ما از کدام دسته ایم؟!

 

چه حس عجیبی است آقای من مولای من و ای تدبیر کننده بر امور جهان به عنوان نماینده و ولی خداوند . چقدر برای ما افتخار است که شما امام مسلمانان و شیعیان هستید نه به این معنا که فقط امام ما باشید که امام و رهبر تمام موجودات عالم می باشید بلکه چه افتخاریست که ما پیرو شما و از شیعیان شما هستیم، چقدر دلم میگیرد زمانی که احساس می کنم در آن روز مقرر چگونه عمل خواهم کرد . رو سفید یا رو سیاه و شرمنده خواهم شد. با خود فکر می کنم مولای من 313 مرد که در میانشان زنان نیز حضور دارند زنانی که شیرزنان زمانند در میانشان رجعت کنندگان، اینان از فرماندهان شما می باشند . سپاه شما میلیون ها عاشقی است که این 313 نفر آنها را سرپرستی خواهند نمود خوشا به حال هر دو گروه اما ما کجای این قافله خواهیم بود، بعضی ها شعرهایی می گمویند که زنده اش نشان سستی ایمان و عقاید است نشان از خیانت به شماست از سوی کسانی که می گویند بیایید در این اشعار می گویند نیا نیا و می ترسم بیایی وعاشورایی دیگر تکرار شود. نمی دانم مولای من دلم پر است از دلتنگی های جمعه ها ی منتظر و سحر که نزدیک است با شنیدن این اشعار و گفته ها می مانم که بیایی یا نیایی که من منتظرم  و متظاهر؟! بسیار فکر می کنم از زمانی که این جملات را شنیده ام جدالی در وجودم غوغا می کند و مرا بیش از پیش در حسرت دیدارتان قرار می دهد و سپس به جامعه نگاه می کنم جامعه هم چیزی نیست جز من ومن های دیگر که با هم شده ایم این جامعه شیعه منتظر بعد می گویم اللهم عجل لولیک الفرج و با خودمی گویم خدا تو آگاه هستی به آنچه می گویم خواسته ام و نیت ام را از شروسوسه های شیطان در امان بدار و بی درنگ می گویم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم...

براستی باید مراقب باشیم در کدام گروه خواهیم بود می دانم روز مقرر روز سختی است پس باید بدانم که در همه حال متصل به اراده وخواست خدا و خود را در پناه خداوند قرار دهم شیطان هر لحظه در کمین است یا امام زمان روحی ارواحنا فدا می خواهم اگر در زمره 313 نفر نبودم در زمره یارانتان باشم از صمیم قلب و در نیتم به خدا پناه می برم از شر شیطان رانده شده ان شاالله باشد که شما بیائید و ما هیچ وقت حتی به سهو هم نگوییم نیا نیا و یا می ترسم که بیایی چرا نباید آنچنان باشم که بگویم بیابیا. گل نرگس نمی تسم مولا جان فدای شما خواهم کرد جانم را بیا که بی تو صفایی ندارد این جهان. بیائیم منتظر نمانیم که دیگران حتما منظر باشند اول خودمان باشیم خودمان را اصلاح کنیم و اگر توانستیم خود را تربیت کنیم این خودها  در کنار هم که قرار بگیریند جامعه عاشق و منتظر را تشکیل خواهند داد و چقدر سخت است مرد شدن و چه سخت تر در مردی غّره نشدن و مرد ماندن...

به امید روزی که از دیروزش پیشی گرفته باشد...

/ 0 نظر / 14 بازدید