شاید برای بسیاری  از ما  که روزها و سالها را پشت سر هم و بدون تغییرات محسوسی گذرانده ایم باور این حقیقت که ممکن است حرکت زمین روزی کند شده و یا از حرکت باز ایستد و یا در جهت عکس خود حرکت کند سخت باشد.


فراموش نکنیم بسیاری از معجزات انجام شده توسط پیامبران الهی به امر خداوند بوده و برای آگاه ساختن و بیدار کردن دلهای مرده بندگانی است که دچار روزمره گی حیات فانی شده و وجود خالق را فراموش و انکار می کنند و خلقت جهان با عظمت و آسمانها را تصادفی خوانده خالق ناظم و مدبر این هستی با عظمت را باور ندارند. بر این اساس بسیاری از معجزات نیاز به تفسیر منطقی ندارند و تلاش ما برای یافتن علل آن بی فایده و نوعی ضعف ایمان است. اگر به خدا و روز رستاخیر و پیامبران الهی و ائمه اطهار اعتقاد داریم باید سخنان آنها را نیز بدون آنکه در آن شک کنیم بپذیریم. در قرآن کریم در باره معجزات پیامبران الهی نمونه های بسیاری ذکر شده است معجزه حضرت ابراهیم در اثبات معاد، و عبور از کوه آتش برای اثبات حقانیت سخنان خود و اینکه پیامبری از سوی خداست. معجزات حضرت موسی ید بیضاء و عصایی که اژدها می شود و شکافته شدن دریا و عبور قوم بنی اسرائیل و جاری شدن 12 چشمه از سنگ با اشاره عصا و نوشیدن از آن و نزول مائده آسمانی و زنده کردن مردگان توسط حضرت عیسی و نفخ روح در مجسمه گلی پرنده و زنده شدن و حرکت او به امر خدا و... همه و همه تنها یک وجه مشترک دارند و آن عدم وجود دلیل منطقی و درک طریق تحقق این معجزات است. این معجزات غیر از عذابهای الهی است که بر اقوام گناهکار پیشین نازل و مجرای طبیعی داشته است و لذا بین این دو تفاوت باید قائل شد. عذابهایی مثل سیل و طوفان نوح و یا زلزله و صیحه آسمانی و آتشفشان و باد صرصر که قوم عاد را نابود کرد اینها شاید دلایل علمی و مجرای طبیعی تحقق داشته باشند ولی معجزات از این امر مستثناء هستند. در حقیقت معجزه از نوع عذاب نیست و برای بشر و نظم آفرینش ضرری ندارد و جدای از عذاب الهی است که بر اساس سنتهای الهی نازل می شود و سبب از بین رفتن اقوام گناهکار می گردد.


در طول تاریخ بسیاری از معجزات و گاه شدیدترین حوادث برای بیداری و تنبیه بشر اتفاق افتاده بدون اینکه حیات بر روی زمین خاتمه یابد. لذا معجزات الهی همواره از مجرای طبیعی و منطقی که عقل ما بتواند آن را درک کند نیست .


هنوز دانشمندان ناسا نتوانسته اند بفهمند چطور ماه شکافته و سپس دوباره جمع شده ولی بر این که در برهه ای از زمان ماه به دو نیم شده و دوباره به هم پیوسته اقرار دارند و تصویرهای گرفته شده از سطح ماه این قول را اثبات می کند. برای اطلاع بیشتر به این لینک مراجه فرمایید:
( معجزه شق القمر و اسلام آوردن یک دانشمند مسیحی)

 

 چنین معجزاتی که حتی بشر با گذشت این همه سال و پیشرفت در علوم فضا و ... نتوانسته دلیلی برای حدوث آن بیابد تنها یک چیز را ثابت می کند . این عالم و نظام هستی خالقی دارد و خالق آن نظم دهنده در آن است و قدرت و علم و اختیار و اراده تصرف در آن را دارد هر چند بسیاری از این امور  قابل درک و فهم برای بشر نباشد و عجز بشر را در تفسیر و توضیح آن به همراه داشته باشد . از جمله این معجزات که در زمان ظهور آخرین منجی و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف روی می دهد ، ایستادن خورشید در آسمان یا به عبارت دیگر توقف حرکت زمین برای مدتی کوتاه و کند شدن حرکت زمین است که در روایات به آن اشاره شده و دانشمندان غربی نیز سعی دارند آن را توجیه نمایند. هر چند توقف حرکت زمین از دید بسیاری از دانشمندان و کارشناسان می تواند به پایان حیات در روی زمین منجر شود ولی اگر به روایات آخر الزمان دقت کنیم می بینیم که این امر معجزه الهی برای کسانی است که هنوز هم نسبت به خالق خود کافر هستند و به صراحت می فرماید که توبه و بازگشت بندگان پس از این واقعه پذیرفته نمی شود .


