تهران در آخرالزمان

 تاریخچۀ ری و تهران

«ری» شهری است با پیشینه ای چند هزار ساله که زمانی از بزرگترین و آبادترین شهرهای جهان به شمار می رفت. این شهر که روزگاری در مسیر جادّۀ ابریشم که غرب دنیای آن زمان را به شرق وصل می‌کرده است، قرار داشت و بازرگانانی از گوشه و کنار جهان در آنجا رفت و آمد داشتند، به گفتۀ اصمعی، «عروس دنیا و مرکز تجارت مردم» بود(1). ری باستان که در تقاطع محورهای خراسان، تبرستان، قزوین، گیلان، قم و ساوه واقع شده بود، به سبب مرکزیّت مهمّ سیاسی، بازرگانی، اداری و مذهبی از قدیم مورد توجّه بوده و مدّعیان حکومت و جویندگان قدرت، همواره این مرکز راهبردی را مورد تهاجم قرار می‌داده‌اند.

این شهر در طول تاریخ با حوادث دهشتباری، مانند زلزله، اختلافات داخلی و هجوم بیگانگان که هر کدام خرابی و کشتار را در پی داشت، رو به رو بود. ری از قرن سوم هجری قمری به بعد، با وقوع چند زلزلۀ شدید، کم کم رو به ویرانی نهاد. در نیمۀ اوّل قرن پنجم هجری سلطان محمود غزنوی به این شهر حمله کرد(2) و در نیمۀ اوّل قرن هفتم هجری مغولها بر آن تاختند(3). هنوز آثار زلزله های پیشین و حملۀ ددمنشانۀ مغولان از بین نرفته بود که در نیمۀ دوم قرن هشتم هجری، ری دچار زلزله ای ویرانگر شد و یورش سپاهیان تیمور لنگ آسیبهای زیادی بر این شهر وارد ساخت و آن را به ویرانه ای تبدیل کرد. همۀ اینها اسباب خرابیهای گستردۀ ری را فراهم ساخت، به گونه ای که از آن پس، ری دیگر روی آبادانی به خود ندید و از ری قدیم تنها بخشی از آن که اکنون به «شهر ری» معروف می باشد، بر جای مانده است و ویرانه های ری قدیم هنوز نزدیک شهر کنونی ری باقی است.

بر اساس گزارشهای تاریخی، حمله به ری که با خود خرابیهای زیاد و کشتارهای گسترده را همراه داشت، بیشتر در زمانی انجام می گرفت که مردم این شهر، دچار کشمکشهای مذهبی یا رقابتهای سیاسی بر سر کسب قدرت و ریاست بودند، و در نتیجه، فرصتِ پیشگیری از هجوم دشمن یا مقاومت در برابر آن را نمی یافتند.

مردم شهر ری با ورود سپاهیان مسلمان به ایران به دین اسلام و مذهب تسنّن گرویدند و در نیمۀ نخست سدۀ دوم هجری به مذهب شیعه روی آوردند. بنا بر نوشتۀ یاقوت حَمَوی (626- 574 هـ.ق)، در قرن ششم و هفتم هجری قمری، نیمی از مردم ری و تمام ساکنان روستاهای اطراف، شیعه و از نیم دیگر نیز بیشترشان سنّیِ حنفی و کمتر آنان شافعی بودند و میان پیروان این سه مذهب اختلافات فراوانی وجود داشت(4).

در کتابی فارسی که حدود سالهای 62-556 هـ.ق به نگارش در آمده است، می خوانیم:

و بری با آنکِ نعمت بسیا ر بود گران باشد

و اهل  وی مخالفت یکدیگر کنند از بهر دین(5).

پس از بروز ویرانیهای گسترده و پیاپی در ری، این شهر مرکزیّت خود را از دست داد و دیر زمانی نپایید تا آنکه «تِهران» که در گذشته، یکی از روستاهای ری بود(6) و در شمال شهر ری و جنوب کوهپایه‌های البرز قرار داشت، کم کم رونق گرفت و در قرن نهـم هجری قمری به آبادی بزرگی تبدیل گردید. شاه تهماسب اوّل صفوی، در سال 961 هـ.ق، فرمان داد دور تهران بارویی بکشند که 4 دروازه و 114 برج داشت و از آن پس، تهران صورت شهر پـیدا کرد. رشد تهران، به دلیل استقرار پایتخت سلسلۀ صفویّه در قزوین و سپس در اسفهان، مدتّی متوقّف شد تا اینکه آغا محمّدخان قاجار، در نخستین سالهای قرن سیزدهم هجری قـمری، آن را به پایتختی برگزید و در داخل ارگ آن که از آثار دوران زندیّه بود، کاخهای سلطنتی ایجاد کرد و شهر رو به آبادانی و گسترش نهاد و در مدّت زمانی حدود دویست سال، به شکل کنونی در آمد و همچنان جایگاه خود را به عنوان پایتخت حاکمان ایران حفظ کرده است. در زمان ما تهران از شهرهای بزرگ و پُرجمعیت جهان به شمار می رود و چنان گسترشی یافته است که از آن با نام «تهران بزرگ» یاد می شود و «شهر ری» که در جنوب شرقی تهران کنونی قرار گرفته است، بخشی از آن به شمار می آید(7). بنا بر این، می توان گفت، واژۀ «تهران» در عصر حاضر، برابر با واژۀ «ری» (شامل شهر و روستاهایش) در قدیم می باشد. شهر تهران اکنون مهمترین منطقۀ ایران است و از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نقش مهمّی را در میان دیگر مناطق کشور ایفا می کند.(8)

------------------------------------------------

1. معجم البلدان، ج 3، ص 118، مدخل «ری».

2. طبق برخی گزارشهای تاریخی، سلطان محمود غزنوی که از شاهان سنگدل، هوسران و غارتگر بود، پس از رسیدن به ری و قتل عام شیعیان، دستور داد عدّه ای از دانشمندان و بزرگان شیعه را دستگیر کرده، به دار آویختند و کتابهای شیعیان را از کتابخانه ها، به ویژه کتابخانۀ عظیم صاحب بن عبّاد - وزیر دانشمند دیالمه- جمع آوری کردند و آنچه را در فقه، حدیث و کلام بود، سوزاندند و بقیّه را بر 100 شتر بار کرده و به غزنین - مرکز حکومت غزنویان- بردند. همچنین بنا بر نقلی، با دستور محمود غزنوی، مدّت سه روز، تنور نانواییها و تون حمّامهای ری را به جای هیزم، با سوزاندن کتابهای شیعیان گرم نگه داشتند!

3. نجم الدین رازی، صاحب مرصاد العباد، که خود اهل ری بود، تعداد کشته ها و اسیران ری در تهاجم مغول به این شهر را حدود 500 هزار نفر برآورد کرده است.

4. رک: معجم البلدان، ج 4، ص 51، مدخل «طهران».

5. عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات، ص 227، رکن 4.

6. رک: معجم البلدان، ج 3، ص 117، مدخل «ری».

7. اکنون شهر ری یکی از پُرجمعیّت ترین مناطق تهران به شمار می رود و تهران و شهر ری به یکدیگر متّصل شده اند.

8. در تهیّه و تدوین مطالب «تاریخچۀ ری و تهران»، از منابع گوناگون بهره جستیم.

یادکرد ری و زوراء در احادیث اسلامی

در روایات اسلامی، در موارد گوناگون، از ری و زورا (پشت ری) یاد شده است که ما در اینجا چهار نمونه از یادکردهای مذمّت آمیز در بارۀ این شهر و ساکنان آن را می آوریم.

 البتّه با توجّه به آنکه در اعصار گذشته و در عصر حاضر، انسانهای مؤمنی در ری ساکن بوده و هستند، باید بگوییم که بی گمان، احادیث مذمّت اهل ری در گذشته، مرتبط با ناصبیانی است که با خاندان پیامبر(علیهم السّلام) و پیروانشان دشمن بودند، و روایات مذمّت اهل ری و زورا در آخرالزمان، در ارتباط با کسانی است که اهل ظلم و فساد بوده و نسبت به شیعیان علیّ بن ابی طالب(علیهما السّلام) دشمنی می ورزند و پس از خروج حسینی خراسانی و حسنی گیلانی، مردم را به جنگ با آن دو بزرگوار که هر دو از خاندان پیامبر اسلام(صلّی الله علیه وآله) می باشند، تشویق می کنند.

در هر حال، امیدواریم خداوند آن گروه از مؤمنانی را که اکنون در ری و زورا (تهران) زندگی می کنند، از شرّ بلاها و فتنه های آخرالزمان در امان نگاه دارد.

 امام صادق(علیه السّلام) فرمود:

بی گمان، ری، قزوین و ساوه نفرین شده و شوم اند(1).

نیز مردی از آن بزرگوار روایت کرده است:

بی گمان، اهل ری در دنیا، بر اثر نوشیدن شراب، تشنه می میرند

و تشنه برانگیخته می شوند و تشنه وارد آتش می گردند(2).

اَعمَش هم از امام صادق(علیه السّلام) نقل کرده است:

شانزده گروه از امّت جدّم ما را دوست ندارند و ما را نزد مردم

دوست داشتنی قرار نمی دهند... اهل شهری که «ری» نامیده

می شود؛ ایشان دشمنان خدا، دشمنان رسول او و دشمنان

خاندان وی اند و جنگ با خاندان رسول خدا(صلّی الله علیه و‏آله) را

جهاد، و مال ایشان را غنیمت می پندارند، و برای ایشان (اهل ری)

عذاب خوارشدن در زندگی دنیا و آخرت بوده و برای آنان عذابی ماندگار

است... و اهل شهری که زورا نامیده و در آخرالزمان ساخته می شود؛

از خون ما شفا می جویند و با دوست نداشتن ما نزدیک می شوند

و در دشمنی ما دوست می شوند و جنگ با ما را واجب و کارزار با ما را

لازم می دانند. ای پسرکم، بپرهیز از ایشان، سپس بپرهیز از آنان...(3).

همچنین، در حدیثی دیگر از امام صادق(علیه السّلام)، ری و اهل آن از جملۀ سیزده شهر و طایفه ای به شمار آمده اند که قائم(علیه السّلام) با آنان می جنگد و آنان با قائم(علیه السّلام) درگیر می شوند(4).

----------------------------------------------

1. بحار الأنوار، ج 57، ص 229، ذیل ح 65.

 2. فروع الکافی، ج 6، ص 407، ب 15، ح 17.

 3. بحار الأنوار، ج 57، ص 206، ب 36، ح 5 .

 4. الغیبة، ص 309، ب 17،ح 6.

اوضاع ری و زوراء در آخرالزمان

احادیث اسلامی بسیاری در بارۀ اوضاع ری در آخرالزمان به دست ما رسیده اند، و واژۀ «ری» در آنها «شهر ری» (بخش جنوب شرقی تهران کنونی) و «پشت ری» (بخش شمال غربی تهران کنونی) را شامل می شود، و در برخی از روایات نیز، بر بخشی از ری قدیم یا «پشت ری»، و در روایتی، بر تمام ری قدیم یا تهران کنونی، «زوراء» اطلاق شده است.

بر اساس روایات اسلامی، در آخرالزمان، ری (تهران کنونی)، به ویژه پشت ری یا همان زوراء، بر اثر فتنه، ستم و فساد، با حوادث و بلاهای گوناگون و دهشتناکی رو به رو می شود، و با توجّه به آنکه ری، به خصوص زوراء، در آخرالزمان پایتخت ایران و مرکز ادارۀ امور این کشور است، بی گمان، فرود هر گونه بلایی بر این شهر، بر دیگر شهرهای ایران نیز اثرگذار خواهد بود.

ما در اینجا، ابتدا دو روایت عجیب و شنیدنی را به طور کامل نقل می کنیم و سپس به شرح جزئیّات آن دو روایت و دیگر احادیث مرتبط با ری و زوراء در آخرالزمان خواهیم پرداخت.

در حدیث مفصَّلی که مُفَضَّل بن عُمَر از امام صادق(علیه السّلام) نقل کرده، ضمن کاربرد واژۀ «دارالفاسقین» - جایگاه فاسقان - در بارۀ زوراء یا بخش شمال غربی تهران کنونی، چنین آمده است:

... مُفَضَّل گفت: ای سرور من، در آن هنگام (آخرالزمان)

دارالفاسقین (زوراء) چگونه خواهد بود؟ فرمود: در نفرین خدا

و خشم اوست. فتنه‏ها آن شهر را ویران و چون بیابانی رهایش

می‏کنند. پس وای ـ و سراسر وای ـ به حال آنجا و ساکنانش از پرچمهای

زرد و پرچمهای مغرب و [پرچمهای] کسی که جزیره را با شر تهدید

می‏کند و پرچمهایی که از هر [جای] نزدیک یا دوری به سویش

می آیند. به خدا سوگند، بی گمان، در آن شهر از عذابهای گوناگون

چیزهایی فرود می‏آیند که از آغاز روزگار تا پایانش بر دیگر امّتهای

سرکش فرود نیامده باشند، و بی گمان، عذابی بر آنجا فرود خواهد

آمد که مانند آن را هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده باشد.

طوفان اهل آن شهر جز با شمشیر نخواهد بود. پس وای بر کسی

که آنجا را محلّ سکونت خویش قرار دهد؛ بی گمان، کسی در

آن شهر می‏ماند که بدبخت باشد، و کسی از آنجا بیرون می‏رود که

در رحمت خدا باشد... آن گاه، خداوند آن شهر را به سبب آن فتنه ها

و آن پرچمها ویران می کند تا آنکه رهگذر بر آن مکان می گذرد

و می گوید: اینجا زوراء بود؟! سپس خروج می کند

حسنی، جوان زیبارویی که از خطّۀ دیلم است...(1).

