی درباره حادثه اخیر کاظمین نوشت: برخی معتقدند این حادثه یکی از نشانه‏های آخرالزمان است که در برخی احادیث وارده به آن اشاره شده است.
به گزارش گروه اخبار بین ‏الملل خبرگزاری کار ایران، این گزارش با اشاره به حدیثی از سیدبن‏طاووس در کتاب "الملاحم والفتن" به نقل از امام‏علی(علیه‏السلام) درباره بغداد می‏افزاید: « إذا عقد الجسر بأرضها... هنالک یقتل علی جسرها کتائب.» پلی در بغداد احداث شود که در آن هنگام، هزاران تن از مردم، بر روی آن پل، کشته می‏شوند.
این گزارش که همچنین به نقل از رضی‏الدین برادر علامه حلی با اشاره به اهمیت حادثه مربوط به این پل، در احادیث مربوط به آخر‏الزمان می‏افزاید: « مد الجسر مما یلی الکرخ...» پلی از سوی کرخ در بغداد احداث می‏شود؛ با اشاره به حدیثی به نقل از "شیخ مفید" در کتاب "الإرشاد" به همین حدیث اشاره کرده و آورده است: « در زمان بنی‏عباس تنها دو پل وجود داشت اما این احادیث به پل‏هایی اشاره دارد که به‏تازگی احداث شده است.»



از علامات نزدیکی ظهور ، زلزله ای بزرگ در شام و خسف خرشنا

* خسف بیدا

* خسف بصره

* خسف بغداد و خرابی ری

* بررسی امکان وقایع فوق به لحاظ زمین شناسی

* آیا تا کنون زلزله ای شدید در این منطقه واقع شده ؟

بنا بر روایات سفیانی بعد از زلزله ای مهیب در سوریه که صد هزار کشته خواهد داشت ، خروج کرده و با استفاده از نابسامانی اوضاع ،سوریه را اشغال خواهد کرد ، دقیقاً مانند چیزی که در مورد هائیتی رخ داد و بعد از زلزله توسط آمریکا اشغال شد. متخصصین زمین شناسی و برخی از پیشگویان این زلزله ویرانگر را قریب الوقوع دانسته اند.


در روایات متعددی از معصومین آمده است که ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سالی پر از زلزله و سرما اتفاق می افتد . از مهمترین این زلزله ها ، زلزله شدید در شام، زلزله ری ( تهران)، خسف زوراء ( بغداد) ، خسف بیداء ( منطقه ای بین مکه و مدینه که هلاکت سپاه سفیانی در آن است) و خسف بصره، خسف خرشنا یا ( حرستا) یا جابیه در شام. و در روایات متعددی آمده در سال ظهور سه خسف اتفاق می افتد : خسف در مشرق ، خسف در مغرب و خسف در شبه جزیره .

امام محمدباقر(ع) در حدیثی شرایط موجود قبل از شروع دوران طلایی زندگی بشر را اینگونه توصیف کرده اند: "حضرت قائم(ع) قیام نمی کنند مگر آنکه ترس همه را فرا گرفته باشد، زلزله ها زیاد شده باشد، فتنه ها و بلاها دامن مردم را گرفته باشد، و طاعون همه را مبتلا کند." )الغیبه نعمانی، ص 235)

 

مرحوم خراسانی درکتاب مهدی منتظر(عجـّـل الله تعالی فرجه الشّریف ) گوید: درآن سال [سال ظهور] زلزله بسیار باشد و از جمله زلزله بزرگی در شام ... وقوع این حادثه بعد از ورود بیرقهای زرد به مصر خواهد بود .

 

اهمیت زلزله شام به جهت مقارن بودن آن با ظهور سفیانی از شام است و یکی ازعلائمی است که می تواند به شناخت شخصیت سفیانی و زمان قیام او کمک کند. و اهمیت خسف بیداء به لحاظ ذکر آن به عنوان یکی از علائم حتمی ظهور قائم و بشارت نابودی سفیانی به دست مولا مهدی (عج) می باشد.

 

در این مقاله ابتدا به احادیث و روایات مربوطه و سپس به بررسی امکان زلزله شام و خسف بیداء و خرشنا و بصره و بغداد می پردازیم .

 

1- از علامات نزدیکی ظهور ، زلزله ای بزرگ در شام و خسف خرشنا

 

در اینجا حدیثی از کتاب روزگار رهایی می آوریم:

 

" چون دو لشکر در شام درگیر شوند ، یکی از آیات بزرگ الهی ظاهر می شود و آن زلزله شام است که بیش از صد هزار نفر در شام هلاک می شود. این حادثه برای مؤمنان رحمت و برای کافران نقمت است. چون این حادثه روی دهد، منتظر پرچمهای زرد و سپاهیان سبکبال یابو سواری باشید که از سوی مغرب می آیند و وارد شام می شوند وآن به هنگام مرگ سرخ واضطراب برزگ است.

هنگامی که این مرگ و میر و اضطراب شدید واقع شود منتظر خسف یکی از آبادی های شام به نام خرشنا باشید هنگامی که خرشنا خسف شود منتظر خروج سفیانی ...   (حدیث ادامه دارد)

 

در کتاب سیمای حضرت مهدی (علیه السّـلام) در قرآن ، سلسله حوادث بدین صورت آمده است :

1- اختلاف فرزندان فلان 2- منادیی که از سوی آسمان ندا کند  3- صدای فتح از جانب دمشق 4- خسف جابیه  5- فرو ریختن بخشی از سمت راست مسجد دمشق  6- شورش گروهی از ترک ها  7- آشفته شد ن اوضاع روم 8- فرود آمد ن برادران ترک در جزیره ( در شمال سوریه)9- منزل گرفتن روم در رمله (درفلسطین) .

 

 ای جابر پس آن همان سال است که اختلاف بسیاری در هر زمین از ناحیه مغرب [یاغرب] پدید خواهد آمد و نخستین سرزمینی که خراب می شود شام است. در آن هنگام بر سه پرچم اختلاف خواهند نمود.  پرچمی سرخ وسفید و پرچمی سیاه و سفید و پرچم سفیانی .

 

* خرشنا یا حرستا یا جایبه هر سه اشاره به مکانی در سوریه (شام) می باشد.

 

2- خسف بیدا

 

در یک سال قبل از ظهور سه موضو ع کاملاً آشکار, پدیدار خواهد شد :

 الف- مناطق مختلفی در سراسر شرق و غرب دنیا خسف شده و به زمین فرو می رود که مهمترین آن ها خسف بیدا است که جزء علائم حتمی می باشد.

 

 در کتاب ”سیمای حضرت مهدی [علیه السـّـلام ] در قرآن “ ذیل آیه 47 سوره مبارکه نساء در حدیثی طولانی آمده است:

 ” و فرمانده لشکریان سفیانی در بیابان بیدا فرود می آید سپس منادی از آسمان بانگ می زند : ای بیدا ،این قوم را نابود کن که زمین بیدا آن ها را به کام خود فرو می کشد و جز سه تن کسی از  آن ها جان سالم به در نبرد. خداوند صورت های آن سه را به پشت بر می گرداند و آنان از قبیله کلب می باشند و در باره آن ها این آیه نازل شده : ای کسانی که کتاب آسمانی به آن ها عطا شده،به آنچه نازل کردیم – که آنچه را نزد خود دارید تصدیق می کند - ایمان آورید. پیش از آنکه صورت هایی را تغییر دهیم و آن ها را به پشت برگردانیم ... تا آخر آیه٭

 

در همین کتاب ذیل آیه 148 سوره بقره در حدیثی تأویل آیه 51 سوره سبأ را مربوط به خسف بیدا می داند: اگر ببینی هنگامی که وحشت زده می شوند و از دست نمی روند بلکه از مکان نزدیکی گرفته می شوند. ٭توضیح اینکه : سرزمین بیدا بین مکـّه و مدینه قرار دارد و از لشکر سفیانی جز دو یا سه نفر باقی نمی ماند. یکی از  آن ها برای بشارت به سوی مکـّه حرکت می کند و حضرت [علیه السـّـلام ] را مژد گانی می دهد و دیگری به سوی سفیانی باز می گردد و او را انذار داده، از عاقبت شومش می ترساند.

 

در احادیث آمده  تعداد سپاهیان خسف شده سفیانی در این مکان هفتاد هزار نفر است.

 

 

 

در این نقشه مکان کعبه مشرفه و محل صحرای بیداء مشخص شده است و این نقطه که در روایات محل خسف و نابودی سپاهیان سفیانی است کاملا با داده های زمین شناسی و نقشه های تکتونیکی منطقه که احتمال وقوع زلزله را مشخص می کند منطبق است. در ادامه مقاله به بررسی امکان خسف این نقاط می پردازیم.

 

 

 

مکان خسف بیداء و فاصله آن با مکه مکرمه و جده

 

 

 

 

 

 

در این نقشه مکان خسف با دایره قرمز نشان داده شده و طبق حدیثی که در کتاب " التذکرة للأیام المنتظرة للمسلمین و الکفرة من الکتاب والسنة المطهرة" ذکر شده، پیامبر (ص) در باره خسف سپاهیان سفیانی در بیداء فرمودند که سپاه سفیانی در بیدا در امتداد "ذوالحلیفه " از جانب مدینه خسف خواهند شد و در روایت گفته شده ایشان با انگشت به دریای احمر اشاره فرمودند . این مکان در تصاویر ماهواره ای گوگل قابل رویت است.

 

3- خسف بصره

 

یکی دیگر از مکانهای دیگر که به خسف آن در احادیث اشاره شده ، بصره می باشد.

الف - پیامبر اکرم (صلـّی الله علیه وآله) خطاب به جعفر طیّار فرمودند: « بصره توسط یکی از فرزندان تو ویران می شود که زنجی ها از او پیروی می کنند. »

 

ب- « ... گویی با چشم خود [ امیرالمؤمنین ( علیه السـّـلام) ] می بینم که شهر شما را آب فراگرفته است . از ساختمانهای شهر جز گنبد مسجد تان دیده نمی شود که همانند سینه ی مرغی در اقیانوس بیکران شناور به نظر می رسد. هنگامی که دیدند کوخهای بصره تبدیل به کاخ شده و باغهای اطراف آن تبدیل به قصر شده ، بدانند که عمر بصره به پایان رسیده ، دیگر بصره ای وجود نخواهد داشت . »

 

ج – « ای بصره ! وای بر تو از سپاهی که نه گرد بر انگیزد ونه احساس دارد ولی فتنه ای بر پا کند که  خانه ها را ویران سازد،آبادی ها را بر خاک نشاند، ثروت ها را بر باد دهد و زنها را به اسارت سپارد . »

 

د -  « هنگامی که بصره ویران شود وامیر امیران بر خیزد . »

 

ه - « سپس بصره خسف می شود و ویران می گردد و وحشت بسیار شدیدی برسراسر عراق حکمفرما میشود که احدی آسایش وآرامش نمی یابد ... »

 

ـــ‌  مؤلـّف عصر ظهور ضمن بررسی چند خطبه از نهج البلاغه گوید: بصره از جمله شهر های مؤ تفکه (زیر و رو شده ) است که در قرآن مجید آمده است ... سه مرحله زیر و رو شده و مرحله  چهارم هنوز واقع نشده است .

 

 4- خسف بغداد و خرابی ری

 

از دیگر علامات نزدیکی ظهور خسف بغداد و خرابی ری یا تهران می باشد که در دو روایت از آن یاد شده.

"المفید" بسنده عن الصادق«ع»و ذکر بعض علامات المهدی الى ان قال و خسف ببغداد و خسف ببلد البصرة و دماء تسفک بها و خراب دورها و فناء یقع فی اهلها و شمول اهل العراق خوف لا یکون لهم معه قرار.

 

المفید با ذکر سند از امام صادق علیه السلام نقل می کند که بعضی از علامات ظهور مهدی فرورفتن بغداد و بصره و خونریزی در آن و نابودی اهل آن و فرا گرفتن ترس اهل عراق را که از آن خوف قرار نداشته باشند.

 

و خرابی الری

 

" النعمانی " بسنده عن کعب الأحبار قال و خراب الزوراء و هی الری و خسفالمزورة و هی بغداد (المشهور أن بغداد تسمى الزوراء و قد جعله فی الخبر اسما للری و سمى بغداد المزورة ) . - الحدیث - .

 

نعمانی با سندی از کعب الاحبار نقل می کند که خراب زورا که همان ری است و خسف  مزوره که بغداد است .

 

در هر دو حدیث به خرابی ری و فرو رفتن بغداد و بصره اشاره شده است.

