چشم به راه سپیده


تو را غایب نامیده اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی.
    «غیبت» به معنای «حاضرنبودن»، تهمت ناروائی است که به تو زده اند و آنان که بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمی دانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می خوانند، ظهورت را از خدا می طلبند نه حضورت را. وقتی ظاهر می شوی، همه انگشت حیرت به دندان می گزند با تعجب می گویند که تو را پیش از این هم دیده اند. و راست می گویند، چرا که تو در میان مائی، زیرا امام مائی. جمعه که از راه می رسد، صاحبدلان «دل» از دست می دهند و قرار از کف می نهند و قافله دل های بی قرار روی به قبله می کنند و آمدنت را به انتظار می نشینند...
    و اینک ای قبله هر قافله و ای «شبروان را مشعله»، در آستانه آدینه ای دیگر و در حالی که همه جا در سوگ جد شهیدتان حضرت اباعبدالله الحسین سیاهپوش است، با دلدادگان دیگری از خیل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه می کنیم.
    
    کوتاه ترین دعا
    کوتاه ترین دعا برای بلندترین آرزو؛ «اللهم عجل لولیک الفرج» است.
    ¤ ¤ ¤
    زود بیا
    ای منتقم از جاده ی موعود بیا
    غم، تار مرا دریده از پود، بیا
    با سیصد و سیزده نفر، آقاجان!
    هرچند که دیر کرده ای، زود بیا
    ¤ ¤ ¤
    شکند اگر سبویی
    شود اینکه از ترحم دهی ای سحاب رحمت
    من خشک لب هم آخر، زتو تر کنم گلویی
    بشکست اگر دل من، به فدای چشم مستت
    سر خم می سلامت، شکند اگر سبویی
    همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا
    تو قدم به چشم من نه، بنشین کنار جویی
    ¤ ¤ ¤
    بگویم بنویسم
    عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟...
    چرا آب به گلدان نرسیده است؟... بگو حافظ دل خسته ز شیراز
    بیاید، بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است؟
    ¤ ¤ ¤
    مثل گل آفتاب گردان
    بی تاب تر از جان پریشان در شب
    بی خواب تر از گردش هذیان بر لب
    بی رویت روی او، بلاتکلیفیم
    مثل گل آفتاب گردان در شب
    ¤ ¤ ¤
    ما بی سلیقه ایم!
    یابن الحسن! مولای ما!
    ما بی سلیقه ایم، تو حاجات ما بخواه «ورنه گدا مطالبه آب و نان کند»...
    ¤ ¤ ¤
    آنقدر نیامدی که...
    از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم
    تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم
    گفتند که روز جمعه خواهی آمد
    آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم
    ¤ ¤ ¤
    برای ظهور
    پنهان مکن جمال خود از عاشقان خویش
    خورشید را برای ظهور آفریده اند
    ¤ ¤ ¤
    تمام جمعه ها
    غروب پنج شنبه بی قرارم
    شبیه جمعه ها چشم انتظارم
    فقط یک جمعه می آیی ولی من
    تمام جمعه ها را دوست دارم
    ¤ ¤ ¤

/ 0 نظر / 13 بازدید