یوسف فاطمه، امام زمان!

شنیده ام که تو روزهای چهارشنبه به مسجد جمکران می‌روی و افرادی- یعنی آنهایی که بصیرت دارند- شما را زیارت می‌کنند. به خود گفتم من که در شهر قم نیستم که هر چهارشنبه به مسجد جمکران بروم. حال، باید چه کنم؟ تا اینکه تصمیم گرفتم جمکران کوچکی در کنج حیاط خانه درست کنم و روزهای چهارشنبه به انتظار تو بنشینم تا شاید بیایی. نمی‏دانم که به جمکران حقیر من می‌آیی؟ سال‌ها‌ست که انتظارت را می‌کشم. آخر برادر! انتظار هم باید روزی به سر آید، پس انتظار من چه موقع به سر می‌آید؟
مهدی جان!به خدای خود می‌گویم: ای التیام دهنده ی قلب‌ها‌! این نگهدارنده ی خورشید آسمان! ای پروردگار یکتای آشکار و نهان! تو را می‌ستایم و از تو می‌خواهم که تعجیل فرمایی در ظهور امام زمان! نمی‏دانم که آیا خدا دعای مرا مستجاب می‌نماید یا نه؟
مولای من!اطمینان دارم که اگر پدرم، حسین بی علی (ع) دست بر دعا بردارد و برای ظهور تو دعا کند، یقیناً خواهی آمد. خیلی دلتنگی ات را می‌کنم! آرام و قرار ندارم! فقط به تو می‌اندیشم و دعا می‌کنم که زودتر از سفر برگردی، ای یوسف فاطمه!
مولایم!به وجدان وجودم قسم که هر روز در مقابل خورشید سوزان می‌ایستم و آن را پاک کننده ی اشک‌ها‌یم می‌دانم و بر پنجره ی آرزو خیره می‌شوم و رؤیای تو سیر می‌کنم. در کنار باغچه ی گل می‌نشینم و به یاد تو اشک می‌ریزم و اشک‌ها‌یم را نثار گل‌ها‌ می‌کنم که شبنم آنها شود. چه بگویم از دلتنگی؟ آن قدر دلتنگ توأم که خواب به چشمانم نمی‏آید و آنها هر روز ابری اند.
ای امید من! نمی‏دانم دلتنگی ام را چه گونه بیان کنم که هر چه بگویم و بنویسم، کم گفته ام و کم نوشته ام. چه قدر باید انتظار کشید که قافله سالار زندگی، تو را به من برگرداند؟
صاحب زمان!
مگذار دست اجل پیش از اینکه تو را ببینم، مرا سوار بر قافله ی خویش کند و من با دلی پر از آروز روانه ی خاک شوم، که اگر چنین شود، وصیت می‌کنم به دیگران که در غم فراق من اشک را تسلای دل خود مکنند، بلکه بر حال من بگریند و ذکر مقدس صاحب الزمان (عج) بر لب زمزمه کنند که مولای من در بر مرگ مرا از عذاب آخرت نجات دهد و من آنجا انتظار دیدارم به پایان رسد.
آقای من!
زمانه تو را می‌طلبد و انتظارت را می‌کشد؛ چون ناحقی زمانه را فرا گرفته و زور و کفر بر دنیا سایه افکنده، دیگر زمانه این ظلم‌ها‌ را بر نمی‏تابد. پس تو را صدا می‌زند که بیایی و این دنیای دگرگون شده را از بیراهه نجات دهی. مولایم! چشمان منتظرمان را از انتظار بیرون آر!
/ 1 نظر / 9 بازدید