لبنان در آخرالزمان

لبنان کشوری کوچک و کوهستانی در غرب آسیا و خاورمیانه و در کنار ساحل شرقی دریای مدیترانه است که به دلیل داشتن مرزهای مشترک با سوریه و اسرائیل، از جایگاهی راهبردی برخوردار و همواره مورد توجّه کشورهای خاورمیانه و دولتهای غربی بوده است.

لبنان، همانند فلسطین، اردن و سوریه، بخشی از سرزمین شام به شمار می آید و برخی از روایاتی که بیانگر حوادث شام در آخرالزمان اند، شامل لبنان نیز می شوند.

در کتاب مقدّس آمده است:

... بوته های جنگل به آهن بریده خواهد شد

و لبنان به دست جبّاران خواهد افتاد*(1).

طبق روایات اسلامی بیانگر حوادث آخرالزمان، رومیها، طیّ یک دورۀ کوتاه مدّت چهل روزه، وارد شام شده و بر مناطقی از این سرزمین، چیره می شوند. بنا بر این، دور از ذهن نیست که بخشهایی از لبنان نیز زیر سلطۀ آنان در آیند. 

امیر مؤمنان علی(علیه السّلام)، در بیان پاره ای از حوادث آخرالزمان، می فرماید:

... چیره شدن روم (غربیها) بر سرزمین شام...(2).

بر اساس احادیث اسلامی، پس از بروز اختلاف میان حسنی لبنانی، اصهب مروانی و ابقع مصری، سفیانی در شام شوریده و گروههای یادشده را در هم می شکند و بر مناطق گسترده ای از این سرزمین چیره می شود، و بی گمان، بخشهایی از لبنان نیز زیر نفوذ سلطۀ سفیانی قرار می گیرند، ولی مناطقی از لبنان، مانند بعلبک، از گزند گروههای شورشی در امان خواهند بود.

امام علی(علیه السّلام)، در بارۀ وضعیّت امنیّتی برخی مناطق شام، از جمله بعلبک و اطراف لبنان، فرموده است:

... بعلبک در امان خواهد بود و بلاها در اطراف لبنان فرود می آیند. پس، چه بسیار

کشته هایی که در بیابان و اسیرانی که در کنار رود خواهند بود. در آنجا شیونهایی

شنیده و چیزهای ترسناکی همراه می شوند. پس در این هنگام، مدّت زیادی

بر ایشان (اهل شام) نمی گذرد، تا آنکه در کارشان خوشی پدید آید...(3).

بَعلَبَک از شهرهای باستانی لبنان و مرکز استان کوهستانی بُقاع می باشد که در مشرق لبنان و غرب سوریه قرار دارد، و در گذشته، یکی از ایالتهای دمشق به شمار می آمد. بیشتر مردم ساکن منطقۀ بقاع، از جمله بعلبک، شیعه اند.

با توجّه به آنکه لبنان از شمال و شرق با سوریه همسایه است، به نظر می رسد، مراد امام علی(علیه السّلام) از «اطراف لبنان»، منطقه ای گسترده در کشور سوریه است که دست کم، از حمص در شمال شرقی بعلبک تا دمشق در جنوب شرقی بعلبک را در بر می گیرد، و چنان می دانید، حمص و دمشق، همراه با قنّسرین، فلسطین و اردن از مناطق پنج گانه ای می باشند که سفیانی بر آنها چیره می شود.

گفتنی است، از اشارۀ امام علی(علیه السّلام) به در امان بودن بعلبک و کشتار زیاد در بیابان و اسیران بسیار در کنار رود، چنین می یابیم که رود مورد نظر آن بزرگوار، همان رود پُرخروش عاصی است که از بلندیهای واقع در شمال غربی بعلبک در منطقۀ هِرمِل لبنان سرچشمه گرفته و در مسیرش از شمال شرقی، به سوی شهر حِمص در غرب سوریه و از آنجا به شهر حَمات رفته و سرانجام، از شمال غربی سوریه به دریای مدیترانه می ریزد. بنا بر این، با توجّه به عبور این رود از مناطق بیابانی لبنان و سوریه، به ویژه منطقۀ حسّاس حمص در شمال شرقی بعلبک، می توان حدس زد که در منطقۀ بیابانی میان حمص و بعلبک و کنار رود عاصی وقایع مهمّی رخ خواهند داد؛ چنان که در روایتی از کعب الأحبار به بروز کشتاری بزرگ نزدیک حمص اشاره شده است:

میان حمص و راه گردنۀ عُقاب، هفتاد هزار نفر بر اثر جنگ هلاک می شوند...(4).