 

* بررسی امکان وقایع فوق به لحاظ زمین شناسی

* آیا تا کنون زلزله ای شدید در این منطقه واقع شده ؟

 

سرنوشت قوم لوط در قرآن مجید آمده و عذاب آنها نیز فرو رفتن در زمین در اثر زلزله شدیدی بوده که در منطقه موسوم بحر لوط  اتفاق افتاده و بر اثر آن شهرهای " سدوم" و " گومور" واقع در کناره بحر لوط بطور کامل محو شده اند، بحر لوط همان دریاچه "بحر المیت" است که در مرز بین اردن و فلسطین اشغالی واقع شده و به لحاظ زمین شناسی دقیقا حد فاصل صفحه عربی با صفحه آفریقا می باشد که در امتداد یکدیگر حرکت می کنند  و حتی باستان شناسان غربی توانسته اند بر اساس احادیث و روایات موجود در کتب آسمانی ، از قعر این دریاچه اجساد زنان و زیور آلات آنان و برخی جامهای شراب را استخراج نمایند که دلیلی بر صدق گفتار کتب آسمانی و بویژه قرآن کریم است که سرنوشت این قوم و عذاب آنها در آن ذکر شده است. قابل ذکر است که هر چند بحر المیت امروزه قطب توریستی اردن بوده و هتلهای زیادی در اطراف آن ساخته شده و به دلیل خواص ویژه آب این دریاچه پذیرای توریستهای فراوانی از همه نقاط جهان می باشد، اما با این حال مردم بومی این منطقه همچنان به چشم منطقه نفرین شده که عذاب الهی بر آن نازل شده نگاه می کنند و کمتر در این منطقه تردد و توقف می کنند و می گویند هر گاه از این منطقه عبور می کنید سرنوشت قوم لوط را بیاد آورده و از خداوند تقاضای توبه و بخشش گناهان نموده و به سرعت از آنجا دور شوید. در سمت غربی بحر المیت سرزمینهای اشغالی قرار دارد.

 

برای درک بهتر مطلب و علت زلزله های متعددی که در روایات آمده است و چگونگی وقوع آنها و ربط آنها با یکدیگر به مطالب جالبی برخوردم که ذکر آنها می تواند کمک بزرگی به درک احادیث زمان ظهور و سلسله حوادثی که در زمان ظهور در این منطقه اتفاق می افتد بنماید .

 

بر اساس اطلاعات علمی موجود در سایتهای لرزه نگاری ایرانی و بین المللی ،در سالهای اخیر زلزله هایی که در سراسر جهان اتفاق افتاده به لحاظ تعداد و قدرت ،منحنی رو با بالا را نشان می دهد .یعنی هم به لحاظ تعداد زلزله ها و هم به لحاظ زلزله ها ی شدید و این نشان می دهد که در یک برهه زمانی قرار داریم که بیش از هر وقت دیگری شاهد زلزله های شدید خواهد بود و این با احادیث زمان ظهور مطابقت دارد. 

 

برای مثال به جدول زلزله های ایران در دهه های اخیر توجه کنیم: تعدا زلزله های ثبت شده در ایران در دهه بین 2000 تا 2010   معادل 7462 زلزله بوده و در دهه 1990 تا 2000  تعدا زلزله ها 2686 مورد و در دهه 1980 تا 1990 تعداد زلزله های ثبت شده  1742 مورد بوده است.

 

برای اطلاع بیشتر به سایت پژوهشگاه زلزله شناسی و مهندسی زلزله مراجعه فرمایید:

 

همچنین برای اطلاع از زلزله های جهان در سال 2010 و سالهای قبل نیز به این سایت مراجعه کنید:

 

بررسی سایتهای فوق نشان می دهد در سطح جهانی هم  شدت زلزله ها در سالهای اخیر بیشتر شده بطوریکه در دو ماه اول سال جاری میلادی 14 زلزله نسبتا قوی در جهان اتفاق افتاده که از این تعداد 7 زلزله با قدرت بیش از 6.5 درجه در مقیاس ریشتر بوده و از جمله زلزله هائیتی و شیلی است که تلفات و خرابی زیادی در بر داشته است . نیز زلزله هایی در اقیانوس آرام  و سایر مناطق  رخ داده که به لحاظ اینکه تلفاتی در بر نداشته زیاد مورد توجه قرار نگرفته.

 

اما موضوع سخن ما ، زلزله هایی است که در منطقه شام و ایران و شبه جزیره اتفاق خواهد افتاد و روایاتی در باره سال پر زلزله ای که ظهور در آن اتفاق می افتد.

 

از سال 2007 تعداد زیادی از کارشناسان زلزله شناسی در منطقه عربی ، پیش بینی نموده اند که زلزله شدیدی در این منطقه به زودی اتفاق خواهد افتاد. آخرین اخباری که در این رابطه منتشر شده مربوط به کارشناس سوری ، دکتر "محمد ابراهیم" است که مدیر مرکز تحقیقاتی تحلیل معلومات حاصل از لرزشهای زمین در سوریه است. وی معتقد است بر اساس لرزشهای ثبت شده در ماههای اخیر پیش بینی می شود در آینده ای نزدیک زلزله ای با قدرت 7.3 درجه در سوریه اتفاق بیفتد. 

 

رژیم صهیونیستی نیز به نوبه خود در اواخر سال گذشته پیش بینی نموده بود که زلزله ای شدید شمال فلسطین اشغالی و جنوب لبنان را خواهد لرزاند ، منشاء این زلزله هر چه باشد خواه طبیعی و خواه مصنوعی و در اثر انفجار مواد منفجره  در لایه های زیرین زمین و یا آزمایشهای هسته ای در زیر آب ، می تواند نتایج وخیمی را برای منطقه داشته باشد. رژیم صهیونیستی برای این موضوع مانورهای شهری متعددی را برگزار نموده و قبرهای بزرگی را برای دفن دسته جمعی آماده نموده است و همچنین مجوز دفن جمعی را از خاخامها اخذ نموده است.

 

از سویی دیگر جلال الدبیک ، کارشناس زلزله شناسی فلسطینی هم در مصاحبه ای با شبکه الجزیره ضمن بررسی صفحات تکتونیکی عربی و آفریقایی و ایران به نتایج مشابهی رسیده است.

 

وی معتقد است بر اساس وضعیت صفحات تکتونیکی مناطق مجاور "حفره انهدام" که شامل فلسطین ، اردن، سوریه و لبنان می شود نشان می دهد که اگر مرکز زلزله های رخ داده در وسط و جنوب بحر المیت باشد شدت آنها بین 6 و 6.5 درجه بوده که در رده بندی معتدل و نسبتا قوی قرار می گیرند و این زلزله ها بطور متوسط هر 80 تا 90 سال یکبار اتفاق می افتد و اخرین زلزله از این نوع در سال 1927 بوده که احتمال وقوع مجدد آن می رود . و اگر مرکز زلزله در شمال دریاچه طبریه یعنی منطقه واقع در سوریه و جنوب لبنان و شمال فلسطین باشد دارای قدرت بالای 7 ریشتر بوده و این نوع زلزله ها بطور متوسط هر 250 سال یکبار اتفاق می افتد و آخرین زلزله ویرانگر از این نوع در سال 1759 بوده است. یعنی در هر صورت ما با زلزله ای شدید یا نسبتا شدید در این منطقه مواجه هستیم که هر لحظه احتمال وقوع آن می رود و حداکثر ظرف یکی دو سال آینده اتفاق خواهد افتاد (و الله اعلم)

 

در بررسی صفحات  تکتونیک صفحه ای ، مشاهده موقعیت صفحه عربی و تماس آن با صفحه آفریقا و ترکیه و ایران و جهت حرکت آن این موضوع را بیشتر روشن می کند.

 

 

 

این نقشه موقعیت صفحه عربی را با صفحه افریقا و ایران و هند نشان می دهد .

 

 

 

 

این نقشه نحوه و جهت حرکت صفحه عربی را که رو به شمال است  مشخص می نماید.

 

 

 

این نقشه حدود صفحه عربی و انطباق آن با نقشه جغرافیایی کشورهای منطقه را نشان می دهد. از جنوب به شمال : بیداء ، خرشنا یا جابیه ، بغداد، بصره و نیز ری ( تهران) که خراب شدن آن بر اثر زلزله آن پیش بینی شده است. اگر دقت کنید در روایات به خراب ری و نه خسف آن اشاره شده  که با توجه به نقشه می بینیم منطقی و توجیه پذیر است. با تطبیق این نقشه و نقشه حرکت صفحه عربی می توان مکانهایی را که وقوع زلزله در آنها در روایات پیش بینی شده تشخیص داد.

 

 خط گسل صفحه عربی که از جنوب به شمال 6500 کیلومتر امتداد دارد از سمت چپ از خلیج عدن شروع شده و به سمت شمال تا خلیج عقبه و سپس با عبور از بحر المیت و مرز اردن و فلسطین اشغالی به طرف شمال به سمت لبنان و سوریه و سپس به ترکیه می رسد و در این خط که محل تلاقی با صفحه آفریقا و ترکیه می باشد زلزله های شدیدی رخ داده است . امتداد صفحه عربی  باعبور از دریاچه ویکتوریا با یک منحنی به سمت شمال عراق به سپس به سمت جنوب از کردستان و نزدیکی بغداد عبور و با گذر از نزدیکی بصره و شهرهای حاشیه غرب و جنوب غربی ایران  در حاشیه جنوبی خلیج فارس کلیه شهرهای جنوب را در بر گرفته است. حرکت این صفحه در سال حدود 4.6 سانتی متر به طرف شمال است که بطور متوسط هر هشتاد سال یکبار زلزله ای با درجه متوسط و قوی و هر 250 سال زلزله ای شدید را در محل تقاطع این خط با صفحه افریقا در سمت چپ صفحه ایجاد می نماید.

 

تحلیل داده های زمین شناسی ثابت می کند که خط گسل بحر المیت که از اردن ، فلسطین ،سوریه و لبنان عبور می کند در دوره های زمانی معینی فعال شده و زلزله های با قدرت بالای 7 درجه در  آن اتفاق افتاده است این فعالیتها در سالهای ( 1157-1202) و ( 1404-1407) و ( 1759-1976) میلادی بوده است و به عبارت دیگر زلزله های شدید در این منطقه بشکل دوره ای و در دوره های زمانی بین 200 تا 350 سال رخ داده است. همچنین در سوریه در طی 25 سال یعنی از سال 1975 تا سال 2000 میلادی 20 زلزله با درجه بین 5 و 6.6 رخ داده است. 

 

طبق روایات متعدد مربوط به عصر ظهور ، زلزله های شدیدی در محل تلاقی این صفحه با صفحه آفریقا در غرب و صفحه ترکیه در شمال و ایران در شرق به وجود می آید که موجب خرابی برخی نقاط و فرو رفتن یا خسف نقاطی دیگر می گردد که با توجه به موقعیت منطقه  بیداء در سعودی و  خرشنا یا جابیه در شام و نزدیکی دمشق و نیز موقعیت بغداد و بصره که در نزدیکی لبه های صفحه تکتونیک عربی قرار گرفته اند می توان گفت که پیش بینی زلزله و خسف در این نقاط هم به لحاظ علمی و زمین شناسی و زلزله شناسی و هم به لحاظ تاریخی قابل توجیه است و دور از ذهن نیست اما زمان وقوع آن را جز خدا کسی نمی داند.  

 

همچنین در روایات متعدد آمده است که هنگامی که زنا و فحشاء در جامعه ای رواج یابد ، عذاب زلزله بر آنها نازل می گردد و باید به این نکته هم اعتراف کرد که صرفنظر از توجیهات علمی ،  زلزله عذابی است از جانب خداوند و احادیث زیادی در این رابطه نقل شده است.

 

از ابی عبدالله (ع) که فرمودند : اگر در زمین 4 امر انتشار پیدا کرد در مقابل 4 امر دیگر ظاهر میشود :

1: اگر زنا انتشار پیدا کرد زلزله های فراوانی رخ خواهد داد .

2: واگر زکات امام (ع) پرداخت نشود تمام حیوانات از بین میروند .

3: واگر حاکم ستمکاری حکم کند رحمت خدا بر مردم نازل نمیشود .

4: واگر ذمت و غیرت در مردم از بین برود ، مشرکین بر مسلمین غلبه خواهند کرد .

) بحار، ج‏76، ص 21.)



تشرف علامه حلى و کتاب عالم سنى

شهید ثالث ، قاضى نوراللّه شوشترى (ره )، مى فرماید: بین اهل ایمان معروف است که یکى از علماى اهل سنت ، که در بعضى از فنون علمى ،استاد علامه حـلـى (ره ) اسـت کتابى در رد مذهب شیعه امامیه نوشت و در مجالس ومحافل آن را براى مردم مـى خـوانـد و آنـان را گمراه مى نمود، و از ترس آن که مبادا کسى از علماى شیعه کتاب او را رد نماید، آن را به کسى نمى داد که نسخه اى بردارد.

عـلامه حلى همیشه به دنبال راهى بود که کتاب را به دست آورد و رد کند.

ناگزیر رابطه استاد و شاگردى را وسیله قرار داد و از عالم سنى درخواست نمود که کتاب را به اوامانت دهد.

آن شخص چون نمى خواست که دست رد به سینه علامه حلى بزند، گفت : سوگند یاد کرده ام که این کتاب را بیشتر از یک شب پیش کسى نگذارم .

مرحوم علامه همان مدت را نیز غنیمت شمرد.