 

لذا دلیلی وجود ندارد که بگوییم با توقف حرکت زمین حیات خاتمه می یابد و امکان بازگشت حرکت مجدد آن نیست . اگر توقف زمین را معجزه الهی و برای توجه مردم به ظهور آخرین آیه الهی در روی زمین بدانیم آنگاه می توان گفت خالق آسمانها و زمین قادر است زمین را متوقف کرده و دوباره آن را به حرکت درآورد بدون آنکه حیات نابود گردد و یا اتفاق ناگواری بیفتد و اصولا آیا حرکت و گرداندن میلیارها ستاره و سیاره و کهکشان و نظم کیهان برای خالق سخت تر است یا توقف چند ساعته یک سیاره کوچک و بازگرداندن مجدد حرکت آن؟ لذا در مقابل درک عظمت خالق و نظم کیهان درمی یابیم که توقف چند ساعته حرکت زمین به امر خداوند نباید امری سخت و غیر قابل قبول تلقی گردد.


 

لذا در بحث حوادث آخر الزمان نمی توان همواره با دلایل علمی همه آنچه را که اتفاق خواهد افتاد اثبات نمود . بلکه بسیاری از این حوادث سریع وناگهانی و خارج از محاسبه و درک انسان است و از این جهت معجزه اطلاق میشود .

 

 

رسول خدا (صلی­ الله­ علیه­ وآله) می فرماید:

 

زمان ظهور فرا نخواهد رسید تا آنکه خورشید از مغرب خود طلوع کند. هر گاه چنین شود و مردم نیز آن را ببینند، همگی ایمان خواهند آورد. امّا این هنگام، زمانی است که ایمان­ آوردن هیچ کس برایش سودمند نخواهد بود. ( الإشاعة لأشراط الساعة، ص ۲۴۹، ب ۳.).


 

امام باقر (علیه­ السلام) فرمود:

 

پیش از قیام قائم (علیه­ السلام) مردم به وسیلۀ آتشی که در آسمان آشکارمی شود و سرخی ­ای که آن را فرا می گیرد، از گناهانشان بازداشته می شوند. الإرشاد، ج ۲، ص ۳۸۷.

 

 

هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی‏آور در مشرق طلوع می‏کند. نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (علیه‏السّلام)، آن گاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون و همراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پس هر گاه آن را دیدید، از شرّ فتنه‏ها به خدا پناه برید.طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس ]بنی‏ عبّاس[درنگ نمی‏کنند(دوام نمی آورند) [جز زمانی کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود الفتن، ص 148، جزء ۳، ح 607

 

 

 نکته دیگر اینکه باید قبول کنیم که ما در دوره ظهور و آخر الزمان قرار داریم . یعنی بسیاری از بی نظمی های طبیعت زمینه ای برای پایان حیات در روی زمین نیز می باشد و برپایی قیامت پس از قیام قائم اتفاق خواهد افتاد و چنانچه در آیات قرآن دقت نماییم می بینیم که یک چهارم آیات آن متعلق به معاد و هشدار در باره آن است و از این زاویه همه این وقایع برای آگاهی و بیداری و بازگشت بندگان از گناهان و توبه آنان به در گاه حق بوده تا قبل از دیر شدن و از دست رفتن فرصت به فطرت الهی و پرستش خدای یکتا روی آورند. لذا اصرار و انکار برخی مبنی بر اینکه امکان توقف زمین و یا ظهور ستاره سرخ رنگ وجود ندارد و یا طلوع خورشید از مغرب توجیه پذیر نیست و یا امکان نابود شدن دو سوم جمعیت بشر امکان پذیر یا عادلانه نیست، اینها ناشی از ضعف ایمان و عدم اعتماد و اعتقاد به قدرت خالق است و از سویی دیگر نشانه عدم قبول و ایمان به نزدیکی قیامت است در حالیکه آیات قرآن دلالت اکید بر نزدیکی قیامت دارند. خداوند به صراحت در قرآن در آیات متعددی هشدار داده در صورت عدم رعایت تقوا و پرهیز از گناهان و ایمان به پیامبران الهی سنت از بین رفتن کافران و طغیانگران اجرا خواهد شد و این کار برای خدا سخت نیست و تعارفی هم ندارد. سنتی قطعی است و سنتهای الهی تغییر نمی کند.