«فاسقان»، کسانی اند که از مسیر حق و راه راست خارج شده اند، و «دارالفاسقین» (جایگاه فاسقان) واژه ای بر گرفته از قرآن کریم، سورۀ اعراف، آیۀ 146، می باشد که امام موسی کاظم(علیه السّلام) آن را در بارۀ دارالخلافۀ هارون، خلیفۀ عبّاسی، در بغداد(2)،  و مفضّل بن عُمَر، از یاران امام صادق(علیه السّلام)، آن را در بارۀ شهر «زورا» (تهران)، که در آخرالزمان ساخته می شود، به کار بردند.

ابن اعثم کوفی، تاریخ نگار شیعی، از امام علی(علیه السّلام) نقل کرده است:

 ... امّا ری، پس بی گمان، آنجا شهری است که به وسیلۀ ساکنان خود

به آشوب کشیده می شود، و فتنۀ ناشنوا در آن ماندگار است. ویرانی

این شهر در آخرالزمان جز به دست دیلمها نیست. در ری، بر دروازۀ

کوهستان، در آخرالزمان مردم بسیاری که شمارشان را جز آفریدگارشان

کسی نمی داند، کشته می شوند و دیلمها بر دروازۀ کوهستان،

بر هشت تن از بزرگان بنی هاشم که هر کدام مدّعی رهبری است،

دست می یابند. مردی بزرگ که نامش مطابق نام پیامبری است، در ری

محاصره می شود و چهل روز در این حال می ماند. سپس، در پیِ آن،

دستگیر و کشته می شود. بی گمان، در زمامداری سفیانی،

خشکسالی، سختی و بلایی بزرگ به مردم ری می رسد(3).

------------------------------------------------

1. بحار الأنوار، ج 53، ص 5 - 14، ب 28.

2. رک: بحار الأنوار، ج 48، ص 138، ب 6، ح 13.

3. الفتوح، ج 2، ص 80 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).

بروز فتنه در تهران

پیدایش فتنه در ری یا زوراء (تهران)، یکی از نشانه های بسیار مهمّ قیام امام مهدی(علیه السّلام) و سرآغاز دور تازه ای از حوادث آخرالزمان می باشد. به دلیل اهمّیّت و ارتباط فتنه در ری با قیام خراسانی در مشرق (خراسان) و قیام سفیانی در مغرب (شام)، امام صادق(علیه السّلام) این فتنه را در کنار قیام زمینه سازان ظهور امام مهدی(علیه السّلام) یاد کرده است:

... خروج پرچمی از مشرق و پرچمی از مغرب و فتنه ای

که بر اهل زوراء (تهران) سایه می افکند و خروج مردی

از فرزندان عمویم زید در یمن و غارت شدن پردۀ خانۀ خدا...(1).

امام علی(علیه السّلام) می فرماید:

... امّا ری، پس بی گمان، آنجا شهری است که به وسیلۀ ساکنان خود

به آشوب کشیده می شود، و فتنۀ ناشنوا در آن ماندگار است...(2).

«فتنۀ ناشنوا» آشوبی است که در آن، افراد فتنه گر و فتنه زده به سخن خیرخواهان گوش فرا نمی دهند و کسی به داد کسی نمی رسد، و چنان که امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) پیش بینی کرده است، این فتنه، مدّت زمانی دراز در ری ماندگار شده و به فتنه های دیگری، مانند جنگ شروسی و سفیانی با اهل ری و مخالفت اهل ری با حسینی خراسانی و حسنی گیلانی، کشیده می شود، و خرابیِهای بسیاری را در این شهر در پی خواهد داشت.

به اعتقاد نگارنده، فتنۀ ناشنوا در ری همان اختلافی است که بر سر نتیجۀ انتخابات ریاست جمهوری ایران، برگزارشده در روز جمعه، 18 جمادی الثانیۀ 1430، 22 خرداد 1388 برابر 12 ژوئن 2009، میان زمامداران انقلاب ایران و هوادارانشان افتاد و انقلاب و نظام حکومتی ایران را دچار چالشی بزرگ ساخت، و این فتنه همچنان ادامه دارد.

به نظر می رسد، فتنۀ ناشنوا در ری، سرانجام، به اختلافی منجر می شود که شیخ مفید، با بهره گیری از اخبار بیانگر نشانه‏های قیام قائم(علیه السّلام)، به آن اشاره کرده است:

... اختلاف دو گروه از عجم (ایرانیان) و خونریزیِ بسیار میان آنان...(3).

امام صادق(علیه السّلام)، در بارۀ اوضاع دارالفاسقین (زوراء) در آخرالزمان، چنین فرموده است:

... فتنه‏ها آن شهر را ویران و چون بیابانی رهایش می‏کنند...(4).

------------------------------------------------

1. فلاح السائل، ص 9 - 308، ب 19، ح 40.

2. الفتوح، ج 2، ص 80 .

3. الإرشاد، ج 2، ص 369.

4. بحار الأنوار، ج 53، ص 5 - 14، ب 28.

بروز کشتار در تهران

امام علی(علیه السّلام) می فرماید:

... ای وای بر ری و آنچه بر آن فرود می آید از کشتار بزرگ

و اسیرکردن زنان و سربریدن کودکان و از دست دادن مردان...(1).

در حدیثی دیگر از آن بزرگوار می خوانیم:

... در ری، بر دروازۀ کوهستان، در آخرالزمان، مردم بسیاری که شمارشان

را جز آفریدگارشان کسی نمی داند، کشته می شوند...(2).

امام صادق(علیه السّلام)، در بیان حوادث آخرالزمان، ضمن اطلاق واژۀ «زوراء» بر منطقۀ «پشت ری» (بخش شمال غربی تهران کنونی)، چنین فرموده است:

معاویة بن وَهب گفت: ابو عبدالله(علیه السّلام)

این بیت شعر را که سرودۀ ابن ابی عَقِب است، مَـثَل آورد:

"و کشته می شوند از ایشان در زوراء هنگام چاشت"

"هشتاد هزار نفر، چنان که شتران کشته می شوند(3)"

سپس به من فرمود: زوراء را می شناسی؟ گفتم: فدایت شوم،

می گویند: همان بغداد است. فرمود: نه. آن گاه فرمود: تا کنون

وارد ری شده ای؟ گفتم: آری. فرمود: به بازار چهارپایان رفته ای؟

گفتم: آری. فرمود: از سمت راست راه، کوه سیاه را دیده ای؟

همان جا زوراء است که در آن، هشتاد هزار تن کشته می شوند،

و از ایشان، هشتاد مرد از فرزندان فلانی که همه شایستۀ

رهبری اند، کشته می شوند. گفتم: فدایت شوم، چه کسی

آنان را می کشد؟ فرمود: فرزندان عجم (جوانان ایرانی)(4).

