ترجمه ای قلم سوزلرونده اثر یوخ

ای قلم در حرفهایت اثری نیست

برای من از اشنا یک خبر نیست


ای خدا این جمعه هم امد و رفت

از یوسف فاطمه هم خبری نیست


پروانه ها سوختند در پایان عصرشمع

از جدایی دلها همه خون شد


در شان رتبه بی همتایی

و ازهر زیبا زیباتری ای اقا


چه کسی میگوید جدایی انسان را دردمند نمیکند

صبر عاشق را لبریز نمیکند


ای چشمهایم دلتنگ نشوید و به راه همچنان نگاه کنید

چرا که همیشه افتاب پشت ابر نمی ماند


در شان رتبه بی همتایی

و ازهر زیبا زیباتری ای اقا


غنچه ها تا چه اندازه پرپر شوند؟

و مگذار قلبهای منتظران خون شود


این جمعه امد تو نیامدی

روزها را می شمارم تا جمعه دیگر شود


در شان رتبه بی همتایی

و ازهر زیبا زیباتری ای اقا


ای صفایی بر فراقش صبر کن

تا بار دیگر مسیرمان به سوی عراق افتد


که قلبها از غصه ات داغدار شده است

این را برای کسانی میخوانم که کربلا را ندیده اند


ای امام زمان بیا و رحم کن

ای امام زمان بیا و رحم کن


ای امام زمان بیا و رحم کن

التماس دعا
یا مهدی فاطمه