 


إِن یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ أَیُّهَا النَّاسُ وَیَأْتِ بِآخَرِینَ وَکَانَ اللّهُ عَلَى ذَلِکَ قَدِیرًا – سوره نساء ایه 132

 

اى مردم ! اگر خدا بخواهد همه شما را از میان برمی  دارد ، و گروه دیگرى را [ به جاى شما ] می  آورد ; و خدا همواره بر این کار تواناست

 .

 

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحقِّ إِن یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَیَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ * وَمَا ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِیزٍ*سوره ابراهیم آیه 19-20

 

[ اى انسان ! ] آیا [ به طور قطع و یقین ] ندانسته اى که خدا آسمان ها و زمین را بر پایه درستى و راستى و نظم و حساب آفرید ؟ اگر بخواهد شما را از میان می  برد ، و خلقى جدید می  آورد . « 19» و این [ کار ] بر خدا دشوار و گران نیست

 .

 

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ- سوره مائده آیه 54

 

اى اهل ایمان ! هر کس از شما از دینش برگردد [ زیانى به خدا نمی  رساند ] خدا به زودى گروهى را می  آورد که آنان را دوست دارد ، و آنان هم خدا را دوست دارند ; در برابر مؤمنانْ فروتن اند ، و در برابر کافرانْ سرسخت و قدرتمندند ، همواره در راه خدا جهاد می  کنند ، و از سرزنش هیچ سرزنش کننده اى نمی  ترسند . این فضل خداست که به هر کس بخواهد می  دهد ; و خدا بسیار عطاکننده و داناست .

 

 

یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ * إِن یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَیَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ * وَمَا ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِیزٍ * سوره فاطر ایات 15-17

 

اى مردم ! شمایید نیازمندان به خدا ، و فقط خدا بى نیاز و ستوده است . « 15» اگر بخواهید شما را از بین می برد و آفریده تازه اى می آورد . « 16» و این کار بر خدا دشوار نیست ،

 

 

همچنین آیات نزدیکی قیامت و توصیف ان در قرآن بسیار زیاد است که ذکر آن نیازمند نگاشتن کتابی مفصل است و لذا تنهابه ذکر این نکته اکتفا می کنیم که باید قبول کنیم که در دوره ما ظهور و قیامت رخ خواهد داد و ما " نسل آخر الزمان " بوده و پیامبری پس از نبی گرامی اسلام نازل نخواهد شد و حیات قومی جدید تا روز قیامت در زمین وجود نخواهد داشت.  دوره بعد از ظهور را قیامت صغری و حد فاصلی تا قیامت کبری می دانند. مدت زمان قیامت صغری و تاریخ قیامت کبری را تنها خدا می داند و از آیات قرآن چنین استنباط می شود که قیامت با توجه به عمر زمین و سابقه حیات انسان بر روی آن بسیار نزدیک است. از نزول قرآن اندکی بیش از 1400 سال می گذرد و این را با عمر کون که 13 میلیارد سال می باشد و یا با ظهور اولین نسل انسانها در زمین که بین 2 تا 3 میلیون سال است مقایسه کنید.

 

 

 

طولانی شدن روز و ماه و سال در هنگام ظهور و بعد از آن

 

 

 

اقتربت الساعة و انشق القمر *فتول عنهم یوم یدع الداع الی شئ نکر

 

(قمر: 1 و6).

 

«آن ساعت نزدیک آمد و ماه آسمان شکافته شد. پس از آنان روی بگردان تا روزی که ندا کننده ای خلق را به عالمی حیرت آور و هول انگیز دعوت کند».