راه گردنۀ عقاب گذرگاهی کوهستانی مشرف بر غوطۀ دمشق است که هر کس قصد رفتن از دمشق به سوی حمص را دارد، از آنجا مى گذرد(5).

از احادیث اسلامی چنین برمی آید که در آخرالزمان، سرزمین شام، نسبت به دیگر سرزمینهای اسلامی، بیشترین اختلافات سیاسی و حزبی را تجربه خواهد کرد، و بی گمان، لبنان نیز از این اختلافات در امان نخواهد بود.

این سخن امام علی(علیه السّلام) به پدیدارشدن اختلاف در میان اهل شام، اشاره دارد:

... اختلاف شام را فرا گیرد، و اهل آنجا از انصاف دور شوند...(6).

در روایتی دیگر از آن بزرگوار، اختلاف احزاب در شام یکی از نشانه های قیام امام مهدی(علیه السّلام)، به شمار آمده است، و آن حزبها عبارت اند از: حزب حسنی لبنانی، حزب اصهب مروانی، حزب ابقع قیسی و حزب سفیانی شامی.

ابو جعفر محمّد پسر علی(علیهما السّلام) فرمود:

از امیر مؤمنان(علیه السّلام) در بارۀ سخن او (خدای متعالی): «پس احزاب

در میانشان اختلاف پیدا کردند»(7)، پرسیده شد، فرمود: از سه [نشانه]

منتظر گشایش باشید. گفته شد: ای امیر مؤمنان، آن سه کدام اند؟ فرمود:

اختلاف در میان اهل شام، پرچمهای سیاه از خراسان و ترس در ماه رمضان.

گفته شد: ترس در ماه رمضان چیست؟ فرمود: آیا سخن خدای عزیز و جلیل

در قرآن را نشنیدید: «اگر بخواهیم، از آسمان بر ایشان (مشرکان) نشانه ای

فرو می فرستیم. در نتیجه، گردنهاشان برای آن نشانه فرود می آید...»(8).

آن نشانه ای است که دختر نوجوان را از سراپرده اش بیرون می آورد

و خوابیده را بیدار می کند و بیدار را می ترساند(9).

در این حدیث، مراد از «پرچمهای سیاه از خراسان»، پرچم نیروهای حسینی خراسانی است که در ماه رجبِ سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام) در خراسان برمی شورد، و مقصود از «ترس در ماه رمضان»، وحشت مردم بر اثر شنیدن صدای بلند جبرائیل است که هنگام دمیدن سپیدۀ صبح روز جمعه، 23 ماه رمضانِ سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام) نام وی را از آسمان به جهانیان اعلان کرده و آنان را به سوی حق فرا می خواند.

بر اساس روایات اسلامی، پیش از خروج سفیانی در شام، سه پرچم در این سرزمین برافراشته می شوند، و سه گروه با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند:

سَدِیر گفت: ابو عبدالله - امام صادق- (علیه السّلام) به من فرمود:

ای سدیر، در خانه‏ات بمان، و پَلاسی از پلاسهای آن باش(10)، و تا شب و روز

آرام اند،  آرام باش. پس هر گاه خبر رسید که بی گمان، سفیانی خروج کرده

است، هرچند با پایت، به سوی ما کوچ کن. گفتم: فدایت شوم، آیا پیش از این

(خروج سفیانی)، چیزی است؟ فرمود: بله، و با سه انگشت دستش به سوی

شام اشاره کرد و فرمود: سه پرچم: پرچمی حسنی(11)، پرچمی اموی

و پرچمی قیسی. پس هنگامی که ایشان [در آن حال اند] (در اختلاف اند)،

بی گمان، ناگهان سفیانی خروج کرده و آنان را چون کِشته درو می کند

که مانند آن را هرگز ندیده ام(12).

