پدیدارشدن آتشی بزرگ در سرزمین حجاز

از نشانه های قیام امام مهدی(علیه السّلام) آشکارشدن آتشی بزرگ در سرزمین حجاز(1)، به ویژه اطراف مدینه، می باشد، و این آتش چنان به سوی آسمان زبانه می کشد که مناطق گسترده ای از حجاز و سرزمینهای همسایه اش را روشن می‏کند و از بُصری، که شهری در جنوب دمشق و نزدیک مرزهای جنوبی سوریه است و با مدینه در میانۀ حجاز فاصلۀ زیادی دارد، شعله‏های آن دیده می شود، و بی گمان، مردم دیگر مناطق جهان نیز آن را بر صفحۀ نمایشگرهای خود خواهند دید.

ابو هُرَیْرَه گفت: رسول خدا(صلّی الله علیه وسلّم) فرمود:

ساعت (قیام مهدی) فرا نمی رسد، مگر آنکه آتشی از سرزمین حجاز

بیرون آید که در بُصری گردنهای شتران را روشن می‏کند(2).

عُمَر پسر خَطّاب گفت: از پیامبر(صلّی الله علیه وسلّم) شنیده است:

ساعت (قیام مهدی) فرا نمی رسد، مگر آنکه در دره ای از دره های حجاز

 آتشی روان شود که در بُصری گردنهای شتران از آن روشن می شوند(3).

حُذَیْفَه پسر اُسَید گفت: از رسول خدا(صلّی الله علیه وسلّم) شنیدم که می‏فرمود:

ساعت (قیام مهدی) فرا نمی رسد، مگر آنکه آتشی از رومان یا رَکوبَه

بیرون آید که در بُصری گردنهای شتران از آن روشن می شوند(4).

در کتابهای جغرافی از «رومان» نامی برده نشده است، و شاید بتوان گفت، مراد از این واژه، همان «رُومَه» باشد که مکانی در شمال مدینه به سوی شام بوده و میان جُرْف و زَغابَه قرار دارد و چاه رومه در آنجاست(5).

هرچند طبق مشهور، «رَکوبَه» راه گردنه ای دشوارگذر نزدیک کوههای وَرِقان و قدس سفید در جنوب مدینه به سوی مکّه می باشد(6)، ابن حَجَر از بکری نقل می کند که رکوبه راه گردنه ای سخت گذر در مسیر مدینه به سوی شام است(7).

عاصِم پسر عَدِی گفته است:

هنگامی که پیامبر(صلّی الله علیه وسلّم) به مدینه آمد، در بارۀ

حُبْسُ سَیَل پرسید. پس هنگامی که من روزی در دره ای در قُبا بودم،

ناگاه مردی بیابانی از کنارم گذر کرد. به او گفتم: ای بندۀ خدا، خانواده ات

کجای اند؟ گفت: ایشان را در حبس سیل جای دادم. پس لباس و قاطرم را

گرفتم و او را به سوی رسول خدا(صلّی الله علیه وآله وسلّم) بردم و به او

گفتم: این، اهل حُبْسُ سَیَل است. پس به او فرمود: خانواده ات را از آنجا

بیرون کن؛ زیرا بی گمان، ساعت (قیام مهدی) فرا نمی رسد، مگر آنکه آتشی

از آنجا بیرون آید که در بصری گردنهای شتران از آن روشن می شوند(8).

طبق نوشتۀ جغرافی دانان قدیم، حبس سیل کوهی مشرف بر منطقۀ سَلما می باشد و میان حَرّۀ(9) بنی سُلَیم و سَوارقیّه قرار دارد(10). بنا بر این، می توان گفت، حبس سیل منطقه ای در جنوب شهر مدینه است.

امام صادق(علیه السّلام)، با استناد به پدرانش(علیهم السّلام)، از علی(علیه السّلام) نقل کرده است:

هر گاه آتش در حجاز شما افتاد و آب در نجف شما جاری شد،

منتظر ظهور قیامگرتان باشید(11).

روایت شده است که آقای ما زین العابدین علی پسر حسین(علیهما السّلام)، روز ورودش به مسجد جامع کوفه و پس از خواندن نماز در آنجا، بر نجفِ کوفه(12) ایستاد و فرمود:  

خودش است، خودش است، ای نجف. سپس گریست و گفت:

چه گرفتاری فراگیری برای آنجا خواهد بود. پس، در این باره

 پرسیده شد، فرمود: هر گاه نجف شمار را سیل و باران پُر کرد،

آتش در حجاز میان سنگها و کلوخ پدیدار شد و تاتارها بر بغداد

 چیره شدند، منتظِرِ ظهور قائم منتظَر باشید(13).

