سیزده زنی که به هنگام ظهور قائم آل محمد(ٌص) زنده میشوند

در منابع معتبر اسلامى نام سیزده زن یاد مى ‏شود که به هنگام ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم زنده خواهند شد ودر لشکر امام زمان به مداواى مجروحان جنگى وسرپرستى بیماران خواهند پرداخت.

طبرى در دلائل الامامة، از مفضل بن عمر نقل کرده که امام صادق فرمود: همراه قائم (آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم) سیزده زن خواهند بود. گفتم آنها را براى چه کارى مى‏خواهد؟

فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بیماران را به عهده خواهند گرفت. عرض کردم: نام آنها را بفرمایید.

فرمود: قنواء، دختر رشید هجرى، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه، مادر عمار یاسر، زبیده ام خالد احمسیّه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنّیه.(2)

صیانه ماشطه در زمان حضرت موسى مى ‏زیسته است و مادر عمار یاسر در ابتداى بعثت به شهادت رسید. حبابه در زمان على علیه السلام وقنواء در زمان امام حسن وامام حسین علیه السلام وبقیه در زمان‏هاى دیگر زندگى مى ‏کرده ‏اند.

این گروه سیزده نفرى رجعت خواهند کرد وخداوند براى قدردانى از آنها، به برکت امام زمان آنها را زنده خواهد کرد.

در این روایت امام صادق علیه السلام از آن سیزده زن فقط نام نه نفر را یاد مى‏کند. در کتاب خصایص فاطمى(3) به نام نسیبه، دختر کعب مازینه، ودر کتاب منتخب البصائر به نام وتیره وأحبشیه اشاره شده است.(4)

جز این سه نفر، نام دیگرى به میان نیامده است.

زنان سرافراز

اینک به اختصار به شرح حال برخى از زنان نامبرده اشاره مى ‏کنیم.

1. صیانه ماشطه

او یکى از همان سیزده بانویى است که در دولت حضرت مهدى علیه السلام زنده شده، به دنیا باز مى ‏گردد. وى همسر حزقیل، پسر عموى فرعون، وشغلش آرایشگرى دختر فرعون بود. او همانند شوهرش به پیامبر زمان خود، حضرت موسى، ایمان آورده بود امّا همچنان ایمان خود را پنهان مى ‏کرد.

نوشته ‏اند: روزى وى مشغول آرایش دختر فرعون بود که شانه از دستش افتاد وبى اختیار نام خدا را بر زبان جارى ساخت. دختر فرعون گفت: آیا نام پدر مرا بر زبان آوردى؟ گفت: نه، بلکه نام کسى را بر زبان آوردم که پدر تو را آفریده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو کرد وفرعون صیانه را احضار کرد وگفت: مگر به خدایىِ من اعتراف ندارى؟ گفت: هرگز! من از خداى حقیقى دست نمى ‏کشم وتو را پرستش نمى ‏کنم.

فرعون دستور داد تا تنور مسى برافروزند وهمه بچه‏ هاى آن زن را در حضورش در آتش افکنند. چون نوبت به طفل شیرخوارش رسید صیانه مى ‏خواست به ظاهر از دین برائت جوید که کودک شیرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر کن که تو بر حق هستى! فرعونیان آن زن وبچه شیرخوارش را در آتش افکنده، سوزاندند وخداوند در اثر صبر و تحمل آن زن در راه دین، او را در دولت امام مهدى زنده مى ‏گرداند تا هم به آن حضرت خدمت کند و هم انتقام خود را از فرعونیان بگیرد.