هرچند برای نگارنده، به طور دقیق، مکان بازار خرید و فروش چهارپایان در ری باستان مشخّص نشده است، به نظر می رسد، این بازار در منطقه ای سمت غرب شهر ری قرار داشته و زمانی که مردم به سوی آن بازار می رفته اند، از سمت راست جادّه، در جهت شمال غربی ری، کوه سیاه رنگ را می دیده اند.

«کوه سیاه» در زوراء، بخشی از رشته کوههای البرز واقع در شمال غربی تهران است که از دور سیاه دیده می شود.

----------------------------------------------

1. إلزام الناصب، ج 2، ص 157، خطبۀ بیان 1.

2. الفتوح، ج 2، ص 80 .

3. چنان که می دانید، برای کشتن شتر، ابتدا کاردی را در گودی بین گردن و سینه اش فرو می کنند تا مقداری از خون آن بریزد و زمانی که ناتوان شد، سرش را می برند.

4. الکافی، ج 8، ص 126، ح 198 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).

بروز ویرانی در تهران

در روایتی از کعب الأحبار، ضمن اطلاق واژۀ «زوراء» بر «ری» و «مزَوَّرَه» بر «بغداد»، خراب شدن ری یکی از نشانه های ظهور قائم(علیه السّلام) به شمار آمده است:

... بی گمان، قائم از فرزندان علی(علیه السّلام) است که غیبتی چون غیبت

یوسف و بازگشتی مانند بازگشت عیسی بن مریم دارد. پس از غیبتش،

با طلوع ستارۀ سرخ، خرابی زَوْراء که همان ری است، فرورفتن مَزَوَّرَه،

 که همان بغداد است، خروج سفیانی و نبرد فرزندان عبّاس با جوانان

ارمنستان و آذربایجان، ظاهر می‏شود...(1).

ستارۀ سرخی که طلوع آن از نشانه‏های ظهور امام مهدی(علیه السّلام) می باشد، دنباله دار ناشناسی است که وارد فضای منظومۀ شمسی شده و در ماه صفر سال ظهور، از سمت مشرق در آسمان پدیدار می شود، و در ماه رمضان همان سال، در نزدیکترین فاصله با زمین قرار می گیرد و با گازها و غبارهایی که همراه دارد، سبب سرخ شدن رنگ آسمان می شود(2).

امام صادق(علیه السّلام)، در بارۀ اوضاع دارالفاسقین (زوراء) در آخرالزمان، چنین فرمود:

... فتنه‏ها آن شهر را ویران و چون بیابانی رهایش می‏کنند... آن گاه،

خداوند آن شهر را به سبب آن فتنه ها و آن پرچمها ویران می کند

تا آنکه رهگذر بر آن مکان می گذرد و می گوید: اینجا زوراء بود؟! ...(3).

در کتاب ابو حُذَیفَه، از مُقاتِل بن سلیمان نقل شده که او گفت: پس از مرگ ضَحّاک بن مُزاحِم، در کتابهایی که نزدش گردآوری شده بود، در بارۀ سخن خدای عزیز و جلیل: «و هیچ آبادی ای نیست، مگر آنکه ما آن را پیش از روز قیامت، نابود کرده یا به عذابی سخت گرفتار خواهیم ساخت، و چنین چیزی در کتاب (لوح محفوظ) نگاشته شده است»(4)، خوانده ام:

... ویرانی ری، اسفهان و همدان با دستان دیلمها و تبریها خواهد بود...(5).

«دیلمها» مردمانی شجاع و جنگجو ساکن در مناطق کوهستانی شرق استان گیلان و نخستین گروهی اند که در آخرالزمان، به یاری حسنی گیلانی می شتابند، و «تبریها» مردم ساکن در تبرستان (استان مازندران) و از کسانی اند که به سپاه حسنی می پیوندند. 

امام علی(علیه السّلام)، در بارۀ خراب شدن ری در آخرالزمان، فرموده است:

... ویرانی این شهر در آخرالزمان جز به دست دیلمها نیست...(6).

با توجّه به آنکه ری، پیش از خراب شدن به دست نیروهای حسنی گیلانی، به وسیلۀ نیروهای شروسی، سفیانی، مغربی و خراسانی دچار خرابیهای زیادی می شود، می توان گفت، مراد امام علی(علیه السّلام) از «ویرانی آنجا در آخرالزمان جز به دست دیلمها نیست»، آن است که آخرین خرابی ری به دست نیروهای نظامی، به وسیلۀ سپاه حسنی گیلانی خواهد بود که هستۀ نخستین آن را دیلمها تشکیل می دهند، و اگر پس از آن، ویرانی دیگری در ری رخ دهد، بر اثر بلایای طبیعی، مانند زلزله، می باشد.

گفتنی است، بر اساس روایات اسلامی، خرابی ری (تهران) در آخرالزمان بر اثر بمب بارانها و موشکبارانهای ناشی از جنگ و سنگباران ناشی از ستارۀ دنباله دار خواهد بود، و اگرچه در زمانهای گذشته، زلزله ویرانیهای زیادی در ری به بار آورده است و در آینده نیز احتمال وقوع زلزله ای شدید در این شهر وجود دارد، تا کنون روایتی در بارۀ خرابی این شهر در آخرالزمان بر اثر زلزله یافت نشده است.(7)  

نیز شایستۀ یادآوری است، گزارشهای کارشناسان حاکی از آن‏اند که 24 شهر بزرگ ایران در مناطق بسیار خطرخیز زلزله قرار دارند که در این میان، ابرشهرِ تهران، جایگاهی ویژه دارد. در تهران، به لحاظ وضعیّت موجود گسترۀ شهر(8) و با توجّه به پیشینۀ زمین‏شناسی منطقه و همچنین وجود گسلهای فعّال لرزه‏خیز، همیشه احتمال وقوع زمین‏لرزه‏ای به بزرگی بیش از 7 درجه در مقیاس امواج سطحی زمین وجود دارد(9).

کارشناسان می‏گویند: مطالعات زمین‏شناسی و بررسی سیر تاریخی زلزله نشان می‏دهند که زلزلۀ تهران سالهاست به تأخیر افتاده است، و هر چه دیرتر روی دهد، قدرت تخریبی آن بیشتر خواهد بود(10).

به نظر نگارنده، دستی غیبی وقوع زلزله در تهران را به عقب انداخته است و در این کار، رازی بزرگ نهفته است؛ زیرا طبق مصالح الهی، تهران و مردم ساکن در آن در آخرالزمان باید در مدّت زمان خاصّی، به گونه ای تدریجی شاهد حوادث شگفت آوری باشند، و بی تردید، اگر پیش از وقوع آن حوادث، زلزله ای ویرانگر در این شهر روی دهد، امکان بروز چنین حوادثی در تهران وجود نخواهد داشت.  