گفتنی است، پرچمهای سه گانه ای که پیش از قیام سفیانی، در شام به اهتزاز در می آیند و صاحبان آنها با یکدیگر درگیر می شوند، عبارت اند از: 1. پرچم حسنی لبنانی 2. پرچم اصهب مروانی 3. پرچم ابقع قیسی که تا کنون، از پرچمهای یادشده، تنها پرچم حسنی لبنانی - پرچم حزب الله- که زردرنگ می باشد، پدیدار شده است، و از پرچمهای اصهب و ابقع خبری نیست، و چنان که در مبحث «اختلاف میان ملّتها و دولتها، اختلاف میان اهل شام» بیان کرده ایم، اختلافات بین گروههای چهارگانه در شام، در ماه صفر سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام) به طور کامل پدیدار خواهد شد، و این، یکی از نخستین نشانه های گشایش می باشد(13).

نیز شایستۀ یادآوری است، در سال ۱۹۸۲م، هم زمان با حملات اسرائیل به جنوب لبنان و پس از ربوده شدن سیّد موسی صدر، روحانی برجستۀ شیعه، به دلیل اختلافات سیاسی-نظامی میان رهبران جنبش اَمَل، سیّد حسن نصرالله همراه برخی دیگر از مقامات جنبش امل با رهبری سیّد عبّاس موسوی که تمایلاتی به انقلاب ایران داشتند، از این گروه خارج شدند. در واقع این خروج، مقدّمه‌ای برای تأسیس حزب الله شد، و در همان سال ۱۹۸۲ با رهبری موسوی، هستهٔ نخستین حزب الله شکل گرفت. پس از ترور سیّد عبّاس موسوی به دست نیروهای نظامی اسرائیل در سال ۱۹۹۲م (1371هـ.ش)، با اتّفاق شورای تصمیم‌گیری حزب ‌الله، سیّد حسن نصرالله، روحانی شیعۀ لبنانی، به مقام دبیرکلّی حزب ‌الله لبنان انتخاب شد(14).

در خبری از کعب الأحبار، به فرورفتن «بیروت»، شهر بندری و پایتخت کنونی دولت لبنان، اشاره شده است:

... و آغاز سواحل، خداوند بر آنجا خشم می گیرد؛ در نتیجه،

بر اثر آن خشم، صارفیّه، قیساریّه و بیروت فرو می روند...(15).

با توجّه به آنکه بیروت و دیگر مناطق یادشده در این روایت، بر ساحل دریای مدیترانه قرار گرفته اند، می توان گفت، این شهرها در آخرالزمان، بر اثر طغیان مدیترانه در آب فرو می روند.

«قیساریّه» شهری بندری در فلسطین، میان حیفا و یافا بود که اکنون ویرانه هایی از آن بر جای مانده است. امّا «صارفیّه»، در کتابهای جغرافی نامی از آن برده نشده است، و در منابع اسلامی، تنها در دو جا این واژه به چشم می خورد؛ یکی، در سخن کعب الأحبار در «الفتن»، و دیگری، در کلام ابوسفیان در «تاریخ مدینة دمشق». شاید بتوان گفت، در نگارش این واژه اشتباهی رخ داده است، و مراد از آن، همان آبادی صفوریّه در شش کیلومتری شمال غربی شهر ناصره در فلسطین اشغالی می باشد.

------------------------------------------------

1. کتاب مقدّس، عهد عتیق، ص 1020، کتاب اِشَعیاء نبی، ب 10، بند 34.

2. مناقب آل أبی طالب، ج 2، ص 309.

3. إلزام الناصب، ج 2، ص 196،خطبۀ بیان 3.

4. الفتن، ص 320، جزء 6، ذیل ح 1207‏.

5. معجم البلدان، ج 2، ص 85، مدخل «ثنیّة العقاب».

6. إلزام الناصب، ج 2، ص 183،خطبۀ بیان 2.

7. قرآن کریم، سورۀ مریم، آیۀ 37 و سورۀ زخرف، آیۀ 65.  

8. قرآن کریم، سورۀ شعراء، آیۀ 4.

9. الغیبة، ص 1- 260، ب 14، ح 8 .

10. پلاس خانه بودن اشاره به آن است که انسان مؤمن، در زمان بروز فتنه ها، باید از آنها بر کنار بوده، و مانند زیرفرشی خانه‏اش باشد که پیوسته به زمین چسبیده است و جا به جا نمی شود.

11. با توجّه به آنکه سیّد حسن نصرالله از نسل امام حسن پسر علی(علیهما السّلام) بوده و نامش نیز حسن است، عبارت «رایة حسنیّة» در این حدیث، می تواند به معنای «پرچمی منسوب به خاندان حسن علیه السّلام» یا «پرچمی منسوب به حسن» باشد.