 

 

 

در حدیثی آن ساعت را خروج حضرت مهدی(ع) دانسته که مردم را به آئینی فرا می خواند که آن را منکر و ناشناخته می دانند و باور نمی کنند که آئین اسلام باشد.

 

 

امام صادق(ع) برخی از ویژگیهای آئین اسلام در آن زمان را این گونه برمی شمارد:

 

وقتی حضرت قائم قیام کند، به جانب کوفه رهسپار می شود و چهار مسجد را در کوفه ویران می سازد[چرا که با موازین اسلام همخوان نیستند] و در روی کره زمین مسجدی که دارای اشراف و بالکن باشد، باقی نخواهد ماند جز این ویران می سازد و آنها را بدون صاف و مستوی[بدون بالکن و اشراف] می سازد، راههای بزرگ را توسعه می بخشد و همه چیزهایی که از دیوارها به کوچه و خیابان موجود است، از قبیل بالکن، ناودان و... دستور می فرماید برچیده شوند، همه بدعت ها را از بین می برد و همه سنت ها را تجدید می فرماید شهرها و کشورهای قسطنطنیه، چین و کوهستانهای دیلم را می گشاید، و هفت سال این گونه حکم می راند که هر سالی برابر ده سال از سالهای معمولی است. سپس آنچه خدا خواهد انجام می دهد.


 

راوی خبر می پرسد: فدایت گردم چگونه سالها طولانی می شود[و یک سال به اندازه ده سال خواهد گشت] فرمود: خداوند متعال فرمان می دهد فلک درنگ و حرکت را کند گرداند از این رو روزها و سالها طولانی خواهند گشت.

 

 

ابو بصیر که راوی خبر است، باز می پرسد: آنان می گویند فلک اگر تغییر کند[و از حرکت معمولی باز ایستد یا کند شود]، از بین خواهد رفت؟ فرمود: این سخن زندیقان است، اما مسلمانان چنین راهی را نخواهند پیمود و حال آن که خداوند متعال ماه را برای پیامبر(ص) شکافت و قبل از آن خورشید را برای یوشع بن نون برگرداند، از همه بالاتر، خبر داد به طولانی بودن روز قیامت روزی که برابر هزار سال از سالهای معمولی مردمان است. (1)

 

 

 

تایید سخن از دیدگاه دانش روز



 

1 - طولانی شدن روز و سال در زمان ظهور حضرت مهدی(ع) از دیدگاه دانش روز با مشکل روبه رو نخواهد بود، بلکه دانش جدید آن را تایید می کند.


 

ما در این راستا با توجه به این که نیروی جاذبه(گرانش عام) در همه اجرام آسمانی و اجسام عنصری و زمینی کارگر و مؤثر است، به نیروی جاذبه ماه و تاثیر آن بر آب دریاها، خاک و خشکی ها و ایست دادن به کره زمین اشاره خواهیم داشت.


 

از دیر باز مردم روزگاران می دانستند میان طلوع و غروب ماه و برآمدن و فرونشینی آب دریاها بایستی رابطه ای وجود داشته باشد، اما چگونگی آن را نمی دانستند تا این که:


 

نابغه بزرگ جهان دانش «اسحاق نیوتون » برای نخستین بار بر این معما دست یافت و چگونگی پیدایش آن را به درستی بیان داشت.


 

پدیده کشنده(جزر و مد) اساسا زاییده نیروی جاذبه کره ماه است، بدیهی است دریاها در مقایسه با خشکی های زمین از قابلیت انعطاف و نرمی بیشتری برخوردار بوده و بالطبع در برابر نیروی کشش ماه کمتر ایستادگی می کنند، به همین مناسبت توده های آب در زیر پای ماه انباشته می گردند و پدیده ای را به نام «برکشند» ایجاد می کنند.


 

همزمان با «برکشند» رو به ماه، «برکشند» دیگری در آن سوی کره زمین ایجاد می گردد بدین سان که آبهای آن سوی کره زمین که از ماه بدورند، کمتر متاثر گردیده و به اصطلاح عقب می مانند و آب توده عظیمی را ایجاد می کنند، لذا روزانه هر نقطه از سطح دریا دوبار دستخوش برکشند و دو بار هم دستخوش «فروکشند» می گردد.


