تا نیایی به جهان فصل گل افشان نرسد

تا نیایی به جهان فصل گل افشان نرسد
دوره محنت و غم ختم و به پایان نرسد

چون شمیم تو رسد فصل زمستان برود
بی حضور رخ تو فصل بهاران نرسد

صبح صادق ندمد چون نرسد پرتو تو
ظلمت شب نرود چون رخ رخشان نرسد

بی تو هرگز نرسد بر همه جا خیر و خوشی
عاقبت کار جهان بی تو به سامان نرسد

برسد بی تو گشایش نه که بر کار بشر
آدمی بی تو به آن دوره آسان نرسد

تویی آن وعده بر حقّ خدا روی زمین
که بدون رخ تو راحت انسان نرسد

بی مسیحا نفست زنده بگردد نه دلی
بی دوای تو به درد همه درمان نرسد

رسد آن دوره فرخنده در آن دولت تو
بی تو آن نعمت بی حدّ و فراوان نرسد

تا نیایی نرسد بر دلم آرام و سکون
بی رخت تاب و قرار دل ویران نرسد

با تو دوران برسد نقطه سرمنزل خویش
بی تو آرامش این قلب پریشان نرسد
/ 0 نظر / 13 بازدید