کتاب را از او گرفت و به خانه برد که در آن شب تا جـایى که مى تواند از آن نسخه بردارد.

وقتى به نوشتن مشغول شد و شب به نیمه آن رسید، خواب بر ایشان غلبه نمود.

همان لحظه حضرت صاحب الامر روحى وارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء حاضر شدند و به او فرمودند: کتاب را به من واگذار و توبخواب .

عـلامـه حلى خوابید.

وقتى از خواب بیدار شد، نسخه کتاب از کرامت و لطف حضرت صاحب الامر (ع ) تمام شده بود.

الـبته این قضیه را به صورتهاى دیگرى هم بیان کرده اند، از جمله در کتاب قصص العلماء این طور آمده است که : عـلامـه حـلـى (ره ) کتاب را توسط یکى از شاگردان خود که نزد آن عالم مخالف درس مى خواند براى یک شب به عنوان عاریه به دست آورد و مشغول نسخه بردارى از آن شد.

همین که نصف شب گذشت ، علامه بى اختیار به خواب رفت و قلم از دستش افتاد.

وقتى صبح شد و وضع را چنین دید اندوهناک گردید، ولى وقتى کتاب راملاحظه کرد، دید تمامش نوشته و نسخه بردارى شده است و در آخـر آن نـسخه این جمله نوشته شده : کتبه م ح م د بن الحسن العسکرى صاحب الزمان (این نسخه راحجة بن الحسن العسکرى صاحب الزمان (ع ) نوشته است ).

علامه فهمید که آن حضرت تشریف آورده و نسخه را به خط مبارک خود تمام نموده اند.

منبع:

العبقری الحسان تالیف: مرحوم حاج شیخ علی اکبر نهاوندی ترجمه سید جواد معلم



وقتی که امام زمان(عج) شیعیان بحرین را نجات دادند

این روزها با بیداری اسلامی، شاهد تحولات گسترده‌ای در منطقه هستیم. اما بحرین حالت ویژه‌تری را به خود اختصاص داده و در کنار تمام صحنه‌های زیبای قرائت دعای فرج امام زمان(عج) در میدان لؤلؤ ، اینک بحرین شرایط مظلومانه‌تری را به خود گرفته و تمام شیعیان و مسلمانان واقعی در بحرین شرایط سختی را تجربه می‌کنند.
به گزارش جهان اما این شرایط، به گونه‌ای دیگر مسبوق به سابقه است و آن هنگامی است که پادشاه بحرین می‌رفت تا با دسیسه وهابیون زمانه خود، شیعیان بحرین را به شهادت برساند اما با عنایت مستقیم امام زمان(عج) شیعیان بحرین نجات یافتند.

 

این واقعه که با عنوان قضیه انار در روضه‌های مرحوم کافی معروف است، حکایت از حضور یک ناصبی متعصب و دشمن اهل بیت پیامبر(ص) به عنوان وزیر حاکم وقت بحرین دارد که از هیچ دسیسه‌ای جهت ضربه زدن به شیعیان کوتاهی نمی‌کرد و در مهمترین دسیسه‌اش، اناری را خدمت حاکم ارائه می‌کند که با حک شدن برجسته مطالبی خلاف عقاید شیعیان بر روی آن و جلوه دادن آن به عنوان معجزه الهی و دلیلی بر بطلان شیعیان، حاکم را قانع می‌نماید که در صورت عدم پاسخ مناسب شیعیان در برابر این واقعه یا شیعیان مطیع خواسته‌های آنها شده یا کشته شوند.

بزرگان شیعیان بحرین نیز با احضار حاکم و با مشاهده این انار، مضطرب و از حاکم سه روز مهلت می‌خواهند. سپس با تشکیل جلسه و انتخاب سه نفر از پرهیزکارترین افراد، قرار را بر این می‌گذارند که هر شب یک نفر به بیابان رفته و تا صبح به عبادت مشغول و از خداوند به وسیله امام زمان(عج) یاری بخواهند. بعد از آنکه نفر اول و دوم تا صبح عبادت می‌کنند و نتیجه‌ای نمی‌گیرند نوبت به محمد ابن عیسی بحرینی می‌رسد و در همان شب امام زمان (عج) به داد شیعیان بحرین می‌رسند و با برداشتن پرده از این راز برای محمد ابن عیسی بحرینی و اشاره به این موضوع که انار مذکور قبل از رشد کامل در قالبی سفالین با مطالب حک شده و موهوم روی آن به این شکل ظاهر گشته و با دادن آدرس دقیق مکان اختفای قالب سفالین در منزل وزیر ناصبی و نیز خبر از وجود دود و خاکستر در درون انار، این توطئه را از سر شیعیان بحرین دور می‌سازند.

اما پاسخ امام زمان(عج) به سوال محمد ابن عیسی بحرینی مبنی بر علت تاخیر دو روزه در حل این مشکل نیز قابل توجه است. ایشان در برابر سوال وی می‌فرمایند: تقصیر خودتان است که پس از سه روز به داد شما رسیدم؛ چرا که خودتان از حاکم سه روز فرصت خواستید. اگر در همان مجلس حاکم، مرا صدا می‌زدید و می‌گفتید یا صاحب الزمان! همان جا راه حل را به شما می‌نمایاندم.



ناگفته‌ای از آیت‌الله حق‌شناس در مکه

 

 

آیت الله حق‌شناس که به دلیل کهولت سن و وضعیت جسمانی از یک طرف و برخورد نامناسب افراد با ایشان "مضطر " شده بودند، در همان مکان (انباری هتل) به وجود مقدس صاحب الزمان (عج) توسل پیدا می‌کنند ...

یکی از شاگردان و دوستان نزدیک فقیه عارف حضرت آیت الله حاج میرزا عبدالکریم حق شناس در گفت‌وگوی تلفنی خبرنگار لبیک با ایشان، خاطره‌ای ناگفته و درس‌آموز را از آن عالم ربانی بیان کرد که در ذیل از نظرتان می‌گذرد:


آقای ر- ل گفت: مرحوم حاج آقا (آیت الله حق‌شناس) هنگامی که می‌خواستند به مکه مشرف شوند در فرودگاه مهرآباد از پرواز جا ماندند و مجبور شدند برای پرواز بعدی، به صورت تنها اعزام شوند.


ایشان پس از پیاده شدن از هواپیما در عربستان (مکه) به دلیل اینکه کسی ایشان را نمی‌شناخت و کاروان خود را نیز گم کرده بود و ایشان نیز نمی‌دانست که محل اسکان کاروان و همراهان کجاست سوار بر تاکسی می‌شوند و راننده تاکسی نیز ایشان را در کنار یک کاروانی پیاده می‌کند و در طی این مسیر برخورد احترام آمیزی نیز با ایشان صورت نمی‌گیرد.


حتی آن کاروان جایی مثل انباری که پیاز، سیب زمینی و.. در آن مکان بود را در اختیار آیت الله حق‌شناس قرار می‌دهد و می‌گویند شما زائر ما نیستی.


آیت الله حق‌شناس که به دلیل کهولت سن و وضعیت جسمانی از یک طرف و برخورد نامناسب افراد با ایشان "مضطر " شده بودند، در همان مکان (انباری هتل) به وجود مقدس صاحب الزمان (عج) توسل پیدا می‌کنند.


آیت الله حق‌شناس می‌گوید: تا به حضرت حجت(عج) توسل پیدا کردم، آقا‌(عج) تشریف آوردند، بلند شدم، تمام قد ایستادم، ایشان به من لبخندی زدند و 15 دقیقه آقا امام زمان را نگه داشتم و خدمتشان گزارش دادم که من از پرواز جاماندم، راه را گم کردم و...با من بدرفتاری کردند به من این چیزها را گفتند و می‌گویند تو از ما نیستی ....، حضرت(عج) در طول این مدت که به ایشان گزارش می‌دادم و درد و دل می‌گفتم تمام عرایض بنده را می‌شنیدند، پس از پایان عرایضم، حضرت حجت تشریف بردند، با رفتن امام زمان، ناگهان درب انباری باز شد و سر‌کنسول ایران در جده وارد شد و گفت که شما کجا بودید و ما دنبال شما بسیار گشتیم و...


سپس آقای ر- ل پس از بیان این خاطره به نقل از آیت الله حق‌شناس ادامه داد:
این در حالی بود که هیچ کس نمی‌دانست آیت الله حق‌شناس کجا هستند سپس با عزت و احترام فراوان با ایشان برخورد می‌شود و همه امکانات مهیا می‌شود.


آیت الله حق‌شناس پس از بیان این خاطره می‌فرمودند:
هر شخص مضطری در هر مکانی که باشد به حضرت بقیه الله متوسل شود، خود حضرت تشریف می‌آورند.

 



ستاره ی دنباله داری النین در راه زمین


النین نام ستاره دنباله داریست که مدتی قبل کشف شد ، هرچند کشف این دنباله دار مباحث گوناگونی را به دنبال داشت اما آنچه برای ما قابل تامل و توجه می باشد ، شباهتهای زیادی است که میان این دنباله دار و ستاره دنباله داری که در روایات عصر ظهور ، آشکار شدن آن بعنوان یکی از نشانه ای بسیار نزدیک به ظهور ، مطرح شده است : طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد ، سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگرمتّصل شوند...

 

 

 

(آنچه که در  ادامه می آید بر اساس مستندات علمی است و اشکالات احتمالی بر عهده ی مراجعی است که البته سعی گردیده در حد امکان معتبر باشند.لازم به ذکر است کسی قصد معین کردن وقت برای ظهور را ندارد و انطباق های صورت گرفته فقط بر اساس احتمالات است و ممکن است هیچگاه به حقیقت نپیوندند.)

بسم الله الرحمن الرحیم

عزیزانی که کم و بیش با بحث های نجومی آشنا هستند می دانند در اوایل دسامبر 2010 ستاره دنباله داری به نام النین(elenin) کشف شد که بحث های فراوانی را با خود به دنبال داشته است.اینکه چرا در محافل نجومی این دنباله دار مسئله ساز گردید از چند جنبه قابل کنکاش و بررسی است.

اول اینکه این دنباله دار فقط یک سال قبل از عبور از نزدیک زمین(0.23 AU) شناسایی گشت و چنین امری برای محققان جای سوال داشت که به چه دلیل این جرم آسمانی کمی دیر رصد گشته است؟!؟ ناسا که  همواره ادعا دارد تمامی فضا  را تحت کنترل خود دارد نتوانستنه است یک دنباله دار که اندازه ی متوسطی را هم دارد شناسایی کند و این کار باید توسط یک ستاره شناس معمولی روسی و با یک تلسکوپ ساده صورت گیرد.این خود اولین تردید ها را به دنبال داشت! نام این ستاره شناس روسی لئونید النین است و او این دنباله دار را در دسامبر 2010 میلادی و با تلسکوبی به قطر 18 اینچ کشف کرد. بعضی ها به غلط حرف از نا معین بودند این فرد به میان می آوردند و او را یک شخصیت مجازی معرفی می کردند که برای آماده کردن افکار عمومی تعبیه گردیده است.یکی از دلایل این امر شباهت نام النین (11/9=EleNin=Eleven+Nine)با 11 سپتامبر  بود؛روزی که تاریخ ویژه ای است و پیش بینی برخورد اجسام مختلف به زمین را تداعی می کند و همچنین در حوالی عبور همین دنباله دار است. خیال پردازی های دیگری هم درباره ی این اسم موجود است که جای بحث ندارد.

http://www.planetxusa.com/leonid-elenin-is-a-fabricated-name-leonid-e-l-e-nin-back-to-square-one-with-planet-x-and-nibiru-the-destroyer-lives/

بنده ی حقیر شخصا مدت ها است سایت این فرد را دنبال می کنم(لینک پایین) و اطلاعات مناسب و کاملی را که درباره ی دنباله دار اکتشاف شده توسط خودش اعلام می گردد را بررسی کرده ام.این فرد برای رهایی از این گمانه زنی ها حتی یک مصاحبه ی اختصاصی با شبکه تلویزیون روسیه انجام داد(عکس زیر) و آن را در سایت شخصی اش قرار داده تا این فرضیات را کمرنگ کند.(البته سیستم های امنیتی می توانند از این فرد به شیوه های دیگر هم سوء استفاده کنند که در رابطه آن ها هنوز هم شبهاتی مطرح است):

http://spaceobs.org/en/tag/comet-elenin/


نکته ی بعدی که همگان را دچار تشکیک در النین کرد طفره رفتن ناسا از اعلام خصوصیات این دنباله دار است که هنوز هم تا حدی ادامه دارد.البته ناسا بعد از مدتی مدار النین را شبیه سازی کرد که در آدرس زیر می توانید مشاهده کنید. با این حال قطر آن هنوز مشخص نشده است.(البته به گفته ی کاشف آن 3 تا 4 کیلومتر قطر دارد.اطلاعات و مقالات کاملی از دنباله دار النین در سایت لئونید النین در بالا آمده است.)در همان روزهای نخست بعد از اعلام رسمی پذیرفته شدن این دنباله دار، در (Buzzroom) ناسا مطلبی قرار گرفت که حاکی از نزدیکی بسیار این دنباله دار در آینده به زمین و احتمال برخورد آن بود؛ اما بلافاصله این امر حذف گردید و ناسا اعلام کرد که این یک گمانه زنی غیر علمی بوده است و هیچ مشکلی وجود ندارد.البته به نظر این امر طبیعی است و در محاسبات اولیه غیر قابل اجتناب است که بعدها هم مورد تایید واقع شد. نکته ی جالب در مدار این دنباله دار می توانید مشاهده کنید دوره ی چرخش آن است که بیش از 10000 سال بر آورد شده است . این دوره بسیار زیاد است به طوری که در شبیه ساز ناسا (در لینک زیر) مسیر آن به طور کامل قابل دنبال کردن نمی باشد.

http://ssd.jpl.nasa.gov/sbdb.cgi?sstr=C/2010%20X1;orb=1;cov=0;log=0;cad=1#orb

 

با این تفاسیر هنوز هم مشکلی وجود ندارد و این وقایع را می توان از نظر علمی قابل قبول دانست.اما مشکل از جایی شروع شد که افرادی بنا به احتمالات بالا و مطالبی که در ادامه عرض می کنم خبر از واقعه ای دادند که خیلی ها را به فکر انداخت و آن هم زلزله ی ژاپن بود.به عنوان مثال لینک زیر که توسط یک خانم آمریکایی قبل از زلزله آپلود شده را مشاهده کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=95zMdTvoqcQ&feature=player_embedded

 

مثل این فرد بسیاری دیگر هم از این دست هشدارها را مخابره کردند.اما این پیشبینی ها از کجا صورت گرفت و چگونه افرادی حرف از وجود زلزله ای مهیب در نیمه ی ماه مارس زدند(البته محل آن نا معلوم بود).

