قصه زندگی او قصه ای دور و دراز بود، قصه درد و رنج و...

حرف اول و آخر قصه ها این بوده که فقط آسمان و دریا همیشه و جاودانی بوده؛ تو هم دریایی و هم آسمان

وقتی که نیستی دل می شه خرمن کاه و تو می شی آتش دل

حتی اگر بیارند یوسف مصری به بازار، نیستیم غیر تو را خریدار

دلم بی همدم است چون کوه الوند

بسیار دیده و گفته بود که ماه و ستاره و خورشید مرده اند و بازگشته اند ولی...

...و ناگهان یک بار این قصه درهم ریخت