------------------------------------------

1. الغیبة، ص 149، ب 10، ح 4 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).

2. در بارۀ این ستارۀ دنباله دار، در مبحث «حوادث سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، حوادث ماه رمضان»، به طور مفصّل توضیح داده ایم.

3. بحار الأنوار، ج 53، ص 5 - 14، ب 28.

4. قرآن کریم، سورۀ اسراء، آیۀ 58.

5. البدء و التاریخ، جزء 4، ص 103، ف 13.

6. الفتوح، ج 2، ص 80 .

7. نگارنده.

8. تراکم جمعیّت، انبوهی ساختمانها و فرسودگی و مقاوم‏نبودن بیشتر آنها و نیز انباشت فاضلابهای بسیار در زیر تهران، این شهر را در برابر زلزله بسیار آسیب‏پذیر کرده است.

9. ایران، ش 2310، 3/9/1381هـ .ش، ص 6، با حذف و تصرّف.

10. مژدۀ ظهور، ج 2، ص 117، «عصر بلاهای طبیعی، ایران روی خطّ بلا».

بروز قحطی در تهران

امام علی(علیه السّلام) از فرود برخی بلاهای بزرگ، به ویژه قحطی (خشکسالی)، بر مردم ری، طیّ دورۀ نه ماهۀ زمامداری سفیانی، خبر داده است:

... بی گمان، در زمامداری سفیانی، خشکسالی،

سختی و بلایی بزرگ به مردم ری می رسد(3).

------------------------------------------

1. الفتوح، ج 2، ص 80 .

مسخ شدن عالمان بدعتگزار در تهران

از حوادث شگفت آوری که در آخرالزمان در ری رخ می دهند، مسخ شدن برخی عالمان بدعتگزار در دین است؛ بدین گونه که در صورت و سیرت، بوزینه و خوک می‏گردند و در میان مردم رسوا می‏شوند(1).

اَعمَش از امام صادق(علیه السّلام) روایت کرده است:

... اهل شهری که «ری» نامیده می شود، ایشان دشمنان خدا،

دشمنان رسول او و دشمنان خاندان وی اند و جنگ با خاندان

رسول خدا(صلّی اللهّ علیه وآله) را جهاد و مال ایشان را غنیمت

می پندارند و برای ایشان (اهل ری) عذاب خوارشدن در زندگی

دنیا و آخرت بوده و برای آنان عذابی ماندگار است...(2).

ابو بصیر می گوید:

به ابو عبدالله - امام صادق- (علیه السّلام) گفتم: سخن او (خداوند) عزّ و جلّ:

«عذاب خوارشدن در زندگی دنیا...»(3)، آن عذابِ خوارشدن در دنیا

چیست؟ فرمود: « ای ابا بصیر، چه خواری ای سخت تر از آنکه

مرد در خانه، سراپرده، کنار برادرانش در میان خانواده اش باشد

و ناگهان اهل خانه بر او گریبان چاک داده و یاری جویند.

مردم بپرسند: چه شده؟! گفته شود: فلانی همین الآن مسخ شد!

پس گفتم: [مسخ] پیش از قیام قائم یا پس از آن [خواهد بود]؟

فرمود: نه، بلکه پیش از آن [خواهد بود] (4).

----------------------------------------------

1. در این باره، در مبحث «مسخ شدن بدعتگزاران در دین»، به طور مفصّل، توضیح داده ایم.

2. بحار الأنوار، ج 57، ص 206، ب 36، ح 5 .

3. سورۀ فصّلت، آیۀ 16.

4. الغیبة، ص 269، ب 14، ح 41.

حملۀ ترکها به تهران

امام صادق(علیه السّلام) فرمود:

... وای بر اهل ری از ترکها...(1).

در حدیثی دیگر از امام صادق(علیه السّلام)، در بارۀ اوضاع دارالفاسقین (زوراء) در آخرالزمان، چنین آمده است:

... پس وای ـ و سراسر وای ـ به حال آنجا و ساکنانش

از ... [پرچمهای] کسی که جزیره را با شر تهدید می‏کند...(2).

در این حدیث، مراد از «جزیره»، بخش شمالی سرزمین میان دو رود دجله و فرات  است که از جنوب شرقی ترکیه و شمال و مشرق سوریه آغاز می شود و در داخل عراق مرکزی تا حوالی بغداد (تکریت) امتداد می یابد، و به نظر می رسد، مقصود از «[پرچمهای] کسی که جزیره را با شر تهدید می‏کند»، پرچم نیروهای ترکی است که از ترکیه برمی شورند و گروهی از ایشان با فرماندهی شروسی به آذربایجان و ری حمله می کنند و عدّۀ دیگری از آنان وارد سرزمین جزیره در سوریه و عراق می شوند و با شرارت خود، مردم آن سامان را می ترسانند.

هنگامی که ابن مهزیار اهوازی با صاحب‏الزّمان(علیه السّلام) دیدار می کند، میان آن دو گفت و گویی رخ می دهد، و امام مهدی(علیه السّلام)، در بارۀ نشانه های زوال حکومت بنی عبّاس در آخرالزمان و فرا رسیدن گشایش، چنین می فرماید:

بر او - درود خدا بر وی باد- وارد شدم، به من فرمود: ای پسر مهزیار،

برادرانت در عراق را چگونه پشت سر گذاشتی؟ گفتم: در تنگی زندگی

و گرفتاری، در حالی که شمشیرهای بنی شیصبان پی در پی

بر ایشان است! فرمود: خدا بکشد آنان را، چگونه [از حق] بازداشته

می شوند! گویا این گروه (بنی شیصبان) را می‏بینم که در خانه‏های

خود کشته شده‏اند و فرمان خداوند آنان را شب یا روز در بر گرفته است.

گفتم: ای پسر رسول خدا، این کار کی خواهد شد؟ فرمود: هنگامی

که میان شما و راه کعبه، به وسیلۀ گروههایی که هیچ بهره‏ای

از خوبی ندارند و خدا و پیامبرش از آنان بیزارند، مانع ایجاد گردد،

و سه [روز] سرخی‏ای در آسمان آشکار شود که در آن ستونهایی

مانند ستونهای نقره‏ای وجود دارند که نورافشانی می کنند،

و شَروسی از ارمنستان و آذربایجان به قصد کوههای سیاه پیوسته

به کوه قرمز و چسبیده به کوههای تالقان، در پشتِ ری برمی شورد.

در نتیجه، بین او و مَرْوَزی نبردی سخت در می گیرد که در آن، خردسال پیر،

و پیرْ فرتوت می‏شود، و میان آن دو کشتار آشکار می گردد. پس در این

هنگام، منتظر رفتن او (شروسی) به سوی زوراء (پشت ری) باشید. وی

در این شهر درنگ نمی‏کند تا به ماهان و سپس به واسِطِ عراق برود...(3).