از مدت ها قبل در حدود دهه ی 70 میلادی برخی ار محققان بزرگ علوم فضایی صحبت از وجود شی ء ناشناخته ای را مطرح کردند که در نزدیکی منظومه ی شمسی است و موجب اختلال در مدار برخی سیارات مخصوصا آخرین سیاره های منظومه ی شمسی گشته است.این فرضیات ادامه داشت تا عده ای سیاراتی را ورای پلوتون پیدا کرده و دلیل این امر را به اثرات آنها ارجاع دادند.این احتمال اما هنوز موجود بود و در سال های پیش و با مطرح شدن سیاره ی به نام نیبیرو دوباره زنده گردید .پیش بینی سومریان از چرخش سیاره ای مرموز ،احادیث اسلامی ،اعتقادات ادیان و فرهنگ های دیگر نقاط دنیا ، کتاب هایی مقدسی مثل مکاشفات یوحنا و پیش گوی ها ی نوستر آداموس این فرضیات را تشدید می کرد.

امام باقر (علیه السلام):هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی ‏آور در مشرق طلوع می‏کند.نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (علیه‏ السّلام)، آن گاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون وهمراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پسهر گاه آن را دیدید، از شرّ فتنه‏ها به خدا پناه برید.طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس ]بنی‏ عبّاس[درنگ نمی‏کنند(دوام نمی آورند) [جز زمانی کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود. ( الفتن، ص 148)

حتی این امر تا آنجا پیش رفت که عده ای از انجیل خبر ظهور النین را استنباط کرده و آن را مطرح ساختند:

http://www.godlikeproductions.com/forum1/message1369072/pg1

به بحث خودمان بر گردیم.اما این افراد چگونه از وقوع زلزله ی ژاپن آگاهی یافتند.در سال 2010 زلزله ی شدید دیگری در شیلی رخ داد بود.وقتی به مدار سیارات در آن تاریخ نگاهی بیندازیم ،می بینیم در آن روز ستاره ی دنباله دار النین ،خورشید و زمین در یک راستا قرار داشته اند و این امر بار دیگر در نیمه ماه مارس 2011 در حال رخ دادن بوده است و براین اساس عده ای احتمال خطر را بالا می دانسته اند.

موضوع به همینجا ختم نمی شود بعد و قبل از این حادثه بسیاری تحقیقات در رابطه با این امر صورت گرفت که تاییدی بر این نظر بود.شخصا چندین مقاله از دانشمندان این عرصه را دیده ام که از اختلالات عجیب سیارات دیگر منظومه شمسی در هنگام هم راستایی با این جرم آسمانی سخن گفته اند.(یک نکته عرض کنم حتی بسیاری بر این باورند که گرم شدن زمین تنها از گازهای گلخانه ای نیست و بحث هایی مثل نزدیک شدن جرم آسمانی و اختلالات مداری را با آن مرتبط می دانند.)به عنوان نمونه در لینک زیر که مقاله ای هم در ذیل آن قرار دارد صحبت ها و مقاله ی پرفسور امرباشیچ(Mensur Omerbashich)استاد دانشگاه لس آنجلس موجود است که سخن از رابطه ی زمین لرزه های رخ داده و ستاره ی النین به میان آورده است.

http://www.youtube.com/watch?annotation_id=annotation_399682&v=e8uB80xx9Gg&feature=iv

 

اما هنوز هم فرضیات ضعیف بود زیرا که ماهیت النین برای همه ستاره شناسان واضح بود.با محاسبات انجام شده این یک ستاره ی دنباله دار معمولی است(چه به زمین بخورد و یا نه)و به هیچ عنوان نمی تواند عامل این رخدادها باشد.(حتی اگر تجربیات این را ثابت کند یک ستاره دنباله دار با جرم میلیون ها برابر کمتر از زمین و از آن فاصله ی دور نمی تواند عاملی برای زلزله به حساب آید.)

نقطه راهگشا ی این معما از آن جا آغاز شد که ستاره شناسان چینی اعلام کردند(لینک زیر) که یک شی ء ناشناخته پشت سر النین قرار دارد.(متاسفانه باز هم از این خبر به جای برداشت علمی برداشت تخیلی شد و عده ای اعلام کردند که کاروانی از بشقاب پرنده ها پشت سر النین قرار دارند!!!)

http://dimensionalbliss.com/2011/05/07/elenin-important-update/

 

 

این خبر یک شوک عظیم بود که به سرعت نگاه ها را به سمت خود معطوف ساخت.اما باز هم سازمان های فضایی در این رابطه سکوت کردند و دیگر کسی به طور جدی در این رابطه سخنی نگفت. به نظر دستی پشت پرده نمی خواهد ابعاد این قضیه روشنتر شود.قصد ندارم اینجا داستان بگویم و خیال پردازی کنم اما اگر کسی با تشکیلات عظیم اطلاعاتی و خبری غربی آشنا باشد می داند که حرکت غرب در این رابطه با چه ضوابطی جلو می رود.

ساخت فیلم هایی مثل2012 ،پیشگویی(Knowing)و مانند این ها با بودجه های بسیار عظیم، آماده سازی برای اتفاق مهمی است.اگر فیلم روزی که زمین از حرکت می ایستد را دیده باشید تنها چند ساعت به برخورد شهاب سنگ دولت آمریکا فقط به دانشمندان خود خبر از این برخورد داد.فیلم 2012 هم به همین صورت بود؛تعدادی کشتی فقط برای افرادی خاص و آن هم به طور مخفیانه.

 

 

قبل از روشن کردن ابعاد اصلی مطلب می خواهم کمی به متون دینی خودمان رجوع کنم تا از این منظر هم کمی تامل کرده شاید راحت تر مطلب تبیین شود:

حضرت علی(ع):آگاه شوید که برای خروج قائم(عج) ده علامت است اول آن ها ستاره ای دم دار است که به ستاره ی جدی نزدیک می باشد.در آن وقت هرج و مرج پرفتنه و شر واقع می شود....واز علامتی تا علامت دیگر امور عجیبه است.(کفایه الاثر،ص 213)

در کتاب کافی از امیر المومنین در طی خطبه ای مفصل آمده است:....ظاهر گردد مر شما را ستاره ای دم دار از سمت مشرق که علامت ظهور قائم است.....(ترجمه جلد 13 بحار ،ص187)

....عهد و پیمان شکسته شود واحترام کم گردد،اینها در وقتی ظاهر می شود که ستاره ی دم دار که عرب را مضطرب کند طلوع نماید....پس در این حال ظهور می کند مهدی(ع)....(مشارق الانوار)

در ماه صفر نشانه ای خواهد بود و ستاره ای دنباله دار آشکار می گردد .(الفتن ، ص148)

جای تامل دارد که زمان اولین دیدن این ستاره برابر با (دسامبر 2010)ماه محرم امسال بود که مدتی بعد قیام کشور های عربی آغاز گردید.

بعد از مطرح شدن بحث های زلزله و غیره عده ای از منجمان که به امکانات سازمانی دسترسی نداشتند با تلسکوپ های خود به موضع النین نگاه می کردند اما باز هم چیز خاصی مشاهده نشد؛ تا اینکه محققان احتمال دقیقیتری را مطرح کردند.اگر قرار باشد شی ای باعث زلزله شود باید دارای میدان عظیم گرانشی باشد و این شی نمی تواند چیزی به غیر از یک ستاره ، سیاه چاله یا چیزی شبیه به آنها باشد.اما ستاره همیشه با تلسکوپ های معمولی هم قابل رویت است چه برسد به عکس های دقیق و کامل موجود که در دسترس عموم هم قرار دارد. پس این احتمال مطرح گردید که  قاعدتا با جرم آسمانی طرف هستیم که از خود نه تنها نور نمی دهد بلکه مانند سیاه چاله نور را به سمت خود جذب می کند؛یا اینکه بسیار خنکتر از آن است که مثل یک دنباله دار نور ساطع کرده و به راحتی مشاهده شود. تنها راه دیدن این شی استفاده از تلسکوپ های مادون قرمز مخصوص است که تعداد آن ها با دقت مورد نظر در جهان بسیار محدود است.

هنگامی که محققان به عکس هایی که توسط تلسکوپ مادون قرمز از النین گرفته شده بود رجوع کردند  (عکس پایین)جرم فضایی را مشاهده کردند که مثل آن دیده نشده بود.اگر شما هم این شی را با دیگر اجرام آسمانی مقایسه کنید مطمئنا شگفت زده خواهید شد.اینکه ناسا از مدت ها پیش از این قضیه اطلاع داشته تقریبا حتمی است زیرا اولین خبرها از این موضوع و عکس های درز کرده با این فناوری بالا قطعا از محدوده ی خود آن ها به بیرون راه پیدا کرده است.پس در یک فرآیند تدریجی و با پیدا کردن درکی صحیح از قضیه و رجوع به محل دقیق این جرم آسمانی دانشمندان توانستند با نرم افزار ها و عکس های IRAS(ماهواره ی مادون قرمز است که از فضا با اشعه مادون قرمز به طور کامل عکس برداری کرده) این جرم  عجیب را مشاهده کنند.

http://www.youtube.com/watch?v=I8dxNKU8rws&feature=channel_video_title

 

 

آنچه باید عرض کنم اینکه این جرم عجیب خصوصیات هیچکدام از اجرام شناخته شده را ندارد و یک توده ی نامرئی بسیار عظیم است که فقط خدا می داند چه خصوصیاتی را قرار است از خود به نمایش بگذارد.

وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ ﴿١ وَمَا أَدْرَاکَ مَا الطَّارِقُ ﴿٢ النَّجْمُ الثَّاقِبُ ﴿٣

سوگند به آسمان و کوبنده ی شب1 و تو نمی‌دانی کوبنده شب چیست٢آن ستاره ی شکافنده است که پیش می رود3

در احادیث است که طارق همان ستاره ی قبل از ظهور است . خداوند می فرماید شما چه دانید که طارق چیست ستاره ای که می شکافد و جلو می رود.چرا خداوند از لفظ ستاره ای که حرکت می کند استفاده کرده است و کدام ستاره است که قابلیت حرکتی با این سرعت را داشته و تاریکی را می شکافد و جلو می رود؟ خداوند چه عجیب انسان مدعی علم را به سخره می گیرد و نادانی انسان نسبت به این جرم آسمانی را به رخش می کشد.

