یقین دارم روزی خواهی آمد ...

یقین دارم روزی خواهی آمد ...

.

 اگر هزار سال نوری به انتظارت بشینم تا سنگ شوم شک نمی کنم ،

.

شاید روزی قدم مبارکت را بر شانه های سنگی ام حس کنم ...

.

بگذار ریشخندم کنند ...

..

همچو بوی گُل که در آغوش ِ گُل از گل جداست...

.

هم برون از عالمی ، هم در کنار ِ عالمی !

.

بگذار دیوارهای ریایشان را به اسم منتظران تو بالا ببرند ...

.

یقین دارم روزی خواهی آمد و رسوایشان خواهی کرد ....

قاصدک ها پریدنشان نمی آید ، پکر شده اند . . .

.

 آن را که خبر شد خبری باز نیامد

..

/ 1 نظر / 15 بازدید
آرزو

مطلب جالبی بود موفق باشی بیا با هم در ارتباط بیشتری باشیم می خوام بیای تو وبلاگ من و وبلاگت بذاری تو وبلاگم باشه ؟ بیا حتما