چنان که در این حدیث و دیگر روایات بیانگر حوادث آخرالزمان آمده است، در سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام) باران و سیل سراسر کرۀ زمین، به ویژه شهر نجف، را فرا می گیرد، در سرزمین حجاز آتشی بزرگ آشکار می شود و «تاتارها» که همان ترکهای مغولی ساکن استان سین کیانگ چین اند، با فرماندهی حسینی خراسانی و شعیب بن صالح سمرقندی، از چین و خراسان به عراق می آیند و بر بغداد که در آن زمان یکی از پایگاههای سفیانی می باشد، سلطه می یابند.

گفتنی است، در سرزمین حجاز، دهانه های آتشفشانی و زمینهای پُر از سنگهای سیاه و سوختۀ بسیاری وجود دارند، و در گزارشهای تاریخی نیز به فعّال شدن آتشفشانی در مدینه در دورۀ جاهلیّت و در قرن نخست و قرن هفتم هجری اشاره شده است(14)، و برخی کارشناسان معاصر عربستانی و غیر ایشان هم نسبت به وقوع انفجارهای آتشفشانی و زلزله های مهیب و ویرانگر در بخشهایی از حجاز، مانند مناطق خیبر و عیص، در شمال مدینه و منطقۀ واقع میان دو شهر مکّه و مدینه، در آینده ای نزدیک، هشدار داده اند.

نیز شایستۀ یادآوری است، برخی نویسندگان معاصر می گویند، آتش‏ بزرگی که در آخرالزمان در سرزمین حجاز آشکار می شود، ممکن است، حاصل انفجار موادّ نفتی و چاههای نفت کشور عربستان سعودی بر اثر جنگ یا حادثه‏ای دیگر باشد، و این، سخن درستی نیست. زیرا بیشتر میادین نفتی عربستان سعودی در مناطق واقع در شرق سرزمین حجاز تا سواحل خلیج فارس قرار گرفته‏اند، و حجاز در غرب این کشور می باشد. بنا بر این، بی گمان، ظهور آتش در حجاز بر اثر فوران آتشفشانهای موجود در این سرزمین، به ویژه در شمال شهر مدینه یا در جنوب آن، خواهد بود که برخاستن آتش به هوا و روان شدن گدازه های آتشفشانی بر روی زمین را در پی دارد.

---------------------------------------------------

1. حجاز نام تاریخی منطقه ای گسترده در غرب شبه جزیرۀ عربستان و شرق دریای سرخ است و از شمال به منطقۀ  عَقَبَه و از جنوب به منطقۀ عَسیر منتهی می شود. شهرهای مهمّ مذهبی مکّه و مدینه در حجاز قرار دارند. واژۀ «حِجاز» به معنای «مانع» می باشد و به این دلیل آن سرزمین را حجاز نامیده‌اند که میان سرزمین نجد و تهامه واقع شده است و آن دو را از یکدیگر جدا می‌کند (با بهره گیری از منابع گوناگون).

2. صحیح مسلم، ج 4، ص 2228، کتاب فتن و اشراط ساعت، ب 14، ح 42 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).

3. التشریف بالمنن، ص 310، فتن ‏ابی ‏یحیی، ب 8 ، ح 433 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).

4. المعجم الکبیر، ج 2، جزء 3، ص 146، ح 3032.

5. رک: معجم البلدان، ج 3، ص 104، مدخل «رومة» و ج 2، ص 128، مدخل «الجرف».

6. رک: معجم البلدان، ج 3، ص 64، مدخل «رکوبة».

7. رک: فتح الباری، ج 14، ص 588، کتاب فتن، ب 25.

8. الملاحم، ص 344، ب 46، ح 292.

9. حَرَّه به زمینهای آتشفشانی ای که پُر از سنگهای سیاه و سوخته است، گفته می شود.

10. رک: معجم البلدان، ج 2، ص 213، مدخل «حبس».

11. الصراط المستقیم، ج 2، ص 258، ف 1، با نقل از: عجائب البلدان.

12. شهر کوفه بر ساحل غربی رود فرات قرار گرفته است. نجف در گذشته مکان بلندی نزدیک به 7 کیلومتری غرب کوفه بود که از آن با عنوان «پشت کوفه» یاد می شد، و اکنون، شهری پیوسته به کوفه است. نجف نزدیک به 40 متر از سطح رود فرات بلندتر می باشد، و در وضعیّت عادی، مکانی است که سیل به آنجا نمی رسد.

13. التشریف بالمنن، ص 369، ملحقات، ح 541 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).