 

بنابراین، به طور متوسط فاصله(زمان) بین دو جزر و مد متوالی 12 ساعت و 5/25دقیقه است، درست نصف زمانی که طول می کشد، تا ماه ظاهرا یک دور کامل دور زمین بپیماید یعنی 24 ساعت و 51 دقیقه.


 

جزر و مد همراه با حرکت ظاهری ماه از افق شرقی ناظر، به سمت افق غربی او پیش می روند.

 

اثر جاذبه خورشید در جزر و مد نسبت به ماه از درجه دوم اهمیت برخوردار است، زیرا فاصله آن بیشتر(فاصله خورشید از زمین یکصد و پنجاه میلیون کیلومتر) است، از این رو نسبت نیروی مولد جزر و مد خورشید تنها حدود7درصد(7%) نیروی ماه است.


 

وقتی که نیروهای مولد ماه و خورشید هماهنگ عمل می کنند، مثلا هنگام ماه نو که هر دو در یک طرف زمین هستند، جزر و مدها در حداکثر خود هستند و به نام جزر و مد 2بهاری یا «مهکشند» (Sprinq tide) نامیده می شود، حد دیگر وقتی است که خورشید و ماه باهم زاویه 900 درجه (تربیع) می سازند در این هنگام جزر و مد را به حد اقل و به جزر و مدهای خفیف یا «کهشکند» (Iveap tide) مبدل می سازند.


 

نزدیکی ماه نیز تاثیری در ارتفاع جزر و مد دارد، هنگامی که ماه در حضیض زمینی قرار دارد نیروی مولد جزر و مد آن به اندازه 20% بیش از حد عادی است.


 

جاذبه ماه سبب می شود علاوه بر آماسیدن آبهای کره زمین خشکی ها نیز دستخوش تورم گردند که در مقایسه با آماس آبها نامحسوس است.


 

نیروی حاصل از جاذبه ماه و لنگری که از جانب انباشته شدن آبها به وجود می آید، سبب می شوند چرخش محوری زمین به آرامی ایست(ترمز) کند و بدین سان بر طول شبانه روز زمینی می افزایند.


 

بررسی خطوط رشد و نمو سنگواره های مرجانی بیانگر آن است که در 350 میلیون سال پیش طول شبانه روز حدود سه(3) ساعت کوتاهتر از شبانه روز کنونی بوده و طول سال خورشیدی به چیزی حدود 400 روز بالغ می گردیده است.

 

بررسی هایی که از روی سوابق بجا مانده از کسوف و خسوف های گذشته به عمل آمده، نشان می دهد که روند افزایش طول روزهای زمینی 0016% ثانیه در هر قرن است. (2)


 

2 - کسی که این نیروی بنیادین و زیربنایی را به نام جاذبه در سرتاسر این نظام اعم از جسمانی، جرمانی و کیهانی به ودیعه نهاده است و شاید این آیه(چنان که برخی از مفسران برآنند) به آن اشاره داشته باشد:

 

(الله الذی رفع السموات بغیر عمد ترونها ثم استوی علی العرش و سخر الشمس و القمر کل یجری لاجل مسمی...)(رعد: 2).


 

«خدا است آن ذات پاکی که آسمانها را بدون ستون برافراشت و شما آن را ملاحظه می کنید آنگاه با کمال قدرت عرش را در خلقت بیاراست و خورشید و ماه را مسخر اراده خود ساخت که هرکدام در وقت خاص و مدار معین به گردش آیند».

 

 

چنین خدایی قدرت دارد پریود روزانه و سالیانه(حرکت وضعی و انتقالی) کره زمین را کاهش دهد یک دور گردش وضعی زمین را ده برابر کرده به 240 ساعت برساند و یک دور گردش سالیانه زمین در مدار خود را ده برابر کرده یعنی کره زمین که در هر ثانیه سی(30) کیلومتر حرکت می کند، به 3 کیلومتر کاهش دهد از این رو امام صادق(ع) برای رفع تعجب از ابوبصیر می فرماید:

 

 