2. سمیه، مادر عمار یاسر

وى هفتمین نفرى بود که به اسلام گروید وبدین سبب دشمن سخت به خشم آمد وبدترین شکنجه ‏ها را بر او روا داشت.(5)

او وشوهرش یاسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آنها را اجبار کرد که پیامبر خدا را دشنام دهند، امّا آنها حاضر به چنین کارى نشدند. او نیز زره آهنى به سمیه و یاسر پوشانید و آنها را در آفتاب سوزان نگه داشت. پیامبر که گاه از کنارشان عبور مى ‏کرد آنها را به صبر ومقاومت سفارش مى ‏نمود ومى ‏فرمود: (صبراً یا آل یاسر فان موعدکم الجنة): اى

خاندان یاسر، صبر پیشه سازید که وعده گاه شما بهشت است. سرانجام ابوجهل بر هر یک ضربتى وارد ساخت و ایشان را به شهادت رساند.(6)

خداوند این زن را به پاداش صبر ومجاهدتى که در راه اعتلاى اسلام نشان داد وبدترین شکنجه را از دشمن خدا تحمل کرد، در ایام ظهور مهدى آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم زنده خواهد نمود تا تحقق وعده الهى را ببیند و در لشکر ولىّ خدا به یاوران آن حضرت خدمت کند.

3. نسیبه، دختر کعب مازنیه

او معروف به ام عماره واز زنان فداکار صدر اسلام است که در برخى از جنگهاى پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم شرکت جسته و مجروحان جنگى را مداوا کرده است. او در جنگ احد بهترین نقش را ایفا کرد. با دیدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پیامبر به دفاع از جان شریف پیامبر پرداخت و در این راه بدنش زخمهاى فراوان برداشت.

پیامبر عزیز این فداکارى را ستود و به فرزندش عماره چنین فرمود: امروز مقام مادر تو از مردان جنگى والاتر است.(7)

پس از فروکش کردن جنگ، نسیبه با سیزده زخم(8) سنگین به همراه دیگر مسلمانان به خانه برگشت وبه استراحت پرداخت. با شنیدن فرمان پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم که فقط مجروحان جنگ باید به تعقیب دشمن بشتابند، نسیبه از جاى برخاست وآماده رفتن شد، امّا به علت شدت خونریزى نتوانست شرکت کند. همین که پیامبر از تعقیب دشمن برگشت، پیش از آنکه به خانه برود، عبدالله بن کعب مازنى را براى احوالپرسى نسیبه وسلامتى وى به نزد او فرستاد وچون از سلامتى وى آگاه گشت شادمان موضوع را به پیامبر خبر داد.(9)

نسیبه از کسانى است که براى یارى امام مهدى علیه السلام زنده خواهد شد.(10)

4. امّ ایمن

از زنان پرهیزکار وخدمتکار حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم است. پیامبر به او مادر خطاب مى ‏کرد ومى ‏فرمود: (هذه بقیة اهل بیتى):(11) این زن، باقى مانده ‏اى از خاندان من است. وى همواره در کنار زنان مجاهد، در جبهه جنگ به مداواى مجروحان مى ‏پرداخت.(12)

ام ایمن از شیفتگان خاندان امامت بود که در ماجراى فدک، حضرت زهرا علیه‏السلام او را به عنوان شاهد معرفى کرد. وى پنج یا شش ماه پس از پیامبر از دنیا رفت.(13)

خداوند به برکت مهدى آل محمد علیه السلام به هنگام ظهور، او را زنده مى‏گرداند تا در لشکر گاه امام به خدمت گماشته شود.

5. امّ خالد

در روایت دو بانو بدین نام مشهور شده ‏اند: ام خالد احمسیه وام خالد جهنّیه. شاید مقصود ام خالد مقطوعة الید (دست بریده) باشد که یوسف بن عمر، پس از به شهادت رساندن زید بن على بن الحسین در کوفه، دست او را به جرم شیعه بودن قطع کرد. در کتاب رجال کشّى درباره شخصیت ومقام این زن فداکار از امام صادق علیه السلام مطلبى ذکر گردیده که حایز اهمیت است. ابو بصیر گوید: در خدمت امام صادق نشسته بودیم که ام خالد مقطوعه‏ الید از راه رسید. حضرت فرمود: اى ابابصیر، آیا میل دارى که کلام ام خالد را بشنوى؟ من عرض کردم: آرى اى فرزند رسول خدا، با شنیدن آن شادمان مى‏گردم.... در همان موقع ام خالد به خدمت امام آمد وسخن گفت. دیدم وى در کمال فصاحت وبلاغت صحبت مى ‏کند. سپس حضرت پیرامون موضوع ولایت وبرائت از دشمنان با او سخن گفت.(14)

