نشانه ظهور در کلام امام زمان (عج)

 

 

 

مرحوم علامه مجلسی از یمامی نقل کرده است که گفت : از پسر خواهر ابوبکر بن نخالی عطار که عارف یا صوفی مسلک بود پرسیدم:

هفده سالی که در سفر بودی چیز عجیبی ندیدی که نقل کنی؟ او گفت: زمانی که وارد اسکندریه شدم در کاروان سرایی اطراق کردم. در آن جا مسجدی بود که نماز جماعت در آن برگزار می شد.جوانی را می دیدم که هر روز  دیر می آید پشت سر امام جماعت نماز می خواند و زود می رود و با مردم هم صحبت نمی شود.

به خاطر هیبتی که داشت از او خواستم اجازه دهد که من در خدمتش باشم.

آن جوان فرمود:

می تونی با من باشی .پس از مدتی که در خدمتش بودم و او با من انس گرفت پرسیدم تو کیستی؟

آن حضرت فرمود:

منم صاحب حق صاحب الزمان - عجل الله تعالی فرجه الشریف -

عرض کردم :پس چه زمانی ظهور می کنی ؟ آن حضرت فرمود:

این روزها زمان ظهور من نیست.

راوی می گوید : از این پس همچنان در خدمتش بودم و او بر طبق معمول به نماز حاجت حاضر می شود . تا اینکه روزی فرمود:

می خواهم به مسافرت بروم.

عرض کردم : اجازه بفرمایید من هم همراهتان بیایم.

ایشان اجازه دادند و من به همراه ایشان به مسافرت رفتیم . در یکی از روزهای سفر از ایشان پرسیدم : مولای من !

پس جریان حکومت تو کی آشکار می شود ؟ و در چه زمانی ظهور خواهی کرد ؟ آن حضرت فرمود :

نشانه ظهور من آن است که هرج و مرج و آشوب و بی نظمی و فتنه و فساد زیاد می شود . در آن زمان من به مکه می آیم و وارد مسجد الحرام می شوم . در حالی که مردم از بزرگان خود و از عاقلان قوم خود می خواهند و می گویند حال که هر چه منتظر ماندیم امام زمان (عج) ظهور نکرد.پس امامی را انتخب کنند . و از هر طرف فریادی بلند است .رهبر و امامی انتخاب کنید و مشاجره بالا می گیرد.در این زمان شخصی از جا برمیخیزد و نگاهش به چهره من می افتد و فریاد می زند : ای مردم به این شخص نگاه کنید . این مهدی است !و همه می آیند و دستم را می گیرند و من را بین رکن و مقام قرار می دهند و مردم پس از آن همه سرگردانی و یأس و ناامیدی با من بیعت می کنند.( الغیبة للطوسی : ۳۰۲ ؛بحارالانوار ۵۱ :۳۲۰ )

    

 

/ 0 نظر / 19 بازدید