به نظر مدار این شی ء منطبق و در کنار دنباله دار النین است و دلیل حرکت عجیب النین از همین شی ء سرچشمه می گیرد.با افشاء هر چه بیشتر ابعاد این قضیه آرام آرام باید منتظر موضع گیری های رسمی باشیم.البته عرض کردم که موضع نظام سرمایه داری چگونه است. چند روز پیش بود که رئیس ناسا یک پیام عجیب هشدار آمیز اعلان کرد(در لینک زیر این پیام بررسی شده است) و آنطوری که از خبر ها مشخص گردیده به کارکنان ناسا دستورات خاصی برای آمادگی با حوادث پیش رو داده شده است.

http://www.youtube.com/user/jcattera#p/u/4/TOBLb2ZeACs

اگر به لینک سایت ناسا در زیر رجوع کنید سخنان رئیس این موسسه و توضیحاتی برای یک به اصطلاح مانور را خواهید یافت.حتی در کلیب پایین تر آن دستورات عجیبی در رابطه با ذخیره کردن یک هفته ی غذا و آب و...قابل مشاهده است.لینک های کنار صفحه یک آمادگی همگانی ارگان های مختلف را اعلان می کند.البته به گفته ی خودشان این ها فقط یک آماده سازی و مانور معمولی است.الله اعلم.

http://www.nasa.gov/centers/hq/emergency/personalPreparedness/index.html

هر گاه ستاره ای سرخ را دیدی که آن را نمی شناسی و در مسیرحرکت ستارگان قرار ندارد و در آسمان از جایی به جایی دیگر می رود و مانند ستون است، در حالی که ستون نیست، پس بی گمان،چنین چیزی نشانۀ جنگ، بلاها، کشته شدن بزرگان، زیادی شرور و اندوه ها و آشوب در میان مردم است(الاختصاص، ص162)

امام باقر (علیه السلام) فرمود:پیش از قیام قائم (علیه السلام) مردم به وسیلۀ آتشی که در آسمان آشکارمی شود و سرخی ای که آن را فرا می گیرد، از گناهانشان بازداشته می شوند. (الإرشاد، ج ۲، ص ۳۸۷ )

 

اثرات این شی بر روی جو می تواند باعث سرخی اتمسفر شود امری سال ها پیش به خاطر اثرات گرانشی خورشید به وقوع پیوست است.در احادیث سخن از طولانی شدن روزی قبل از ظهور و طلوع خورشید از مغرب است که می تواند ناشی از این شی ء باشد.حتی خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی در غیر وقت طبیعی اش هم بر همین اساس قابل بررسی است.

در آسمان سال 2011 و 2012 بسیاری از اجرام دیگر هم وجود دارند که محققان را به خود مشغول کرده اند.شهاب سنگ 45p honda که نیمه ی ماه رمضان امسال از کنار زمین عبور می کند.(احادیثی که از برخورد شی  آسمانی به زمین در نیمه رمضان قبل از ظهور حکایت می کند تقریبا تواتر لفظی دارد.)

سیارک 2005 yu55 که با وضعیت عجیبی در حوالی عید قربان از فاصله ای کمتر از ماه از جو زمین عبور می کند به طوری که بسیار احتمال برخورد آن به زمین فراوان است.

http://yu55.net/

و بسیاری اجرام آسمانی دیگر که این دو سال را به سال های ملتهبی برای آسمان زمین بدل کرده اند.(لینک زیر)

http://www.youtube.com/watch?v=zfN0vblkmnE&feature=related

 

این شی مرموز عظیم نامرئی(که البته ابعاد مرئی آن با نزدیک شدنش مشخص می گردد) بر اساس محاسبات از اوایل ماه رمضان(و حتی زودتر) تاثیرات واضح آن بر روی زمین آغاز می شود و با سرخ کردن احتمالی جو زمین وجود خود را مرئی خواهد کرد.این شی ء دارای دو دنباله ی عجیب در اطراف خود است که مانند دو پر یک پرنده به نظر می رسند.

از علائم نزدیکی ظهور :... طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگرمتّصل شوند. پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد. (علامه حلی:نگاهی بر زندگی دوازده امام)

از دیگر خصوصیات این جرم آسمانی دارا بودن چند قمر است که در اطراف آن حرکت می کنند.احتمال دارد یکی از قمرهای گردان در اطراف آن عامل برخورد  جرم آسمانی نیمه ی رمضان با زمین باشد.این شی در ماه اکتبر بین زمین خورشید قرار می گیرد که احتمال زلزله ی عظیمی را می دهد.اطلاعات دیگر را هم می توانید با جستجوی نام elenin+brown dwraf پیدا کنید.

نکته ی که به نظرم جالب است اینکه ابجد فارسی النین برابر ابجد قائم و برابر با ابجد امام مهدی است.در پایان عرض کنم که این ها فقط برآورد احتمالات مطرحه بود و هیچ الزامی در تحقق آن وجود ندارد و صرفا جهت اطلاع افکار عمومی ذکر گردید.

اللهم عجل لولیک الفرج

حسن.س.



پیشگویی های منجم یهودی

و سطیح کاهن

 

کاهن به معناى غیبگو است و"سطیح کاهن "یکى از مشهورترین غیبگویان تاریخ است. وى از مردم یمن بوده وهمواره بر زمین افتاده بود ومیگویند 50 سال عمرکرده است. (2) مرحوم علامه مجلسى درکتاب "بحارالانوار" ازکتاب مشارق الانوار تألیف حافظ رجب برسى، که از علما ومحدثان شیعه است، خبرى را درباره ظهور امام زمان (ع)از سطیح کاهن بدین مضمون نقل نموده است:

 

منجم یهودى 

هنگام تولد حضرت ولى عصر(ع)منجمى یهودى در قم اقامت مى کرد که در آن سامان شهرت بسزایى داشت. احمد بن اسحاق که از شخصیت هاى معروف قم و وکیل امام حسن عسکرى (ع)در قم بود، پیش منجم یهودى رفت وگفت: براى ما در فلان روز مولودى به دنیا آمده است، فالى او را براى ما ببین. یهودى گفت: آن چه من از محاسبه هاى خود به دست مى آورم، این است که او یا پیامبر خواهد بود و یا وصی پیامبر. او شرق و غرب جهان را تحت حکومت و سیطره خود در خراهد آورد. من چنین در مى یابم که احدى روى زمین نمى ماند، جز این که در برابر او تسلیم مى شود(1)

 

سطیح کاهن 

کاهن به معناى غیبگو است و"سطیح کاهن "یکى از مشهورترین غیبگویان تاریخ است. وى از مردم یمن بوده وهمواره بر زمین افتاده بود ومیگویند 50 سال عمرکرده است. (2) مرحوم علامه مجلسى درکتاب "بحارالانوار" ازکتاب مشارق الانوار تألیف حافظ رجب برسى، که از علما ومحدثان شیعه است، خبرى را درباره ظهور امام زمان (ع)از سطیح کاهن بدین مضمون نقل نموده است: ذاجدن پادشاه براى استفسار از موضوعى که در آَن تردید داشت به دنبال سطیح کامن فرستاد . چون سطیح آَمد خواست او را امتحان کند، لذا یک دینار درکفش خود پنهان کرد و آَن گاه به وى اجازه داد که داخل شود. چون وارد شد، شاه گفت: اى سطیح براى تو چه پنهان کرده ام سطیح گفت: درکفش خود یک دینار پنهان کرده اى شاه پرسید: این را ازکجا دانستى؟ سطیح گفت: از یک نفر جن که مانند برادر، همه جا با من همراه است. شاه گفت: اى سطیح از آَن چه در روزگاران پدید مى آَید مرا مطلع گردان سطیح گفت: هنگامى که نیکان از میان بروند واشرار به جاه و مقام برسند، و مقدرات الهى را تکذیب نمایند، واموال را به سختى حمل کنند... و اختلاف کلمه پدید اَید... ستارهء دنباله دارى که عرب را پریشان کند، طلوع نماید. در آَن هنگام، باران نبارد و رودها خشک شود و اوضاع روزگار دگرگون گردد... آن گاه مردى از اولاد صَخر (3) خروج میکند وپرچم هاى سیاه را به پرچم هاى سرخ تبدیل مى نماید و محرمات را مباح میگرداند... در آن موقع مهدى فرزند پیغمبر ظاهر مى شود و این در وقتى است که مظلومى در مدینه وپسر عموى وى در خانه خداکشته شود .... او حق را به اهل حق برگرداند و میهمانی را در میان مردم افزون گرداند و با عدالت خوى غبار ضلالت را از میان ببرد (4)

 

پی نوشت ها:

1.روزگار رهایی ج 1، ص 141.

2. بحارالانوار ج 51، ص 65 غیبة طوسى، ص 13 1 کشف الغمه، ج 3، ص 263 و 267

3. صَخر: نام ابوسفیان پدر معاویه است و مقصود از او سفیانى مشهور مى باشد.

4.بحارالانوار ج 51 ص 162

 



ستاره طارق چیست؟

آیا ستاره طارق یکی از پنج صیحه یا ندای ذکر شده در آخر الزمان است؟

ظهور ستاره طارق بر چه دلالت دارد و چه تاثیراتی دارد؟

آیا طارق پیش از این نیز ظاهر شده؟

هنگام طلوع ستاره طارق چکار باید کرد؟

آیا می توان تاریخ ظهور طارق را با توجه به پیشرفتهای علمی و فضایی پیشگویی نمود؟


همانطور که در مقالات قبل ذکر شد، در سال ظهور و یا سال قبل از آن پنج صیحه یا ندا شنیده می شود . یکی از این صیحه ها که در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان است صیحه جبرئیل امین است که به نام قائم آل محمد ندا می دهد و یک ندا از شیطان که در روز جمعه بعد از زوال خورشید است . سه صیحه یا ندای دیگر مربوط به سه واقعه یا به عبارت بهتر بلای طبیعی است که در دو تا از آنها در مشرق و دیگری در مغرب روی می دهد. در مقالات مربوط به آتشی از مشرق و آتشی از مغرب این دو صیحه شرح داده شد. بر اساس روایات واقعه دیگری غیر از آنچه ذکر شد در نزدیکی ظهور در مشرق زمین اتفاق می افتد.

 

در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان است.

در روایات اسلامی نیز چندین بار از این دنباله دار سخن رفته و پیامبر اسلامی صلی الله علیه و اله و سلم نیز مفصل در باره آن در حدیثی طولانی و مفصل توصیاتی را نموده اند که نشان می دهد موضوع از اهمیتی خاص برخوردار است .

 

عن نعیم بن حماد فی کتابه الفتن رقم638 جاء فیها قال " ص " إذا کانت صیحة فی رمضان فإنه یکون معمعة فی شوال قلنا وما الصیحة یا رسول الله قال هدة فی النصف من رمضان لیلة جمعة فتکون هدة توقظ النائم وتقعد القائم وتخرج العواتق من خدورهن فی لیلة جمعة فی سنة کثیرة الزلازل فإذا صلیتم الفجر من یوم الجمعة فادخلوا بیوتکم وأغلقوا أبوابکم وسدوا آذانکم فإذا أحسستم بالصیحة فخروا لله سجدا وقولوا سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس فإنه من فعل ذلک نجا ومن لم یفعل ذلک هلک.

از نعیم بن حماد در کتاب "الفتن " آمده است :

پیامبر (صلی­ الله­ علیه­ وآله) فرمود: هر گاه در ماه رمضان صدای صیحه بلند شد پس در شوال جنگ آغاز می گردد.  گفتیم: ای رسول خدا، صدای بلند چیست؟ فرمود: صدای شدید فرو افتادن چیزی است در ماه رمضان، در شب جمعه ای ، در سالی پر از زلزله ها که خوابیده را بیدار می کند، ایستاده را می نشاند و دختران جوان را از سراپرده هایشان بیرون می آورد. بنا بر این، هرگاه نماز صبح روز جمعه را خواندید، داخل خانه­ هایتان شوید، درها و روزنه ها را ببندید، خود را بپوشانید و گوشهایتان را بگیرید. هر گاه آن بانگ بلند را احساس کردید، برای خدا به سجده در افتید و بگویید:«سُبحان القدّوس، سُبحان القدّوس، ربّنا القدّوس». زیرا هر کس چنین کند، نجات می یابد و هر کس چنین نکند، نابود می شود.  الفتن، ص ۱۳۶، جزء ۳، ح ۶۱۹ .  ( توضیح اینکه این روایت از ابن مسعود هم نقل شده است)

در روایتی دیگر از امام باقر (علیه السلام) آمده :

هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی‏آور در مشرق طلوع می‏کند.نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (علیه‏السّلام)، آن گاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون و همراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پس هر گاه آن را دیدید، از شرّ فتنه‏ها به خدا پناه برید.طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس ]بنی‏ عبّاس[درنگ نمی‏کنند(دوام نمی آورند) [جز زمانی کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود. ( الفتن، ص 148، جزء ۳، ح 607)



در روایتی دیگر آمده است :

از علائم نزدیکی ظهور :... طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند. پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد. (علامه حلی:نگاهی بر زندگی دوازده امام. ترجمهٔ محمد محمدی اشتهاردی)

 

ابو امامه نیز نقل کرده است:

رسول خدا (صلی­ الله­ علیه­ وآله) فرمود: ... هر گاه شب نیمۀ رمضان شب جمعه باشد، از آسمان صدایی خواهد بود که بر اثر آن٬ هفتاد هزار نفر بیهوش٬ هفتاد هزار نفر گنگ و هفتاد هزار دوشیزه پرده هاشان شکافته می شود! گفتند: ای رسول خدا، پس چه کسی سالم می ماند؟ فرمود: کسی که در خانه اش بماند و به سجده پناه بَرَد و بلند تکبیر بگوید(عقد الدرر٬ ص ۴۰ـ۱۳۹ ٬ ب ۴ ٬ ف ۳.).