14. رک: فتح الباری، ج 14، ص 7- 586، کتاب فتن، ب 25.

پیشگویی حوادث آخرالزمان

www.pishgooei.persianblog.ir

احادیث مبحث «پدیدارشدن آتشی بزرگ در سرزمین حجاز»

2. عن أَبو هریرة، أَنّ رسول اللّه(صلّی الله علیه وسلّم) قال: لاتقوم الساعة حتّى تخرج نار من أَرض الحجاز تضیء أعناق الإبل ببصری (صحیح مسلم، ج 4، ص 2228، کتاب الفتن و أشراط الساعة، ب 14، ح 42).

3. عن عمر بن الخطّاب، أنّه سمع النبیّ(صلّی الله علیه وسلّم) یقول: لاتقوم الساعة حتّى یسیل واد من أودیة الحجاز بالنار تضیء لها أعناق الإبل ببصری (التشریف بالمنن، ص 310، الفتن ‏لأب‍ی ‏یحیی، ب 8، ح 433).

4. عن حذیفة بن اُسَید صاحب النبی(صلّی الله علیه وسلّم)، قال: ... سمعت رسول الله(صلّی الله علیه وسلّم) یقول: لاتقوم السّاعة حتّى تخرج نار من رومان(1) أَو رَکُوبَة(2) یضیء منها أعناق الإبل ببصری (المعجم الکبیر، ج 2، الجزء 3، ص 146، ح 3032).

8. عن عاصم بن عَدِی، قال: لمّا قدم النبیّ(صلّی الله علیه وسلّم) المدینة سأل عن حُبْسُ سَیَل(3)، فبینا أنا یوماً بقبا فی واد إذ مرّ بی رجل من أهل البادیة، فقلت له: أین أهلک یا عبد اللّه؟ فقال: أنزلتهم حبس سیل. فأخذت ثوبی و بغلی، ثمّ انطلقت به إلى رسول اللّه(صلّی الله علیه وسلّم)، فقلت له: هذا من أهل حبس سیل. فقال له: اُخرج أهلک منه، فإنّ الساعة لاتقوم حتّى یخرج منه نار یضیء لها أعناق الإبل ببصرى (الملاحم، ص 344، ب 46، ح 292).

11. أسند الصادق إلى آبائه(علیهم السلام) أنّ علیّاً(علیه السلام) قال: إذا وقعت النار فی حجازکم و جرى الماء بنجفکم، فتوقّعوا ظهور قائمکم (الصراط المستقیم، ج 2، ص 258، ف 1، ناقلاً عن: عجائب البلدان).

13. روی أنّ مولانا زین العابدین علیّ بن الحسین(علیه السلام) وقف علی نجف الکوفة یوم وروده جامع الکوفة، بعد ما صلّی فیه، و قال: هی هی یا نجف، ثمّ بکی و قال: یا لها من طامّة. فسئل عن ذلک، فقال: إذا ملأ نجفکم السیل و المطر، و ظهرت النار بالحجاز فی الأحجار و المدر، و ملکت بغداد التتر، فتوقّعوا ظهور القائم المنتظر (التشریف بالمنن، ص 369، الملحقات، ح 541).

--------------------------------------------------------

1. أقول: الآن لایوجد موضع بهذا الاسم فی بلاد الحجاز، و لیس بمذکور فی کتب الجغرافیا القدیمة و الجدیدة، و لعلّ المراد منه رومة.

رُومَةُ: ... أرض بالمدینة بین الجُرْف و زَغابَة ...، و فیها بئر رومة... (معجم البلدان، ج 3، ص 104، مدخل «رومة»).

2. رَکُوبَةُ: ... و هی ثنیّة بین مکّة و المدینة ... صعبة، سلکها النبیّ(صلّى الله علیه وسلّم) عند مهاجرته إلى المدینة، قرب جبل وَرِقان و قُدْس الأبیض... (معجم البلدان، ج 3، ص 64، مدخل «رکوبة»).

3. حُبْسٌ: ... قال الزمخشری: الحبس، بالضمّ، جبل لبنی قَرّة، و قال غیره: الحبس بین حرّة بنی سُلَیْم و السوارقیّة، ... قال أبو الفتح نصر: ... حَبْس سَیَل، و رواه بالفتح، إحدى حرّتی بنی سُلَیْم، و هما حرّتان بینهما فضاء،کلتاهما أقلّ من میلین، و قال الأصمعی: الحبس جبل مشرف على السلماء لو انقلب لوقع علیهم... (معجم البلدان، ج 2، ص 312، مدخل «حبس»).