آنگونه که ماه برای رسول خدا شکافته شد[روایات در این باره از سنی و شیعه به سرحد یقین و تواتر است] و پیش از آن خورشید بر یوشع بن نون باز گشت[به احتمال قوی به مقدار چند ساعت کره زمین در حرکت وضعی خود از راست به چپ (غرب به شرق) برگشته باشد]، چنان که امروزه منجمان ناهید(زهره)شناس معتقدند حرکت وضعی ناهید از شرق به غرب یعنی برخلاف حرکت وضعی زمین است، از این رو در زهره خورشید از مغرب طلوع و به مشرق غروب می کند، پس خداوند قادر است که چنین حرکتی را ظرف چند ساعت برای کره زمین در زمان یوشع بن نون پدید آورد. و از همه مهمتر روز قیامت است که قرآن در باره مقدار آن می فرماید:

 

 

(...و ان یوما عند ربک کالف سنة مما تعدون)(حج:47).

 

«همانا یک روز نزد خدا چون هزار سال به حساب شماست ».

 

 

و می فرماید:

 

(یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنة مما تعدون)(سجده: 5).

 

«او امر عالم را به نظام احسن و اکمل از آسمان تا زمین تدبیر می کند سپس روزی که مقدارش به حساب شما بندگان هزار سال است، باز به سوی خود بالا می برد».

 

 

 

3 - ایستادن آفتاب


 

نوشته سید اسماعیل عقیلی را می توان تایید دیگری دانست بر فرمایش امام صادق(ع) یعنی بربازگشت خورشید، که ما به تعبیر دیگر بازگشت حرکت وضعی زمین دانستیم، وی در باب علائم ظهور نوشته است: از آن علایم ایستادن آفتاب است در وسط آسمان از اول ظهر تا وقت عصر بدون آن که حرکت نماید، و این دلیل است بر تغییر حرکت افلاک (3) مورخان و محدثان این سخن را ذیل آیه نوشته اند:


 

(ان نشأ ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین)(شعراء:4).

 

«ما اگر بخواهیم از آسمان نشانه و آیت قهری نازل گردانیم تا همه بر آن گردن نهند و خاضع شوند».

 

 

ابوبصیر گوید: از امام صادق(ع) درباره این آیه شنیدم فرمود: به زودی خداوند درباره آنان چنین خواهد گرد گفتم: اینان چه کسانی می باشند؟ فرمود: بنی امیه و یارانشان می باشند، گفتم آن نشانه و آیه چیست؟ فرمود: ایستادن خورشید بین اول ظهر تا وقت عصر و خارج شدن و پدیدار گشتن یک صورت تا سینه شخصی -که حسب و نسب او شناخته شده است- در خورشید، این پدیده در زمان سفیانی واقع شود در این هنگام سفیانی و دار و دسته او به هلاکت خواهند رسید.

 

 

 

سابقه معجزه "رد الشمس " یا "ایستادن آفتاب "


 

همانطور که در حدیثی در بالا آمده است ، معجزه "رد الشمس " یا توقف آفتاب که همان توقف حرکت وضعی زمین و چرخش برعکس آن است پیش از این نیز اتفاق افتاده و از آن به عنوان معجزه ای از باب کرامت برای سه وصی الهی ، حضرت سلیمان و حضرت داود و امام علی (علیهم السلام اجمعین) یاد می کنند . در حدیثی معتبر از ابن عباس در شهر آشوب روایت شده است که " رد الشمس" در سه موضع اتفاق افتاده و برای سه نفر نخست سلیمان نبی وصی داود پیامبر و در ذیل آیه شریفه " وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَیْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ * إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِنَاتُ الْجِیَادُ * فَقَالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَاب* رُدُّوهَا عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالأَعْنَاقِ " آمده است  که در زمانی که حضرت سلیمان برای آماده سازی اسبهای جهاد ، نماز عصر از او فوت شد و خداوند آفتاب را بازگرداند تا ایشان نمازش را ادا نماید. و دوم بار در زمان حضرت موسی که یوشع ، وصی موسی علیه السلام بود در نبرد با جبارین هنگامی که به وقت غروب جمعه نزدیک می شد از آنجایی که قتل و نبرد در روز شنبه حرام بود معجزه " رد الشمس " اتفاق افتاد تا یوشع توانست بر جبارین غلبه کند.