6. زبیده

مشخصات کاملى از او نقل نشده است. احتمال دارد زبیده زن هارون الرشید باشد که شیخ صدوق(ره) درباره‏ اش گفته است: وى یکى از هواداران وپیروان اهل بیت است. هنگامى که هارون دانست از شیعیان است قسم خورد که طلاقش دهد. زبیده کارهاى خدماتى بسیارى داشت که یکى آبرسانى به عرفات است. همچنین نوشته ‏اند وى یکصد کنیز داشت که پیوسته مشغول حفظ قرآن بودند و همیشه از محل سکونت او صداى تلاوت قرآن شنیده شد. زبیده در سال 216 ق. رحلت کرد.(15)

7. حبّابه والبیّه

از زنان والا مقامى است که دوره زندگى هشت امام معصوم را درک کرد و پیوسته مورد لطف و عنایت ایشان قرار داشت. در یک یا دو نوبت به وسیله امام زین العابدین وامام رضا علیه السلام جوانى ‏اش به او بازگردانده شد. اولین ملاقات وى با امیرمؤمنان علیه السلام بود که از آن حضرت دلیلى بر امامت درخواست کرد. حضرت در حضور وى سنگى را برداشت و بر آن مهر خود را نقش کرد واثر آن مهر در سنگ جاى گرفت وبه او فرمود: پس از من هر که توانست در این سنگ چنین اثرى بر جاى بگذارد او امام است. از این رو حبابه پس از شهادت هر امامى نزد امام دیگر مى ‏رفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ مى ‏زدند و اثر آن نقش مى ‏بست. نوبت که به امام رضا علیه السلام رسید حضرت نیز چنین کرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا علیه السلام زنده بود و پس از آن بدرود حیات گفت.(16)

روایت شده است که وقتى حبابه به خدمت امام زین العابدین رسید یکصد وسیزده سال از عمرش سپرى شده بود. حضرت با انگشت سبابه خود اشاره ‏اى نمود وجوانى ‏اش بازگشت.(17)

همچنین نوشته ‏اند: صورت حبابه از زیادى سجود سوخته و از عبادت همانند چوب خشکیده ‏اى شده بود.(18)

8. قنواء

دختر رشید هجرى، یکى از شیعیان وپیروان على علیه السلام وخود از یاران با وفاى حضرت امام جعفر صادق علیه السلام است.(19) وى دختر بزرگمردى است که در راه محبت ودوستى امیرمؤمنان به طرز دلخراشى به شهادت رسید. از گفتار شیخ مفید برمى ‏آید که قنواء به هنگام ورود پدرش نزد عبیدالله بن زیاد شاهد قطع دو دست ودو پاى پدر خود بوده وبه کمک دیگران بدن نیمه جان پدر را از دارالاماره بیرون آورده وبه خانه منتقل کرده است. روزى قنواء به پدرش گفت: پدر جان، چرا این همه خود را به رنج ومشقت عبادت مى‏ اندازى! پدر در جواب گفت: دخترم، پس از ما گروهى خواهند آمد که بینش دینى وشدت ایمانشان از ما، که این همه خود را به زحمت عبادت انداخته‏ ام، بیشتر است.(20)

د: بانوان منتظِر

چهارمین گروه یاوران امام زمان بانوان پرهیزکارى هستند که پیش از ظهور بقیة‏الله رحلت کرده ‏اند. به ایشان گفته مى‏شود امام تو ظاهر گشته است، اگر مایلى مى ‏توانى حضور داشته باشى. آنان نیز به اراده پروردگار زنده خواهند شد.