 

گفتنی است ، حادثۀ یادشده ، در روز جمعه نیمۀ رمضان  سال پیش از ظهور، تقریباً هنگام طلوع خورشید یا کمی پس از آن ، به وقت عربستان سعودی،رخ می دهد. البتّه چنین به نظر می­رسد، اقدامات احتیاطی­ ای که پیامبر اسلام(صلی­ الله­ علیه­ وآله) به آنها اشاره فرموده است، بیشتر متوجّه مردم مشرق زمین، خصوصاً خاورمیانه، می­شود.

 

شیخ مفید- دانشمند شیعی -  آورده است:

 

هر گاه ستاره ای سرخ را دیدی که آن را نمی شناسی و در مسیرحرکت ستارگان قرار ندارد و در آسمان از جایی به جایی دیگر می رود و مانند ستون است، در حالی که ستون نیست، پس بی گمان،چنین چیزی نشانۀ جنگ، بلاها، کشته شدن بزرگان، زیادی شرور و اندوه­ها و آشوب در میان مردم است(الاختصاص، ص (162 

 

امام باقر (علیه­ السلام) فرمود:

پیش از این امر (ظهور قائم)، گرفتن ماه پنج روز مانده به پایان ماه رمضان و گرفتن خورشید در پانزدهمین روز آن رخ خواهد داد،و در این هنگام، محاسبه منجّمان بر هم می خورد(الغیبة، ص ۲۸۰، ب ۱۴، ح ۴۶. ).

پیشتر در مقاله آتشی از مشرق ذکر شد که در اثر آتشفشان تامبورا در اندونزی در سال 1815 کسوف روی داد . با توجه به همزمانی ظهور دنباله دار و یا ستاره سرخ رنگ و کسوف خورشید احتمال دارد یکی از دلایل کسوف غیر طبیعی و غیر وقت قرار گرفتن دنباله داری در بین زمین و خورشید باشد.( الله اعلم و اعلی)

همچنین، در خبری دیگر از کعب الأحبار، می خوانیم :

نابودی بنی عبّاس هنگام آشکارشدن ستاره­ای در دل آسمان و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان و شکافته­شدنی است. همۀ اینها در ماه رمضان خواهد بود. سرخی میان پنجم تا بیستم رمضان است و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان در نیمه تا بیستم ماه می باشد و شکافته­شدن از بیستم تا بیست و چهارم خواهد بود. و ستاره­ای دیده می­شود که مانند ماه نورافشانی می کند و سپس چونان مار در هم می پیچد تا جایی که نزدیک است دو سر آن به هم برسند. و دو لرزش در شبِ پدیدآمدنِ دو فرورفتن خواهد بود، و ستاره ای که شهابی به وسیلۀ او پرتاب می شود و از آسمان فرو می افتد؛ با آن صدایی شدید است تا آنکه در مشرق می افتد و مردم از آن دچار بلایی سخت می شوند. (الفتن، ج ۱، ص۲۳۰، جزء ۳، ح ۶۴۳، مکتبة التوحید، قاهره، چاپ اوّل، ۱۴۱۲ هـ. ق. )

 

 

 ابن مسعود می گوید: 

 

 در ماه صفر نشانه ای خواهد بود  و ستاره ای دنباله دار آشکار می گردد .

 

الفتن ، ص 148 ،جزء 3، ذیل ح 609

 

از امام علی علیه­السلام در بارۀ تفسیر " طارق" (رونده در شب) پرسیده

 

شد، فرمود:

 

آن، زیباترین ستاره در آسمان است،

 

در حالی که مردم نمی شناسندش...(6). بحار الأنوار، ج ۵۵، ص۸۹ ، ب ۹، ح ۴.  

 

باز هم در قرآن کریم می­خوانیم:

 

منتظر روزی باش که آسمان دودی آشکار را پدید آورد*

 

این دود که مردم را فرا می­گیرد، عذابی دردناک است*(7). قرآن کریم، سورۀ دخان، آیۀ ١1- ۱٠.  

 

امام باقر (علیه­السلام) فرمود:

 

پیش از قیام قائم (علیه­السلام) مردم به وسیلۀ آتشی که در آسمان

 

آشکارمی شود و سرخی­ای که آن را فرا می گیرد، از گناهانشان بازداشته می شوند(10). الإرشاد، ج ۲، ص ۳۸۷.  

 

بررسی روایات نشان می دهد که طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار که موجب خسف در زمین نیز می گردد ، از علائمی است که به نزدیکی ظهور دلالت دارد. احتمال دارد این دو یکی باشند و یا دو موضوع جدا از هم که سعی داریم  با توجه به یافته های علمی دانشمندان و سایتهای علمی به آن بپردازیم.

 

برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات اخر الزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال  2012 اعلام کرده اند.

 

در روایات اسلامی و قرآن کریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یکدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیکی قیامت یاد شده. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از ان نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده که موجب کشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینکه تاریخی برای آن تعیین نشده است.

 

در قرآن کریم سوره ای به نام طارق وجود دارد که به همین دلیل نام مقاله را از نام این سوره گرفته ایم .در این سوره به طارق قسم یاد شده و آن را ستاره ثاقب لقب داده . در تفسیر این سوره آمده است که طارق همان ستاره دنباله داری است که در آخر الزمان به زمین نزدیک می شود و با زمین برخورد می کند. منظور از طارق ، رونده در شب یا کوبنده شب ، که در قرآن کریم به آن قسم یاد شده ستاره درخشانی است که نور آن بسیار  با نفوذ و زیبا می باشد. ثاقب به معنای فرو رونده و نفوذ کننده است. ظهور این ستاره دلیلی بر نزدیک بودن آخر الزمان است و در انتهای سوره نیز به کافران هشدار داده شده . این سوره یکی از معجزات علمی قرآن است .قرنها طول کشید تا اینکه دانشمندان دریابند اولین نشانه های حیات بر روی زمین با سقوط شهاب سنگها ظاهر شد.دانشمندان معتقدند شهاب ها که از فضا می آیند با خود آب و دی اکسید کربن ، منو اکسید کربن و واحدهای آمونیاک و گازهای یونیزه را وارد جو زمین می کنند و در اثر تغییرات جوی بارندگی آغاز می گردد و زمین رویش آغاز می کند و این موضوع به وضوح درآیات 5 تا 7  در باره خلقت انسان و در آیات  11 و 12 به پیدایش حیات در روی زمین و بارش باران از آسمان و شکافته شدن زمین و رویش گیاهان اشاره می کند. در حالیکه تا چند دهه قبل دانشمندان از این راز بی اطلاع بودند. در آخرین آیه این سوره به نزدیکی عذاب کافران و بی اثر بودن کید آنان در مقابل آیات و نشانه های خداوند و مهلتی که به کافران داده شده تاکید می کند .

 

آیا طارق یکی از پنج صیحه است؟

اگر در متن روایات دقت کنیم می بینیم که به چرخش این ستاره دنباله دار در فواصل معین زمانی اشاره شده و از جمله ، حوادث مقارن با آن ، طوفان و هلاک قوم نوح و سپس هلاک قوم ابراهیم (همانطور که می دانید قوم لوط در زمان حضرت ابراهیم می زیسته و حضرت لوط همان آیین ابراهیمی را در این قوم ترویج می نموده که با افزایش گناهان و اصرار بر آن این قوم در یک صیحه هلاک شده اند ) . و بار دیگر این دنباله دار در زمان حضرت موسی و نابودی قوم فرعون ظاهر شده و آخرین بار طبق این روایت در زمان شهادت حضرت یحیی بوده است. لذا می توان گفت که این ستاره در فواصل زمانی مختلف از نزدیکی زمین عبور و باعث پیدایش حوادثی در زمین می گردد. از جمله آن زلزله ، آتشفشان بارندگی های شدید و سیل که در نهایت منجر به مرگ عده زیادی از مردم خواهد شد و تاکید بر این است که آزمایشی برای مومنان و عذابی برای کافران است و در قرآن از آن با نام صیحه یاد شده و در روایات بالا نیز به آن صیحه اطلاق شده . لذا نتیجه می گیریم که طارق دنباله داری است که طلوع آن عذابی برای کافران و بشارتی برای منتظران و مومنان بوده و  از آن به صیحه تعبیر شده است.

 

 

هنگام شنیدن صیحه چکار باید کرد؟

چنانکه از روایات استنباط می شود این صیحه با صیحه جبرئیل امین که در شب 23 ماه مبارک رمضان سال ظهور است فرق دارد و یک هفته قبل از آن می باشد و همان صدای عبور ستاره دنباله دار "طارق" است و یک هفته پس از آن صیحه جبرئیل از آسمان و به دنبال آن ندای شیطان از زمین خواهد بود.

این صیحه همراه با سقوط قسمتی از این ستاره دنباله دار در مشرق زمین می باشد .  زمان سقوط قسمتی از این ستاره در وقت طلوع افتاب در روز جمعه نیمه ماه مبارک رمضان است بطوریکه خواب را بیدار و بیدار را به ترس و وحشت می افکند و زنان را از سراپرده بیرون می آورد و صدای آن به حدی بلند و شدید است که همه مردم آن را می شنوند  پس از این  علائم دیگر آشکار می گردد. در ماه شوال آشوب و همهمه شروع می شود و در ذی قعده کوس جنگ نواخته می شود و در ذی حجه سرگردانی مردم و اندوختن مواد غذایی و سفر به مناطق دیگر است و جنگ و خونریزی در حجاز و غارت حجاج.

در سقوط بخشی از این ستاره ، عده زیادی کشته می شوند و عده زیادی کر و گنگ و کور می گردند . در روایت وارده از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، از ایشان سئوال می شود که در آن زمان ما را به چه امر می فرمایید؟ و حضرت پاسخ می دهند صدقه بدهید و  بر شماست نماز و تسبیح و تکبیر و قرائت قرآن در آن هنگام . سپس سوال می شود چه علامتی برای آن است که ( صیحه) وقت دیگری از سال نباشد ؟ و حضرت می فرمایند اگر نیمه ماه مبارک رمضان گذشت و این اتفاق نیفتاد در آن سال ایمن می باشید.

در روایت دیگری تاکید شده که این واقعه در شب جمعه در سالی که پر از زلزله و سرما هست اتفاق می افتد .

 

به هنگام طلوع این ستاره و سقوط بخشی از آن در شرق چکار باید کرد؟

در اینجا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم توصیه می فرمایند که برای ایمنی از این واقعه ، به منزل بروید و تمام درها و پنجره ها را محکم ببندید و لباس ضخیم بپوشید و یا خود را با پارچه یا پوشش ضخیمی بپوشانید و گوشهای خود را محکم بگیرید ( ببندید) و به تسبیح و نماز جماعت و سجده طولانی مشغول گردید.

سوالی که مطرح می شود این است که آیا این نکات اشاره به وقوع جنگ و یا حمله با بمب اتمی ندارد؟

پاسخ این است که خیر زیرا اگر از سلاح اتمی استفاده گردد هیچ یک از امور فوق جان ما را حفظ نخواهد کرد.

سئوال دیگر اینکه آیا ممکن است این صیحه همان صوت جبرئیل علیه السلام باشد؟

در پاسخ باید گفت که خیر ، چگونه است که پیامبر اسلام در هنگامی که جبرئیل ما را به ندایی مهم فرا می خواند توصیه کند که گوش خود را بگیریم و در منزل پنهان شویم . در حالیکه گفته شده ندای جبرئیل امین را همه مردم روی زمین می شنوند ان شاء الله.

در این روایت همچنین آمده : زمانی که احساس کردید صیحه نزدیک می شود سجده کنید و بگویید " سبحان القدوس " و عبارت " احساس کردید " اهمیت زیادی در درک روایت دارد و نشان می دهد که ین صیحه تدریجی حس می شود و شنیده می شود و فورا شنیده نمی شود . به عبارت ، این صوت از مکانی دور شنیده شده و سپس بتدریج بلندتر شده و به ما نزدیک می شود و بطوریکه ما نزدیک شدن آن را حس می کنیم  قبل از آنکه بر ما تاثیر  بگذارد. و لذا برای همین گفته شده هنگامی که " احساس کردید" . اگر صوت ناگهانی بود نیازی به انذار و هشدار نداشت. و لذا صوت جبرئیل امین نمی تواند باشد. هنگامی که جبرئیل علیه السلام ندا می دهد و منظور همان صیحه شب 23 ماه رمضان است ، همه کسانی که خداوند اراده نماید صدای او را در یک زمان خواهند شنید و صدای او تدریجی نخواهد بود.