شروسی» فرماندۀ نیروهای ترکی است که در سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، از ترکیه برمی شورند و پس از نبردی سخت با ایرانیان، وارد عراق و در آنجا نابود می شوند، و چنان که در مبحث «جنگ ترک و روم و عرب با ایران» خواهیم گفت، این احتمال وجود دارد که شروسی فرماندهی افریقایی تبار اهل شهر شروس در کشور لیبی باشد.

«مروزی» کسی است که در مرو - از شهرهای خراسان- می زید، و با نیروهای شروسی می جنگد.

در این حدیث، «کوه سیاه»، بخشی از رشته کوههای البرز واقع در شمال غربی تهران است که از دور سیاه دیده می شود و میان آنجا و کوههای تالقان، در منطقۀ کرج، کوههای سرخ‏رنگی وجود دارند، و مقصود از «پشت ری»، «زوراء» یا بخش شمال غربی تهران کنونی، و مراد از «ماهان»، دو منطقۀ «دَینَوَر» و «نَهاوَند» در غرب ایران، و «واسِط» همان کوت کنونی و از شهرهای مرزی عراق است.

----------------------------------------------

1. الإرشاد، ج 2، ص 369.

2. بحار الأنوار، ج 53، ص 5 - 14، ب 28.

3. بحار الأنوار، ج 52، ص 6- 45، ب 18، ح 32، به نقل از: کمال ‏الدین، ص 7- 426، جزء 2، ب 44، ح 23، ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر (متن کامل این حدیث و شرح آن را در مبحث «جنگ ترک و روم و عرب با ایران، پیشگوییهای روایات اسلامی»، آورده ایم).

حملۀ رومیها به تهران

اگرچه حملۀ امریکا و متّحدان اروپایی اش به ایران و ورودشان به بخشهایی از مناطق مرزی این کشور قطعی می باشد، نگارنده تا کنون در روایات اسلامی به حدیثی که آشکارا نشان دهندۀ ورود نیروهای رومی به تهران باشد، دست نیافته است، و به نظر می رسد، حملۀ آنان به این شهر، با هواپیماهای بمب افکن و موشکهای دوربرد انجام گیرد، مگر آنکه بگوییم، رومیها همراه با نیروهای شروسی داخل تهران می شوند، و چنان که در مبحث «جنگ ترک و روم و عرب با ایران» خواهیم گفت، نیروهای شروسی را همان ترک (ترکیه) و روم (امریکا و متّحدان اروپایی اش) و عربها ضدّ مسلمانان، به ویژه ایرانیان، بسیج و وادار به جنگ می کنند.

در متون زرتشتیان می خوانیم:

تازیان با رومیان [و] ترکان اندر آمیزند و کشور بیاشوبند...(1).

از عمّار یاسر روایت شده است:

بی گمان، دولت خاندان پیامبر شما در آخرالزمان خواهد بود، و برای

آن دولت نشانه هایی است. پس هر گاه [آن زمان را] دیدید، بر زمین

بچسبید و دست نگه دارید تا نشانه های آن دولت بیایند. پس هنگامی

که روم و ترک دیگران را بر شما شوراندند و لشکرها آماده شدند... و ترک

و روم با یکدیگر اختلاف می ورزند و جنگها در زمین زیاد می شوند...(2).

----------------------------------------------

1. جاماسب‏نامۀ پهلوی، فص 1، بند 15 (نجات‏بخشی در ادیان، ص 53، گفتار 1).

2. بحار الأنوار، ج 52، ص 8- 207، ب 25، ح 45 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).

حملۀ سپاه سفیانی به تهران

عثمان بن عنبسۀ سفیانی، هنگامی که بر سرزمین شام چیره شد، نیروهایش را به عراق اعزام می کند و پس از فتح بغداد، بخشی از آنان را همراه با گروهی از عراقیها، ابتدا با هدف درگیرشدن با زمامداران ایران و سپس برای نبرد با نیروهای حسینی خراسانی، به سوی ری، سیستان و فارس می فرستد.

محمّد بن نقّاش مُقری در تفسیر خود آورده است:

... پس [یاران سفیانی] سه دسته می شوند:

گروهی به طرف ری حرکت می کنند، دسته ای در کوفه

باقی می مانند و عدّه ای به مدینه می آیند...(1).

امام صادق(علیه السّلام)، در بارۀ اوضاع دارالفاسقین (زوراء) در آخرالزمان، چنین می

فرماید:

... پس وای ـ و سراسر وای ـ به حال آنجا و ساکنانش

از ... پرچمهای مغرب...(2).

در این روایت، مراد از «پرچمهای مغرب»، پرچم نیروهای سپاه سفیانی است که از طرف مغرب (سرزمین شام) ابتدا وارد عراق و سپس از راه مرزهای غربی داخل ایران می شوند.

نیز، جابر جُعفی از امام باقر(علیه السّلام) روایت کرده است:

سفیانی، پس از ورود به کوفه و بغداد، سپاهیانش را در

سرزمینها می پراکند. ناگاه از ماوراء النهر، از اهل خراسان ترسی

به او می رسد... هر گاه آن ترس به او رسید، لشکری بزرگ را به

استخر می فرستد، در حالی که بر ایشان مردی از بنی امیّه [را گمارده]

است. پس میان ایشان (سپاه سفیانی و سپاه خراسانی) درگیری ای

در قومس، نبردی در دولابِ ری و جنگی در مرزهای زرنج خواهد بود...(3).

اِستَخر شهری باستانی و بسیار بزرگ در 12 فرسخی شمال شرقی شیراز (6 کیلومتری تخت جمشید) بود که پس از قرن چهارم هجری قمری، با رشد و گسترش شیراز، از رونق آن کاسته شد و رو به ویرانی نهاد، و امروزه تنها می‌توان خرابه‌های استخر را در منطقۀ مَرودَشت در استان فارس مشاهده کرد.

قومِس - مُعرَّب کومِش- سرزمینی پهناور در دامنۀ جنوبی رشته کوههای البرز می باشد، که میان ری و نیشابور قرار داشت، و دامغان از شهرهای مشهور آن است.

دولاب در گذشته نام روستایی در شمال شرقی ری بود، و اکنون منطقه ای در جنوب شرقی تهران می باشد و در انتهای خیابان ری و در امتداد میدان خراسان به سمت میدان شوش قرار گرفته است.