12. بحار الأنوار، ج 52، ص 1- 270، ب 25، ذیل ح 161، با نقل از: سرور أهل الإیمان.

13. نگارنده.

14. دانشنامۀ آزاد ویکی پدیا، «سید حسن نصرالله»، با حذف و تصرّف.

15. الفتن، ص 11- 310، جزء 6، ح 1192‏.

پیشگویی حوادث آخرالزمان

www.pishgooei.persianblog.ir

احادیث مبحث «لبنان در آخرالزمان»

2. عن أمیر المؤمنین علیّ(علیه السلام)، قال: ... غلبة الروم على الشام... (مناقب آل أبی طالب، ج 2، ص 309).

3. عن أمیر المؤمنین علیّ(علیه السلام)، قال: ... بعلبک بالأمان، و تحلّ البلیّات بنواحی لبنان. فکم من قتیل بالقفر و أسیر بجانب النهر، فهناک تسمع الأعوال و تصحب الأهوال؛ فإذاً لاتطول لهم المدّة حتّی یخلق من أمرهم الجدة... (إلزام الناصب، ج 2، ص 196،خطبة البیان 3).

4. عن کعب، قال: یهلک ما بین حمص و ثنیّة العُقاب(1) سبعون ألفاً من الوغی(2)... (الفتن، ص 320، الجزء 6، ذیل ح 1207‏).

6. عن أمیر المؤمنین علیّ(علیه السلام)، قال: ... شمل الشام الخلاف، و حجب عن أهله الإنصاف... (إلزام الناصب، ج 2، ص 183،خطبة البیان 2).

9. عن أبی جعفر محمّد بن علیّ(علیهما السلام)، قال: سئل أمیر المؤمنین(علیه السلام) عن قوله تعالى: «فاختلف الأحزاب من بینهم»(3)، فقال: انتظروا الفرج من ثلاث، فقیل: یا أمیرالمؤمنین و ما هنّ؟ فقال: اختلاف أهل الشام بینهم و الرایات السود من خراسان و الفزعة فی شهر رمضان. فقیل: و ما الفزعة فی شهر رمضان؟ فقال: أ و ماسمعتم قول الله عزّ و جلّ فی القرآن: «إن نشأ ننزّل علیهم من السماء آیة، فظلّت أعناقهم لها خاضعین»(4)؛ هی آیة تخرج الفتاة من خدرها و توقظ النائم و تفزع الیقظان (الغیبة، ص 1- 260، ب 14، ح 8).

12. عن سَدیر، قال لی أبو عبدالله(علیه السلام): یا سدیر، الزم بیتک و کن حلساً من أحلاسه و اسکن ما سکن اللیل و النهار؛ فإذا بلغ أنّ السفیانی قد خرج فارحل إلینا و لو على رجلک.  قلت: جعلت فداک، هل قبل ذلک شیء؟ قال: نعم، و أشار بیده بثلاث أصابعه إلى الشام، و قال: ثلاث رایات: رایة حسنیّة و رایة اُمویّة و رایة قیسیّة، فبینا هم [على ذلک] إذ قد خرج السفیانی، فیحصدهم حصد الزرع، ما رأیت مثله قطّ (بحار الأنوار، ج 52، ص 1- 270، ب 25، ذیل ح 161، ناقلاً عن: سرور أهل الإیمان).

15. عن کعب، قال: ... أوّل السواحل یغضب الله علیه، فیخسف به الصارفیّة(5) و قیساریّة و بیروت... (الفتن، ص 11- 310، الجزء 6، ح 1192‏).

----------------------------------------------------------------

1. هی ثنیّة مشرفة على غوطة دمشق یطؤها القاصد من دمشق إلى حمص (معجم البلدان، ج 2، ص 85، مدخل «ثنیّة العقاب»).

2. الوغی: الحرب.

3. القرآن الکریم، سورة مریم، الآیة 37 و سورة الزخرف، الآیة 65.  

4. القرآن الکریم، سورة الشعراء، الآیة 4.

5. الآن لاتوجد بلدة بهذا الاسم فی بلاد الشام، و یمکن أن یکون المراد منها قریة صفوریّة فی فلسطین، حیث تبعد عن الناصرة 6 کم إلى الشمال الغربی منها.