لذا بدون شک این صوت صدای ستاره دنباله دار " طارق" است و همانطور که گفته شده در بخش از آن در مشرق سقوط می کند و نتایجی که به همراه دارد ، آبها را آلوده می سازد و عده زیادی از قحطی و گرسنگی خواهند مرد و صدای آن بسیار شدید است و تدریجی است و ناگهانی نخواهد بود البته برای کسانی که از آن آگاه باشند و در آن زمان بیدار بوده و به نماز صبح مشغول باشند. این صدا موجب ترس شدید در بین مردم خواهد شد و زمین را با امواج الکترو مغناطیسی شدید پر خواهد کرد. امواج صوتی حاصل از عبور این ستاره ما فوق درجه شنیداری انسان است همانند شکسته شدن دیوار صوتی در هنگام عبور هواپیماهای سریع السیر و سوپر سونیک (و یا سقوط بمب و یا موشک و یا صفیر خمپاره برای کسانی که تجربه جبهه را دارند ) .و این امواج برای بدن ضرر دارد و از پوست و گوشت عبور می کند و لذا گفته شده که به داخلی ترین قسمت منزل بروید و گوش خود را بگیرید و با لباسی ضخیم  خود رابپوشانید تا از امواج صوتی آن در امان بمانید . زیرا ممکن است پرده گوش پاره و در اثر شدت امواج دچار خونریزی مغزی گردد.

 

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِِ . لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ. صدق الله العلی العظیم.

ببینید که چقدر پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام نسبت به شیعیانشان مهربان و رئوف بوده و به آنهاعنایت خاص داشته اند.

چرا باید در این حالت سجده کنیم؟

چرا در زمان وقوع زلزله و رعد و برق شدید و گرفتگی خورشید و ماه و یا ترس از وقایع طبیعی هولناک نماز آیات بر ما واجب می شود؟

علت نماز و سجده چیست؟ می فرمایند وقتی صدای صیحه را حس کردید سجده کرده و ذکر " سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس" بگویید. می دانیم که بهترین و زیباترین حالات برای انسان در نزد پروردگار جهانیان سجده است اما سجده چه ارتباطی با عبور ستاره دنباله دار دارد؟

 

فواید ذکر "سبحان القدوس، سبحان القدوس ربنا القدوس"

در فواید ذکر اسماء الهی و در ذیل ذکر " القدوس" آمده است که کسی که این ذکر را بگوید، در هنگام ادای این ذکر احساس می کند که اعضاء و جوارحش تمایلی به گناه نخواهد داشت و در می یابد که چشمانش از نگاه حرام کراهت دارد و گوشش از شنیدن آنچه مورد غضب خدا است روی می گرداند زیرا در این ذکر  تاثیر آشکار بر جوارح و اعضای انسان دارد و هر کسی که می خواهد از بندگی شیطان و معصیت رها گردد این ذکر را ورد زبان خود سازد و بدین ترتیب خدا وسوسه شیطان را از او دور می گرداند و این ذکر مجرب است.

ذکر " القدوس" 150 بار در هنگام زوال موجب نورانی شدن قلب و ایمن شدن از وسوسه های شیطان می گردد.

حالت سجده بهترین حالت برای برای جلوگیری از بیهوشی و مرگ در موقع خوف شدید می باشد و این امر اثبات شده است. در هنگام خوف شدید تغییراتی در جسم انسان صورت می گیرد مثل عرق کردن و لرزش بدن و تغییراتی نیز در باطن جسم صورت می گیرد که عبارت است از ترشح هورمونهای مختلف و از جمله آدرنالین که موجب بسته شدن رگهای خونی و جریان خون در بدن می شود و خصوصا در مناطق بالاتر بدن مثل سر و موجب می شود خون به مغز نرسد. میزان هورمون بستگی به میزان ترس و خوف دارد و در حالات ترس شدید مانع رسیدن خون به مغز بطور کلی شده که در نتیجه احساس سرگیجه و سپس بیهوشی و در نهایت سکته مغزی و اغماء و مرگ خواهد شد. اگر انسان در این وضعیت در حالت سجده باشد مغز پایین تر از سطح قلب قرار خواهد گرفت و همینطور سایر اعضای بدن در حالت ارتفاع کمتر از قلب قرار گرفته و خون با فشار بیشتر به همه اعضای بدن و از جمله مغز می رسد. و چون سر پایین تر از اعضای بدن قرار دارد خون با فشار به مغز می رسد و مانع از بسته شدن رگهای مغز در اثر تنگی عروق خواهد شد و در نهایت مانع از بیهوشی و اغماء و مرگ مغزی می گردد. و لذا تنها راه مصونیت در حالات ترس شدید سجده است و این نماز و سجده تنها از سنتهای اسلامی و از معجزات پیامبر عظیم الشأن اسلام است. ضمن اینکه یاد خدا و تمرکز بر ذکر  موجب آرامش انسان می گردد " الا بذکر الله تطمئن القلوب" و از ترشح هورمونهای اضافی در بدن جلوگیری می کند و جریان خون را به حالت عادی باز می گرداند. هنگام سجده همچنین بارهای الکترو مغناطیسی جمع شده در بدن دفع می گردد و همانطور که ذکر شد نزدیک شدن ستاره دنباله دار با شدت و سرعتی زیاد، امواج الکترومغناطیس زیادی را تولید می کند که حالت سجده به دفع این امواج به زمین و تخلیه جسم از آن کمک می کند. شدت این امواج به حدی است که همه دستگاههای الکتریکی و کامپیوتری را از کار می اندازد.

در حالت عادی ، روزانه ما مقداری از  این امواج الکترومغناطیس را از محیط دریافت می کنیم که بر سلولهای جسم تاثیر گذاشته و موجب سردرد و بیماریهای دیگر می گردد . تخلیه این امواج از بدن تنها با سجده بر روز زمین ممکن است و آنهم به طریق صحیح و تماس هفت نقطه بدن با زمین . و لذا گفته شده در هنگام صیحه که بیشترین امواج الکترو معناطیس وارد فضا می شود سجده کنید و این سجده باید تا زمان دور شدن این دنباله دار ادامه داشته باشد زیرا تنها راه مصون ماندن از امواج شدید الکترو مغناطیس و دوری از تاثیر منفی آن بر اندامها و جسم انسان است.

نکته دیگر حالت سجده انسان در وضعیت رو به قبله است که در این حالت مدارهای مغناطیسی زمین با جسم هماهنگ شده و احساس آرامش همراه با تنظیم جریان خون در بدن اتفاق می افتد و بر تنظیم ضربان قلب موثر است.

سپس گفته شده ذکر " سبحان القدوس سبحان القدوس ربنا القدوس" را تکرار کنید . تسبیح و ذکر غذای روح و مایه آرامش انسان در هنگام خوف شدید است . تسبیح غذا و دوای مومن است و تنها غذای جسم در هنگام سجده و نماز است کما اینکه گفته شده غذای فرشتگان در آسمانهاست. تسبیح موجب تقویت جسم است کما اینکه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و اله و سلم به حضرت فاطمه علیها السلام هنگامی که از ضعف جسمی و  خستگی در انجام امور منزل شکایت کردند ، خضرت فرمودند بهترین خدمتکار و کمک برای تو را معرفی کنم ؟ وقتی به رختخواب می روی 33 بار سبحان الله و 33  بار الحمد لله و 34 بار الله اکبر بگو .

علماء اتفاق نظر دارند بر اینکه تسبیح موجب تقویت جسم و تقویت قدرت تحمل جسم هنگام خوف و حوادث شدید می باشد. حتی در ماه مبارک رمضان نیز وقتی ضعف روزه بر جسم مستولی می شود، ذکر و یاد خدا و نماز و تلاوت قرآن نشاط خاصی به انسان می دهد.

در روایتی دیگر از پیامبر اسلام صلی الله علیه واله و سلم داریم که می فرمایند در سه سال قحطی و گرسنگی هنگام خروج دجال، طعام و غذای شما تسبیح و تقدیس است و این مومنان را کفایت می کند از غذا و آب و در آن روز تکبیر و تسبیح و تحمید بجای غذا خواهد بود.

اما اینکه تاکید شده بر اینکه نماز صبح را در مسجد جماعت بخوانند در این روز ، علت آن مصون ماندن از وسوسه های شیطان است زیرا در جماعت، انسان اعتماد به نفس بیشتری داشته و شیطان بر او مسلط نمی شود و در حالات ترس و خوف شدید شیطان بر انسان مسلط می گردد و لذا گفته شده نماز را به جماعت در مسجد برگزار کنید و همین اتحاد در جماعت، ایمان را در دلها محکم کرده و اعتماد به نفس داده و از شدت خوف و ترس انسان می کاهد. و درنهایت چنانچه عمر انسان به اخر رسیده باشد بهترین حالت لقاء پرورگار ، سجده است و در ادعیه امده است که خدایا مرگ ما را در نماز و سجده قرار بده و سجده برترین و زیباترین حالت عبودیت انسان و خضوع و خشوع او در درگاه حق است.

و لذا می بینیم که در روایت تاکید شده که اگر هر کسی این کارها را در موقع شنیدن صیحه انجام بدهد مصون می ماند و در غیر این صورت هلاک خواهد شد.

با توجه به اینکه نحوه مصون ماندن از ستاره "طارق " تنها در روایات و احادیث اسلامی و شیعی آمده است ، احتمال زیادی دارد که این واقعه عظیم و صیحه شدید بسیاری از کافران را نابود گرداند و یا دچار عوارض بعدی گردند همانطور که در روایت شریف ذکر شده.

در حدیثی دیگر از معصوم آمده که فرمودند در آخرالزمان دو سوم مردم روی زمین از بین می روند و تنها یک سوم باقی می مانند و عرض شد تکلیف مسلمانان چه می شود؟ فرمودند آیا دوست ندارید یک سوم باقیمانده باشید؟

این روایات و احادیث نشان می دهد که اطلاع و آگاهی مسلمانان و اشتیاق شیعیان منتظر ، از این احادیث و روایات و به خاطر سپردن آن و عمل به آن مانع از تلفات زیاد در بین آنها شده و آنها را از بلاها و فتنه های آخر الزمان مصون نگه می دارد.

 

شاید این سئوال برای شما پیش بیاید که آیا ستاره طارق همان سیاره ایکس یا نیبیرو و یا آپوفیس است که دانشمندان فضا آن را رصد کرده و احتمال برخورد آن را با زمین داده اند؟ و اگر چنین است آیا با محاسبات می توان تاریخ ظهور را تعیین کرد و آیا می توان از برخورد آن به زمین جلوگیری کرد؟

اگر در سوره طارق دقت کنیم می بینیم که خداوند معلومات اندک انسان را با طرح سئوال " و ما ادریک مالطارق" به چالش می کشد و به او می گوید ای انسان تو چه می دانی که طارق چیست؟ یعنی وقتی انسان به موضوعی علم ندارد چگونه می تواند با آن برخورد نماید و لذا انسان نمی تواند با طارق این آیه و نشان الهی مبارزه نماید . در آیات پایانی سوره به صراحت عجز انسان را در مقابله با طارق بیان می کند و می فرماید : کافران می خواهند مکر کنند و ما هم مکر می کنیم و چند صباحی به آنان مهلت داده شده. لذا نتیجه می گیریم که اراده خداوند بر این تعلق دارد که ستاره طارق تا زمان طلوع و ظهور آن همانند ظهور قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف مخفی و راز باقی بماند و  معلومات کافران هرگز به آن راه نیابد زیرا خداوند طارق و صیحه راعذابی برای کافران قرار داده است. ( والله اعلم واعلی)

همچنین که تعیین تاریخ برای ظهور کاملا غلط و مردود است و زمان ظهور را کسی جز خدا نمی داند و فیلمهایی که اخیرا ساخته شده و به پایان دنیا در 2012 و تحدیدا 21 دسامبر اشاره می کند عاری از حقیقت است. در قسمت بعدی مقاله در باره این موضوع و احتمالات مطرح شده توسط غرب ، مطالبی را به آگاهی خوانندگان خواهیم رساند.



اخیراً ملاحظه می گردد که یکی از محققین، سید خراسانی را اهل چین و یار او شعیب بن صالح را از چین یا سمرقند معرفی نموده است.

قبل از هرگونه سخنی در تایید یا رد این مطالب، ابتدا توجه عزیزان را به چند نکته جلب می کنم:


1 – در بین کتب حدیث شیعی، احادیث متعددی وجود دارند که همه ی آن ها قابل اعتماد نیستند. در بین کتب حدیث شیعه، چهار کتاب الاستبصار، من لا یحضره الفقیه، تهذیب الاحکام، الکافی تنها کتبی هستند که نزدیک به تمامی احادیث آن ها اسناد صحیح و قوی دارند و به کتب اربعه معروفند. بقیه ی روایات و کتب روایی موجود، در صورتی سند صحیح دارند که سلسله رجال راوی آن ها، همگی موثق و مطمئن باشند. در غیر اینصورت این احادیث قابلیت اتکای قطعی و صد در صد ندارند و بسته به تواتر، دلالت، وجود احادیث مشابه و ... در طیفی بین ضعیف و قوی قرار می گیرند. بنابراین احادیثی که خارج از کتب مذکور باشند و یا سلسله ی رجال آن ها نامطمئن باشد، توانایی استناد قطعی را ندارند و همواره باید نسبت به صحت یا عدم صحت آنان احتیاط کرد. به همین دلیل است که این حقیر در مقالات خود همواره ذکر کرده ام که مطالب ذکر شده تنها یک احتمال است و هیچ موقع قطعی سخن نگفته ام. چرا که بسیاری از احادیث آخرالزمان قابلیت اتکای قطعی ندارند.

