مولای من.. ای کشتی نجات موعود بیا که طوفان غفلت دلهامان را سخت می لرزاند.. آه از غفلت! وای از خواب زدگی که چه درد رایجی شده امروز.. غافل از آن که در فاصله ای نچندان دور کودکی بی پناه ناله می کند.. بر سفره های الوان غذا می نشینیم و خدا را شکر می گوئیم بر فزونی نعمتش - غافل از آنکه شکر سفره الوان، اطعام مساکین است..!

امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی.. تو از خدا می خواهی که خوراکمان را از حرام و شبه حرام پاک کند و ما به رنگارنگی غذا می اندیشیم.. تو از خدا می خواهی که چشممان را از حرام باز دارد و گوشمان را از لغو نگه دارد و ما به رفاه و آزادی و دنیا می اندیشیم.. بیا ای عزیز بیا.. بیا که با ولایت تو به سعادت رسیم با یاری تو رستاگار شویم و به پیروزی تو بهشت را دریابیم.. ببار ای باران پاکی ها تا تیرگی همه غفلت ها و مصیبت ها از دامنمان شسته شود.

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد بر چینم