رجعت زنان مربوط به گروه خاصى نیست و هر بانویى خود را با خواسته‏ ها وشرایط زندگى در حکومت مهدى آل محمد علیه السلام تطبیق دهد ممکن است در آینده از رحمت خداوندى بهره ‏مند گشته، براى یارى امام زنده شود. یکى از آن شرایط خواندن دعاى عهد است که در فرد، نوعى آمادگى براى پذیرش حکومت آخرین ذخیره الهى ایجاد مى ‏کند. به فرموده امام صادق علیه السلام : هر که چهل صبح دعاى عهد را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر هم پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود خداوند او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد... .(21)

انتظار فرج

یکى از شرایط حضور در حکومت بقیة‏الله و توفیق دیدار با آن حضرت انتظار فرج است؛ یعنى آمادگى کامل براى پذیرش حکومت حق وآراستن به آنچه که مهدى علیه السلام مى ‏گوید  و مى ‏خواهد. انتظار فرج یعنى نفى هر گونه سلطه از بیگانگان ومبارزه با افکار انحرافى وفساد اخلاق ودر یک کلام، انتظار فرج یعنى بیزارى از دشمنان خدا وپیامبر و معصومین قدس سرهما .

بى سبب نیست که انتظار از بهترین اعمال شمرده شده است، بلکه فرد منتظرِ دولت مهدى همانند کسى است که در پیش روى رسول خدا شهید گشته و در خون خود غلتیده است واگر بر همان حالت انتظار از دنیا برود بسان کسى باشد که در خیمه مهدى فاطمه علیهما السلام مى ‏باشد.

ابو بصیر از امام صادق روایت کرده که آن حضرت روزى فرمود: آیا شما را خبر ندهم به چیزى که خداوند عملى را بدون آن از بندگانش قبول نمى‏کند؟ گفتیم: آرى. فرمود: شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم واقرار به آنچه که خداوند فرموده، از دوستى ما وبیزارى از دشمنان و اطاعت و پیروى از ما. نیز داشتن ورع و پرهیزکارى و انتظار کشیدن براى قائم علیه السلام . آنگاه فرمود:به درستى که براى ما دولتى است، خداوند آن را هر زمانى که اراده کند برقرار مى ‏سازد. سپس افزود: هر کس که دوست دارد از یاران قائم علیه السلام ما باشد باید در انتظار به سر برد وخود را به ورع و محاسن اخلاق بیاراید، واگر در همان حال بمیرد براى او اجرى همانند کسى است که آن حضرت را درک کرده باشد.(22)

آخرین سخن

بانوى محترم، خواهر مسلمان!

اگر مى ‏خواهید در زمره یاران امام زمان باشید... اگر مى ‏خواهید یکى از آن پنجاه زن باشید... اگر مى ‏خواهید یکى از آن چهارصد نفرى باشید که همراه عیسى از آسمان فرود مى‏ آیند، ... اگر مى ‏خواهید به اراده پروردگار و براى دیدار گل روى مهدى فاطمه بار دیگر به دنیا باز گردید... اگر مى ‏خواهید فرد مفیدى در حکومت مهدى علیه السلام باشید، بیایید از همین لحظه با قائم آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم پیمان ببندید و رابطه خود را با او محکم کنید وخود را با برنامه ‏ها وخواسته‏ هاى مهدى علیه السلام تطبیق دهید. بدانید که امام زمان جز راه جدش پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام نمى ‏رود.

به امید حضور و دیدار او

فهرست منابع

1- احتجاج طبرسى

2- اسدالغابة

3- اختصاص شیخ مفید

4- بیت الاحزان

5- بحارالانوار

6- تنقیح المقال

7- جامع الرواة

8- دلائل الامامة

9- تهذیب الکمال

10- چشم اندازى از حکومت مهدى علیه السلام

11- الجمل، شیخ مفید

12- رجال شیخ طوسى

13- ریاحین الشریعه

14- سفینة‏البحار

15- الفصول المهّمة

16- المسترشد، طبرى

17- مجمع الزوائد

18- معجم احادیث الامام المهدى علیه السلام

19- مغازى واقدى

20- قاموس الرجال

21- نقش زنان مسلمان در جنگ

22- منتهى الآمال

23- کمال الدین، شیخ صدوق

24- الغیبة، شیخ طوسى

/ 1 نظر / 14 بازدید
هستی

پستتون عالی بود [گل]