زَرَنج- معرَّب زَرَنگ- شهری باستانی و پایتخت قدیم سیستان (سجستان) بود که تنها ویرانه‌های آن در جلگه‌ای در اطراف دریاچۀ هامون، باقی مانده است. هم اکنون شهری به نام زرنج نزدیک مرزهای شرقی ایران وجود دارد که مرکز ولایت نیمروز در کشور افغانستان می باشد.(4)

همچنین، امام علی(علیه السّلام) به بعضی گرفتاریهای مردم ری در زمان زمامداری سفیانی اشاره کرده است که بی تردید، بخشی از آنها به وسیلۀ سفیانی و سپاهیانش ایجاد خواهد شد:

... بی گمان، در زمامداری سفیانی، خشکسالی،

سختی و بلایی بزرگ به مردم ری می رسد(5).

----------------------------------------------

1. عقد الدرر، ص 113، ب 4، ف 2.

2. بحار الأنوار، ج 53، ص 5 - 14، ب 28.

3. الفتن، ص 218، جزء 4، ح 869.

4. در توضیح واژه های استخر، قومس، دولاب و زرنج از منابع گوناگون، مانند معجم البلدان، لغت نامه دهخدا و فرهنگ فارسی، بهره جستیم.

5. الفتوح، ج 2، ص 80 .

حملۀ مغربیها به تهران

امام صادق(علیه السّلام)، در بارۀ اوضاع دارالفاسقین (زوراء) در آخرالزمان، چنین می فرماید:

... پس وای ـ و سراسر وای ـ به حال آنجا

و ساکنانش از پرچمهای زرد...(1).

در روایات اسلامی، مراد از «پرچمهای زرد»، پرچم نیروهای بربر یا اهل مغرب است که از منطقۀ شمال افریقا واقع در غرب مصر ابتدا وارد این سرزمین می شوند و سپس به شام می آیند و با حاکم سوریه و نیروهای ایرانی هوادار وی درگیر می شوند، و پس از شکست خوردن در برابر سفیانی، گروهی از آنان به سپاه سفیانی می پیوندند و در لشکرکشی سفیانی به سوی مصر، عراق، عربستان و ایران، با او همکاری می کنند.

البتّه چنان که پیشتر، در بخش «حملۀ ترکها به تهران»، یادآور شدیم، اگر شروسی فرماندهی اهل شهر شروس در کشور لیبی باشد، می توان گفت، نیروهای اهل مغرب، همراه همین شخص و نیروهای ترک زیر فرمان وی، به ری حمله ور می شوند.

---------------------------------------------

1. بحار الأنوار، ج 53، ص 5 - 14، ب 28.

ورود سپاه خراسانی به تهران

حسینی خراسانی (هاشمی) پس از چیره شدن بر سرزمین خراسان و مستقر کردن سپاهیانش در مناطق شرقی ایران، گروهی از نیروهایش را با فرماندهی شعیب بن صالح سمرقندی، برای نبرد با متجاوزان و مبارزه با مخالفان امام مهدی(علیه السّلام) در ری و یاری حسنی گیلانی، به این شهر می فرستد و خود نیز به طرف ری می رود.

جابر جُعفی از امام باقر(علیه السّلام) نقل کرده است:

... هاشمی در مسیر ری می رود...(1).

از این روایت و دیگر احادیث مرتبط با حسینی خراسانی در نمی یابیم که آیا آن بزرگوار خودش وارد ری می شود یا نه.

----------------------------------------------

1. الفتن، ص 218، جزء 4، ح 869.

شورش سمرقندی در تهران

شعیب بن صالح سمرقندی با نیروهای زبده ای که از چین و خراسان با خود آورده است، وارد ری می شود و در این شهر، گروه زیادی از نیروهای متجاوز و مخالفین امام مهدی(علیه السّلام) را می کشد.

حسن بصری می گوید:

خروج می کند در ری، مردی میانه قامت، گندمگون، وابسته

به بنی تمیم و کوسه که به او شعیب بن صالح گفته می شود،

در میان چهار هزار نفر که لباسهایشان سفید و پرچمهایشان

سیاه است. آن مرد پیشاپیش مهدی خواهد بود و کسی با وی

رو به رو نمی شود، مگر آنکه او را در هم می شکند(1).

امام صادق(علیه السّلام) فرمود:

... وای بر اهل ری از ترکها، وای بر اهل عراق از اهل ری،

و وای بر ایشان (اهل ری، ترکها و عراقیها) از کوسه...(2).

در این حدیث، مراد از «ترکها»، نیروهایی است که با رهبری شروسی از ترکیه برمی شورند و به آذربایجان و ری حمله می کنند، و مقصود از «کوسه»، نیروهای چینی تبار کوسۀ همراه شعیب بن صالح سمرقندی است که ضمن مبارزه با اهل ری، نیروهای ترک و سپاهیان سفیانی از جمله عراقیها را از مرزهای ایران بیرون می رانند و در عراق، با عراقیهایی که با شیعیان امام علی(علیه السّلام) دشمنی ورزیده اند، می جنگند، و سپس، رهسپار آزادسازی قدس شریف می شوند.

----------------------------------------------

1. الفتن، ص 214، جزء 4، ح 854.

2. الإرشاد، ج 2، ص 369.

شورش حسنی گیلانی در تهران

پس از بروز فتنه های گوناگون و خرابیهای گسترده در ری، حسنی گیلانی، در سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، در دیلمستان - مناطق کوهستانی شرق گیلان- قیام می کند و با نیروهایی از این منطقه و تبرستان، به ری می آید و با مخالفان امام مهدی(علیه السّلام) در این شهر می جنگد و در شهر ری، کنار قبر شریف عبدالعظیم حسنی، شیعیان، به ویژه آنان که از نسل پیامبر اسلام(صلّی الله علیه وآله) می باشند، را به یاری خویش فرا می خواند، و در این هنگام، شعیب بن صالح تالقانی و یارانش که برخی از آنان نیز اهل تالقان اند، به ندای یاریخواهی حسنی گیلانی پاسخ می دهند و به او می پیوندند.

در روایتی از امام صادق(علیه السّلام)، در بارۀ اوضاع دارالفاسقین (زوراء) در آخرالزمان، چنین آمده است:

... آن گاه، خداوند آن شهر را به سبب آن فتنه ها و آن پرچمها

ویران می کند تا آنکه رهگذر بر آن مکان می گذرد و می گوید:

 اینجا زوراء بود؟! سپس خروج می کند حسنی، جوان زیبارویی

که از خطّۀ دیلم است؛ با صدای شیوایی که دارد، بانگ می زند:

ای آل احمد، پاسخ دهید ستمدیدۀ دادخواه و ندا دهندۀ از کنار

ضریح را؛ پس پاسخ می دهند به او گنجهای خدا در تالقان...(1).

در اینجا یادآوری این نکته ضروری است که مبادا کسی بپندارد، چون بین دیلم، ری و تالقانِ قزوین فاصلۀ زیادی نیست، پس مراد از «گنجهای خدا در تالقان»، نیروهایی از همین تالقان است. به خدا قسم، نه چنین است؛ بلکه آنان مردانی از تالقان، مرکز استان تَخار، در شمال کشور افغانستان اند، و در این باره، در مبحث «قیام حسینی خراسانی»، توضیح داده ایم.