 

 

در احادیث مکرر و معتبر نیز آمده که رد الشمس در دو موضع برای امام علی علیه السلام رخ داده . یک بار در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه وآله و بار دوم در جنگ صفین. برای آگاهی بیشتر به این لینک مراجعه نمایید

 

 

 

 نکته قابل ذکر در اینجا این است که معجزه " رد الشمس " یا " حبس الشمس" یا " ایستادن آفتاب " که پیش از این نیز اتفاق افتاده موجب نابودی کره زمین نگردیده و بر هم خوردن نظم طبیعت نگشته است و معجزه ای الهی برای انجام امری الهی و نشانه کرامت سه نفر از اوصیای الهی بوده است و در روایات عصر ظهور ، وقوع مجدد آن قبل از ظهور به عنوان معجزه برای ایمان آوردن مردم تاکید شده است و ظهور معجزه، نزول عذاب الهی نیست بلکه یکی از روشهای هدایت بندگان است و از موضع رحمت الهی است و نه عذاب . عذاب وقتی نازل می شود که رسول یا نبی یا امام مردم را به راه حق دعوت نمایند و معجزه را دیده باشند و باز از ایمان به خدای یکتا و پیروی از دستورات او سرپیچی نمایند.

 

 

 

امام صادق(ع) فرمود: پیش از ظهور حضرت مهدی(ع) پنج نشانه واقع می شود:

 

 

1 - صیحه آسمانی، آن حضرت در مکه داخل می شود و در جانب خانه کعبه ظهور می نماید و چون آفتاب بلند شود، قبل از آن منادی ندا کند که همه اهل زمین و اسمان بشنوند و بگوید: ای گروه خلایق آگاه باشید که این مهدی آل محمد است. او را به نام و کنیه جدش رسول خدا(ص) یاد نماید و در این باره این آیه نازل شد: (ان نشا ننزل علیهم من السماء...).

 

 

2 - سفیانی: او از بیابان بی اب و علف واقع میان مکه و شام خروج کند، سفیانی مردی است بد صورت، آبله رو، چهارشانه، ازرق چشم و نام او «عثمان بن عنبسه » و از فرزندان یزید بن معاویه است، او شهرهای دمشق، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین را به تصرف خویش آورد....

 


3 - فرو رفتن لشگر سفیانی، در بیابانی بین مکه و مدینه، نیروهای او در این محور به سیصدر هزار نفر می رسند، و سرانجام خود او به دست لشگریان حضرت مهدی(ع) در بیت المقدس کشته خواهد گشت.


 

4 - قتل نفس زکیه، و آن پسری است از آل محمد(ص) که بین رکن و مقام شهید می شود.

 

 

5- یمانی: خروج یمانی از یمن اتفاق می افتد. در پاره ای اخبار وارد شده که یمانی و خراسانی و سفیانی در زمان واحد خروج خواهند نمود یعنی در یک روز و یک ماه و یک سال و در میان این سه نفر از یمانی هدایت کننده تر نیست وی خلایق را به سوی حق دلالت می کند. (4)

 

 

 

پی نوشتها:

 

1) تفسیر نورالثقلین، ذیل قمر، 1،6 - بحارج 52، ص 333،337و339.

 

2) پاتریک مور (patrick Moore) گری هانت (Garry unt) اطلس منظومه خورشیدی، برگردان عباس جعفری، ص 94، و بعد، نشر سازمان گیتاشناسی، تابستان 1374ش.

 

مایردگانی، نجوم به زبان ساده 2/186 وجد ترجمه محمد رضا خواجه پور، نشر گیتاشناسی،1363ش.

 

مبانی نجوم، تالیف اتواستروو (Otto Struve) بورلی لیند، هلن پیلانس، برگردان حسین زمردیان، بهروز حاجبی، ص 37 و بعد، نشر دانشگاه تهران، 1364ش.

 

3) کفایة الموحدین، سید اسماعیل نوری عقیلی، مقاله رابعه، در بیان بعضی از علائم ظهور- منتهی الآمال، محدث قمی، فصل 7، در بعضی از علامات ظهور - تفسیر نورالثقلین ذیل سوره شعراء.

 

4) مدرک قبل. 

 

 

منابع مقاله:

مجله درسهایی از مکتب اسلام، شماره 9 (78)، زمانی قمشه ای، علی؛