 

2 – در مورد سید خراسانی تنها دو روایت کاملاً قوی و مورد اعتماد وجود دارد که آن دو نیز به شرح زیر هستند:

الف) روایت موثقه ی جابر: « سفیانی سپاهی به کوفه می فرستد که شمار آن ها هفتاد هزار نفر است. آن ها اهالی این شهر را به قتل می رسانند و به صلیب می کشند و برخی را به اسارت می گیرند، در حالی که آنان بر این حالند، پرچم های سیاه از جانب خراسان نزدیک می شوند. آن ها منازل و منزلگاه راه ها را شتابان در می نوردند، و تعدادی از یاران حضرت قائم با آن ها هستند، سپس مردی از موالی اهل کوفه در (ضعفاء) شورش می کند فرمانده سپاه سفیانی در منطقه ای میان حیره و کوفه او را بقه قتل می رسانند. » الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌187؛ بحارالانوار ج‌52، ص‌238.


ب) امام باقر(ع) فرمودند:
« گویی قومی را می‌بینم که از مشرق خروج کرده‌اند، خواهان حق می‌شوند اما حق به آنها داده نمی‌شود. پس بار دیگر آنها خواهان حق می‌شوند اما به آنها داده نمی‌شود. هنگامی که آنها این را می‌بینند، شمشیرهایشان را بر دوش می‌گذارند و آنچه که خواسته‌اند به آنها داده می‌شود و آنها نمی‌پذیرند تا آنکه قیام می‌کنند و آن را فقط به صاحب شما می‌دهند. کشته‌شدگان آنها، شهیداند، اما اگر من آن زمان را درک می‌کردم، خود را برای صاحب این امر نگه می‌داشتم.» الغیبة نعمانی، ص 182، بحار الانوار، ج 52، ص 243.

بقیه ی روایات مربوط به پرچم های خراسان، سید خراسانی و قیام او اعتبار 100 درصد و قطعی ندارند. بنابراین احادیث فراوان پیرامون خراسانی وجود دارند که مطالب متناقض و نامناسبی در تعدادی از آن ها یافت می شود. در بین این احادیث غیر قطعی باید احادیث مذکور را با احادیث دیگری که در این زمینه وجود دارند مقایسه کرد و نقاط اشتراک را مورد تاکید قرار داد و از مطالب غیر منطقی و نامناسب پرهیز کرد. در هیچ یک از دو روایت صحیح فوق، سخن از چین، شیلا (منطقه ای در کره) و سین کیانگ! وجود ندارد. بنابراین پافشاری محقق مذکور در چینی بودن سید خراسانی بی مورد و بدون ادله ی کافی می باشد، آن هم در حالی که شواهد و قراین خلاف این مسئله را نشان می دهند. چرا که تلاش های عمده و درگیری های اصلی که در چین و توسط مسلمانان سین کیانگ به وجود آمده، به رهبری جریان های سکولار (نه مذهبی) بوده است و همین امر نیز موجب حمایت آمریکا از تحرکات گروه های سکولار ظاهراً مسلمان سین کیانگ چین و رهبر آنان خانم ربیعه قدیر بوده است. البته این نوشتار به معنای حمایت از دولت های بسیار سفاک چین و روسیه نیست. بلکه هدف از آن یادآوری این نکته است که مسلمانان سین کیانگ چین آن که عمده ی آنان را اهل سنت تشکیل می دهند و جریان های جدایی طلب آنان نیز سکولار هستند و مورد حمایت آمریکا می باشند، نخواهند توانست شخصیت بزرگی همچون سید خراسانی را پرورش بدهند. حمایت آمریکا از جریان های جدایی طلب سین کیانگ میزان صحت ادعای محقق نامبرده را در مورد خروج سید خراسانی از سین کیانگ مشخص می کند. سید خراسانی که احتمالاً به کمک آمریکایی ها و با پشتیبانی اهل سنت به روی کار می آید!!!


3 – محقق نامبرده در مقاله ای دیگر در وبلاگ خود اشاره کرده است که پادشاه فعلی 87 ساله ی عربستان « ملک عبدالله » را همان آخرین پادشاه حجاز می دانند. گرچه ما هم مثل ایشان احتمال زیادی برای این ادعا قایلیم، اما باید از ایشان بپرسیم که ما با این ادعا باید نشانه هایی از تشکیل دولت سید خراسانی را ببینیم، زیرا چیزی به پایان عمر عبدالله عربستان نمانده است، اما در همین حال، در سین کیانگ چین هیچ دولت مقتدر شیعی شکل نگرفته و نبض حرکت های استقلال طلبانه در دست اهل سنت آن جا، گروه های سکولار به رهبری ربیعه قدیر و دولت آمریکا می باشد. اما در خاورمیانه دو جمعیت شیعه ی اثنی عشری امتحان پس داده در ایران و لبنان وجود دارند که بینی استکبار را به خاک مالیده اند. بسیار عجیب است که محقق مذکور که ظهور را بسیار نزدیک می داند، به جای کنکاش در این جمعیت شیعیان در کشورهای ایران و لبنان، به فکر یافتن خراسانی و شعیب در چین و ماچین افتاده است؟!!! آن هم در حالی که هیچ روایت صحیح السندی در این رابطه نداریم و روایاتی که ایشان در وبلاگشان ذکر کرده همه ضعیف السند هستند!!! از این محقق باید بپرسیم که حال که ایشان سید خراسانی را یکی از اهالی سین کیانگ می دانند و عمده ی یاران ایشان را اهل سنت آن منطقه می دانند، آیا بهتر نبود که ایشان نیز از نظر اعتقادی به اهل سنت متمایل می شدند؟!!! حال که قرار است پرچم اهل سنت چین یکی از پرچم های هدایتگر باشد و پرچم هدایتگر دیگر را زیدیان یمن بلند کنند، چرا ایشان کماکان بر اثنی عشری بودن خود پایبندند؟!!! این چگونه تناقضی است؟!!!

 

4 – متاسفانه محقق مذکور در وبلاگ خود هر حدیثی را که می توانسته و با منظور وی موافق بوده است، ذکر نموده است، تا جایی که در یکی از احادیث، مطالب را از حسن بصری مورد لعن ائمه نقل نموده و برای ماستمالی کردن ماجرا از عبارت حسن بصری « معروف » استفاده نموده است! این توسل به احادیث افراد مورد لعن ائمه برای اثبات مدعا، شیوه ی ناپسند ونادرستی است. (امام علی (ع) درباره ی حسن بصری فرمود: و برادرت ابلیس بود، و تو را تصدیق کرد ... )

 

- محققین کارکشته ی متعددی بر روی روایات آخرالزمانی کار می کنند که تقریباً همگی آن ها بر انطباق قیام پرچم های خراسان بر ایرانی ها تاکید دارند. قطعاً این محققین احادیث متعدد را در این خصوص بررسی کرده و سپس نظر خود را اعلام کرده اند. این حرکت نامناسب محقق نامبرده که بر خلاف اجماع بقیه ی محققین نیز است، جای تامل دارد.

 

6 - در یکی از دو حدیث موثقی که در سطور بالا به آن ها اشاره شد، امام معصوم (ع) اشاره کرده اند که پرچم های سیاه خراسان زمینه ساز ظهورند. اگر نگاهی مجدد به احادیث کمتر موثق نیز پیرامون پرچم های سیاه بیندازیم، مطالب بیشتری روشن خواهند شد:


حدیث زیر در منابع مختلف شیعه و اهل سنت آمده است، هر چند که سلسله ی رجال آن به اندازه ی دو حدیث قبلی محکم نیست:


» پرچم‌های سیاهی از خراسان برای نبرد بیرون می‌آید که هیچ چیز نمی‌تواند جلوی آنها را بگیرد تا اینکه در (ایلیاء) بیت‌المقدس نصب می‌شود «. ملاحم و فتن ابن طاووس صص 43 و 58، سنن ترمذی ج 3 ص 362، مسند احمد حنبل و ....

پرچم های سیاه ذکر شده قطعاً مربوط به قیام ابومسلم خراسانی و بنی عباس نیست، بلکه مربوط به قیام سپاه خراسان در آخرالزمان است. زیرا پرچم بنی عباس هدفشان دمشق بوده است نه بیت المقدس.

 

از سوی دیگر، قرآن کریم در سوره ی اسراء وعده ی نابودی ستمکاران بنی اسراییل را به دست یاران حضرت مهدی (عج) در آخرالزمان داده است و روایات نیز تصریح کرده اند که نابود کنندگان بنی اسراییل در آخرالزمان ایرانیان (اهل قم) هستند:

از امام محمّدباقر(ع) دربارة این قوم رزمنده و پیکارجو که بنی‌اسرائیل را سرکوب می‌کند، پرسیدند:
امام فرمود: «به خدا قسم آنها اهل قم هستند.»
امام صادق(ع) نیز فرمودند: «سوگند به خدا آنها اهل قم هستند.»
بحار، ج 5، ص 16؛ ج 6، ص 216.

بنابراین با یک تحلیل ساده می توان فهمید که پرچم های سیاه آخرالزمان که از خراسان به پا می خیزند و مقصد آن ها بیت المقدس است، همان یاران حضرت مهدی (عج) می باشند که به رهبری ایشان قدس را فتح می کنند و روایات نام دیگر این یاران را اهل قم می نامد. خوشبختانه برخلاف طالقان و خراسان که نویسنده ی مذکور تلاش کرد تا آن ها را بر طالقان افغانستان و خراسان ماوراء النهر و شرق چین منطبق کند، شهر قم مختص ایران است و نمی توان به هیچ وجه آن را به خارج از ایران چسباند! بنابراین با نگاه به احادیث فراوان مربوط به قم نیز می توان دریافت که مقصود از احادیث مربوط به پرچم های سیاه خراسان، قیام ایرانیان است نه چیز دیگر. بسیار جای تاسف است که نویسنده تلاش کرده تا با استفاده از احادیث ضعیف و آشفته، اهل قم را نیز زیر سوال ببرد، به نحوی که این اهالی باید توسط سید حسنی کشته شوند و برای تاکید بر این موضوع دست به دامان رویای صادقه نیز شده است!!!

 

7 – در مورد شعیب بن صالح، هیچ روایتی که سند قطعی و 100 درصد داشته باشد، در دسترس نیست، ولی تعداد زیادی از احادیث با درجه ی قوت سند بین ضعیف و قوی به وی اشاره می کنند که به همین دلیل می توان تا حدود زیادی به وجود این فرد در آخرالزمان معتقد بود، اما قطعیت وجود شعیب و تحرکات وی همانند خراسانی، یمانی و سفیانی نیست، چرا که سه شخصیت اخیر حداقل یک یا دو حدیث قطعاً ‌صحیح دارند. به هر حال برخی از محققین مثل آقای کورانی نقشی قوی و موثر برای وی قایلند و برخی دیگر مثل محمد فقیه نقشی برای وی در احادیث قایل نیستند که این اختلاف نیز به همان دلیل عدم وجود سند قطعی درباره ی شعیب می باشد. این حقیر نیز معتقدم بنابر وجود احادیث متعدد و البته ذکر نام وی در کنار خراسانی، به احتمال بسیار زیاد این فرد در آخرالزمان نقش مهمی در تحرکات سپاه خیر باز ی خواهد کرد، اما این نقش همچون خراسانی قطعی نیست. در مورد شعیب باید گفت که برخلاف ادعای محقق مذکور، اکثر روایات او را اهل ری می دانند و تنها تعداد کمی از روایات او را اهل سمرقند می دانند، حال آن که محقق نامبرده در کتاب خود با اعتماد به نفس بسیار وی را سمرقندی نامیده است!!!


اما سوای بحث روایات، متاسفانه نحوه ی نگارش مطالب توسط محقق مذکور، نشان از اوج بی بصیرتی وی و یا نشناختن وضعیت منطقه جهان دارد. زیرا او حتی نتوانسته وزنه و معادلات سیاسی بین المللی و نقش شیعیان ایران و لبنان را در این بین بشناسد. در حالی که مسلمانان سین کیانگ هنوز درباره ی اهل بیت (ع)‌ شناخت مناسبی ندارند، محقق مذکور آن ها را برپا کننده ی یکی از مهمترین قیام های زمینه ساز ظهور می شمارد و از همه جالب تر این که ایران اسلامی را که هزاران شهید تقدیم اسلام کرده را رودرروی سید خراسانی یار امام زمان (عج) قرار می دهد و شهر مقدس قم را که مطابق روایات، در زمان غیبت، تمام کننده ی حجت خدا بر مردم می گردد، به عنوان دشمن خراسانی معرفی می نماید!!!

ان شاء الله گذر زمان همه چیز را مشخص خواهد کرد.

خادم الامام عج

مطالب قدیمی تر » « مطالب جدیدتر