امام علی(علیه السّلام) می فرماید:

... ویرانی این شهر در آخرالزمان جز به دست دیلمها نیست.

در ری، بر دروازۀ کوهستان، در آخرالزمان مردم  بسیاری که شمارشان

را جز آفریدگارشان کسی نمی داند، کشته می شوند...(2).

دروازۀ کوهستان (باب الجبل) از دروازه های ریِ قدیم بوده که به طرف مناطق کوهستانی در شمال شرقی شهر باز می شده و در سر راه تبرستان و خراسان قرار داشته است.

----------------------------------------------

1. بحار الأنوار، ج 53، ص 5 - 14، ب 28.

2. الفتوح، ج 2، ص 80 .

فرار اهل تهران به قم

امام صادق(علیه السّلام) می فرماید:

... امّا ری، پس وای بر آن از دو سویش، و بی گمان، امنیّتِ

در آن از طرف قم و اهلش خواهد بود. گفته شد: دو سوی آن

کدام است؟ فرمود: یکی از آن دو بغداد و دیگری خراسان

است. زیرا در این شهر شمشیرهای خراسانیها و بغدادیها

با یکدیگر برخورد می کنند. پس خداوند در کیفر ایشان (اهل ری)

شتاب می کند و نابودشان می سازد. در نتیجه، اهل ری به قم

 پناه می برند و اهل قم ایشان را پناه می دهند و سپس آنان به

مکانی که به آن «اردستان» گفته می شود، جا به جا می شوند(1).

پیش از بیان هر توضیحی، یادآور می شویم، به اعتقاد نگارنده و برخی دیگر از صاحب نظران، به دلیل آشنانبودن نویسندگان متن این حدیث با نام و منطقۀ «اَردَهار» - منطقه ای بین قم و کاشان-، به اشتباه، واژۀ مشابه «اَردِستان» - شهری در استان اسفهان- را که شناخته شده تر می باشد، جای آن قرار داده اند.

در این روایت، مراد از «خراسانیها»، گروهی از نیروهای حسینی خراسانی اند که با فرماندهی شعیب بن صالح به سوی ری اعزام شده اند، و مقصود از «بغدادیها»، گروهی از نیروهای سفیانی است که پس از فتح بغداد، برای نبرد با اهل مشرق بسیج شده اند. خراسانیها و بغدادیها با هدف درگیرشدن با یکدیگر و نبرد با زمامداران ایران، وارد ری (تهران) می شوند، و در این شهر نبردی سخت درمی گیرد. از کاربرد واژۀ «بغدادیها» در این حدیث، چنین برداشت می کنیم که عراقیها، به ویژه بغدادیها، در حملۀ سفیانی به ری با وی همکاری می کنند.

بر اساس این روایت و حدیث دیگری(2) که از نبرد حسنی گیلانی با اهل قم خبر می دهد، گروهی از مردم ری، در پیِ ورود نیروهای خراسانی، گیلانی و سفیانی به این شهر، به قم پناه می برند، و پس از حملۀ گیلانی به قم، همراه با گروهی از قمیها، از آنجا به اردهار می گریزند.

----------------------------------------------

1. بحار الأنوار، ج 57، ص 212، ب 36، ح 20.

2. برای دیدن متن روایت، نک: مبحث «قیام حسنی گیلانی، درگیری گیلانی با اهل قم». 

حدیثی دروغین در بارۀ تهران

در پایان این مبحث، شایسته است یادآور شویم، تا کنون در هیچ یک از روایات اسلامی، واژۀ «تهران» (طهران) به کار نرفته است، و عباراتی که به نقل از کتاب «بحار الأنوار»، تألیف مرحوم محمّدباقر مجلسی، با عنوان حدیثی از امام صادق(علیه السّلام) در بارۀ زوراء، در سالهای اخیر نزد مردم مشهور و در کتابها و پایگاههای اینترنتی مرتبط با حوادث آخرالزمان ارائه شده، ساخته و پرداختۀ یکی از عالمان دوران قاجار، با نام «شیخ ابوالحسن مرندی» است و در هیچ یک از کتابهای مجلسی یافت نمی شود. دور از ذهن نیست، مرندی که از روحانیّون مخالف جنبش مشروطه بود، چنین عباراتی را با بهره گیری از عبارات و مضامین احادیث راستین، برای کوبیدن طرفداران مشروطه در تهران، ساخته و در کتاب خود «نور الأنوار» گنجانده و نزد مردم عصر خود رواج داده باشد. این شخص، علاوه بر حدیث زوراء، چند حدیث دیگر نیز ساخته و  برخی احادیث راستین را دگرگون گرده است!

هرچند نشر احادیث ساختگی از مصادیق ترویج باطل بوده و کاری ناپسند می باشد، برای آگاهی خوانندگان محترم و پژوهشگران گرامی، ضروری می دانیم بخشی از حدیث دروغین مورد بحث را در اینجا نقل کرده و بنا بر سخن معروف: «یموت الباطل بترک ذکره» - باطل با یادنکردنش، از میان می رود-، به همگان سفارش کنیم که از این پس، آن را نگویند و ننویسند تا فراموش شود.

شیخ ابوالحسن مرندی، در کتاب «نور الأنوار»، مجلّد سوم، فصل هشتم، صفحۀ 8- 297، که در دنبالۀ کتاب «مجمع النورین و ملتقی البحرین» و گویا در سال 1328هـ.ق در تهران، چاپ شده، چنین آورده است:

«قال العلّامة المجلسی(ره): قال المفضّل بن عمر: قال لی جعفر بن محمّد:

یا مفضّل، أ تدری أینما وقعت الزوراء؟ قلت: الله و حجّته أعلم. فقال: اعلم

یا مفضّل، أنّ فی حوالی الری جبلاً أسود تبنی فی ذیله بلدة تسمّی بالطهران،

و هی دار الزوراء التی تکون قصورها کقصور الجنّة و نسوانها کالحور العین...».

ترجمۀ عبارات یادشده که از جنبه های ادب عربی دارای اشکال و برخی تعابیر نادرست می باشد، چنین است:

«علّامۀ مجلسی - رحمت خدا بر او باد- گفت: مفضّل بن عمر گفت:

جعفر بن محمّد به من فرمود: ای مفضّل، آیا می دانی زوراء کجا قرار گرفته

است؟ گفتم: خدا و حجّت او داناترند. پس فرمود: بدان ای مفضّل، بی گمان،

 در اطراف ری کوه سیاهی است که در دامنه اش شهری ساخته و تهران

نامیده خواهد شد، و همان، دارالزورائی است که کاخهایش

چون کاخهای بهشت و زنانش مانند حور عین می باشند...».