دارد دوباره میوه ی ما کال می شو



پرواز ما بدون پر و بال می شود



در آسمان و در شب شعر خدا هنوز



قافیه های چشم تو دنبال می شود



یعنی تو آمدی و همه گرم دیده اند



وقتی کنار پنجره جنجال می شود



روز ظهور تو که دقایق، ستاره ایست



روشن ترین خاطره ی سال می شود



بیش از تمام بال و پر یا کریم ها



دست کبود فاطمه خوشحال می شود



این جشن ها برای تو تشکیل می شود



این اشک ها برای تو تنزیل می شود



رفتی، برای آمدنت گریه می کنم



چشمان ما به آینه تبدیل می شود



بوی خزان گرفته ی پاییز می دهد



سالی که بی نگاه تو تحویل می شود



ایمان ما که اکثراً از ریشه ناقص است



با مقدم ظهور تو تکمیل می شود



تقویم را ورق بزن و انتخاب کن



این جمعه ها برای تو تعطیل می شود